"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "

در آموزه‌های اسلامی از توکل به عنوان یکی از نشانه‌های دینداری و ایمان یاد شده است.در قرآن کریم در هفت مورد، عبارت «مؤمنان باید بر خداوند توکل کنند»، آمده است.[۱]
بر اساس این آیات، اگر قرار است در زندگی بر کسی اعتماد کنید، چه کسی بهتر از پروردگاری که راه‌های سعادت را پیش رویتان گذاشته است.[۲] توکل از ماده وکالت، به معنای سپردن کارهای خود به دست باکفایت خداوند دانا، توانا، و خیرخواه است. «چنان‌که انسان در کارهای دنیوی برای خود وکیل برمی‌گزیند و بسیاری از کارهای خود را به او واگذار می‌کند، تا نتایج سودمندتری در پی داشته باشد، شایسته است بنده خدا نیز در همه امور زندگی به خداوند تکیه کند و او را وکیل خود قرار دهد، تا خواسته‌هایش بدون اضطراب و تشویش خاطر تأمین گردد».[۳]
البته توکل منحصر به مواردی که اسباب عادی رسیدن به یک هدف در اختیار ماست، نمی شود. حتی در چنین مواردی نیز مؤمن باید اعتمادش به خدا باشد؛ زیرا تأثیرگذاری علل به اذن خداوند انجام می‌گیرد و اگر خدا نخواهد، اسباب عادی اثر معمول خود را نخواهد داشت، چنان که کارد گلوی حضرت اسماعیل علیه السلام را نبرید و آتش نمرود بدن حضرت ابراهیم علیه السلام را نسوزاند. «برخی می‌پندارند که هرگاه ابزاها، اسباب و عوامل کار فراهم است نیازی به توکل نیست و تنها در جایی که اسباب و عوامل کار فراهم نیست انسان باید بر خدا اعتماد و توکل کند. تا آنجا که اسباب دستیابی به هدف فراهم است، نیاز به توکل نیست و آنجا که توکل می‌کند، نیازی به استفاده از اسباب ندارد و باید اسباب را رها کند. مثلاً در جهاد، بخشی از کار را با توسل به اسباب[۴] و بدون توکل انجام دهد و بخش دیگر را با توکل بدون استفاده از اسباب انجام دهد، یعنی هنگامی که به مرز توکل رسید اسباب و ابزار فعل را رها کند.

ادامه مطلب


طبقه بندی: اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 24 آبان 1393 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

      
 امروز نهم خرداد سالروز ارتحال عالم بزرگ و مبلغ بی ادعای احکام نورانی اسلام و شاگرد مورد اعتماد مرحوم آیت الله بروجردی، مرحوم آیت الله خسروی است.
به جرأت می توان گفت بخش عظیمی از فرهنگ دینی مردمان خوب شهرستان تکاب مرهون زحمات و مجاهدت های علمی و معنوی و اعتقادی آن شخصیت والای فرهنگی است.
وقتی با جمله "العلماء ورثه الانبیاء" برخورد می کنیم شاید اولین چیزی که به ذهنمان خطور می کند مقام و منزلت و بزرگی پیامبران الهی و پیامبر عظیم الشأن اسلام است که به تبع آن اکرام و احترام به علما را برای ما مفروض می دارد. حال اینکه هر اکرام و احترامی پیرو یک سری مقدمات است و اصولا مسائل اخلاقی و آداب بدون تحمل زحمات و مشقات از طریق ارث به کسی ارزانی نمی شود. اگر عالمی مورد احترام جامعه و افراد آن قرار می گیرد بخش عظیمی از آن را به خاطر طی طریق نورانی اسلام و نزدیک کردن خود به خوی و خصلت و معنویات پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه هدی علیهم السلام به دست می آورد.
و اگر علما ورثه انبیاء هستند چه بهتر که بهترین های آن بزرگواران را به ارث ببرند نظیر اخلاق، ادب، بیان لیّن، گزیده گویی، عزت نفس، متانت و تواضع، شجاعت در برابر زورگویان وبیان حقایق و ... . مرحوم آیت الله خسروی نمونه بارز یک روحانی اخلاقی و دارای فضائل بالای انسانی و اسلامی بود که چهل سال در کمال زحمت و مشقت به تبلیغ دین مبین اسلام در این دیار مشغول شد در حالی که خودشان به آیت الله بروجردی فرموده بودند: جو تکاب به شدت خوانینی است! و جو خوانینی هم پذیرای انسان های پاک سرشت،  درستکار و اخلاق مدار نبوده است ولی با این حال وظیفه خود را به خوبی انجام داده و در پایان عمر شریفش نیز پایه گذار حوزه علمیه رسول اکرم صلی الله علیه و آله تکاب شد. و امروز شاید کسی صحبت های آن عالم فقید را به یاد نیاورد ولی اخلاق ، ادب و متانب و شجاعتش در برابر خوانین وابسته به رژیم فاسد پهلوی زبانزد عام و خاص است و او چه وارث خوبی برای پیامبران الهی بود که نه با بیان بلکه مصداق بارز" کونوا دعاه النّاس بغیر السنتکم"بود و امروز یاد و نامش توأم با اکرام و احترام و سلام وصلوات است.
درود خدا و ملائکه برآن وجود نورانی که نگارنده سراپا تقصیر و بسیاری از افراد جامعه ما مدیون آن بزرگواریم و از او آموختیم که باید وارث خوبی های پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بود و اگر ایمان، اخلاق، نماز و عبادات ما شبیه انبیاء شود دیگر نیازی به سخنرانی های زیاد و طولانی مدت هم نخواهد بود بلکه عمل متدینین و علما برای یک جامعه کافی است.
امام صادق علیه السلام فرمود:  "کونوا لنا زینا و لاتکونوا لنا شینا" برای ما زینت باشید ، مایه شرمساری مان نباشید.





طبقه بندی: اعتقادی،  دلنوشته، 
برچسب ها: آیت الله خسروی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 9 خرداد 1393 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شدو با لحنی مودبانه گفت:"ببخشید آقا میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟"مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشتو حسابی جا خورده بود،مثل آتشفشان از جا در رفتو میان بازار و جمعیت،یقه ی جوان را گرفت و عصبانی ،طوری که رگ گردنش بیرون زده بود،او را به دیوار کوفت و فریاد زد:"مرتیکه عوضی ،مگه خودت ناموس نداری....خجالت نمیکشی؟"جوان اما ،خیلی آرام،بدون اینکه از رفتار و فحش های مردعصبی شود و واکنشی نشان دهد ،همانطور مودبانه و متین ادامه داد:"خیلی عذر میخوام ،فکر نمیکردم این همه عصبانی و غیرتی بشین،دیدم به خاطر وضع خانومتون دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت میبرن ،من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم....حالا هم یقمو ول کنین،از خیرش گذشتم!"مرد خشکش زد.... همانطور که یقه ی جوان را گرفته بود ،آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد.

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:"مردی که در برابر دیدگانش و با رضایت و با اجازه ی او زنش آرایش کند و از خانه بیرون رود به صورتی که در معرض دید همگان قرار گیرد دیوث است،هرکه آن مرد را دیوث بنامد گناهی نکرده.زنی که بدین صورت بیرون رود و همسرش راضی باشد،به هر قدمی که آن زن برمیداردخانه ای از آتش برای شوهرش بنا میشود،بال و پر زنان خود را در این زمینه بچینید.نگذارید در این امور پر بگیرند که بی بال و پر بودنشان در این مسائل موجب خشنودی و سرور برای شما و کل خانواده است"1
__________________________
به نقل از سایت گروه اینترنتی رهروان ولایت
1(بحارالانوار ج 103، ص 249)






طبقه بندی: اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 18 فروردین 1393 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
سلام. دوستان عزیز از اینکه کم می نویسم عذرخواهی می کنم چون مشغله اجازه فکر کردن و نوشتن نمی دهد و از اینکه با کامنت ها و ایمیل هایتان درخواست مطلب می کنید تشکر می کنم. حقیر برای نوشتن مطلب از خودم چیزی ندارم و آنچه در این وبلاگ نوشته می شود برگرفته از معارف نورانی اهل بیت علیهم السلام است و دوستان خوبم با یادآوری نوشتن پست جدید، بنده را کمک می کنند تا مطالعه بیشتری بکنم. از لطفتون ممنونم.

“ما مِن شَیءٍ أثقَل فی میزان العبدِ یَوم القیامة مِن حُسنِ الخُلُقِ" پیامبر اکرم(ص) در روز قیامت چیزی سنگین تر از خوش اخلاقی در ترازوی اعمال بنده نیست."منبع: ابوداوود، حدیث ۴۷۹۹  و   ترمذی، حدیث ۲۰۰۳

مطلبی زیبا درباره ی "نقش اخلاق در سعادت بشر" از استاد شهید مطهری:

كسانی كه به بشریت خدمت كرده اند آنها هستند كه یك چیز خوب به بشر داده اند. یكی مَركب خوب در اختیار بشر گذاشته و یكی وسیله روشنایی خوب و یكی اسلحه خوب و یكی عمارت و ساختمان خوب و یكی راه خوب و بالاخره هر كسی كه به بشر خدمت كرده از این راه بوده كه یك وسیله خوب در اختیار بشر گذاشته، به استثناء سلسله انبیاء و معلمان و مربیان الهی كه هدفشان این بوده كه انسانهای خوب بسازند، و آنچه از اخلاق فاضله امروز دیده می شود مدیون زحمات معلمان و مربیان الهی است.
هر وسیله خوب آنگاه به حال بشر مفید است كه خود بشر خوب باشد یعنی اخلاق عالی انسانی داشته باشد، و اگر روح و جان بشر خوب نشد همه وسایل خوب در راه تخریب و بدبختی بشریت به كار برده می شود. دانش و كار كه دو شرط اساسی سعادت بشر می باشند هنگامی كافی خواهند بود كه مقرون به صفات خوب اخلاقی بوده باشد و اگر نه مانند سلاح برّنده و كاری است كه در دست دیوانه ای بیفتد.منبع: مجموعه آثار شهید مطهری ج 22 ص 434

هیچ     اهلیت       به از     خُلق     نکو ___ من   ندیدیم     درجهان    جست  و  جو "مولانا"


مطلبی اخلاقی و زیبا از استاد حسین انصاریان درباره ی خوش اخلاقی:

 سنگین ترین چیزی که در قیامت در ترازو گذاشته می شود.
رسول الله (ص) می فرماید: “ما مِن شَیءٍ أثقَل فی میزان العبدِ یَوم القیامة مِن حُسنِ الخُلُقِ”
در روز قیامت چیزی سنگین تر از خوش اخلاقی در ترازوی اعمال بنده نیست.

برادر گرامیم! خیلی ساده از کنار این حدیث رد نشو. از خودت بپرس: پس نماز شب کجاست؟ روزه در روز بسیار گرم کجاست؟ سرپرستی یتیم کجاست؟ و ....
ولی رسول الله (ص) می فرماید:  سنگین ترین چیزی که در ترازوی اعمال گذاشته می شود، خوش اخلاقی است.
آیا باور می کنی!؟ بله، چون رسول الله صلّی الله علیه وسلّم می گوید!




طبقه بندی: اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
برای همه اتفاق می افتد که از شنیدن چیزی خشنود یا ناراحت شود یا در خلوت خود به مسائلی فکر کند که حتی فکرشم ناراحتش می کند یا برعکس.
یکی از مسائلی که همه عقلا رو آزار میده و منزجر می کنه جهالت اعرابی است که به انواع و اقسام آن مبتلا بودند و یکی از زشت ترین هایش زنده به گور کردن دختران بی گناه بود که قربانی هوس و عقل ناقص و جهل پدرانشان بودند.
تا هر زمان که انسان زندگی کند و دنیا ادامه داشته باشد و سطور کتب تاریخ این واقعه تلخ را در حافظه خود نگاه دارد و آیندگان را نیز از آن باخبر کند انزجار و تنفر از این جهالت نیز خواهد بود و کسی نخواهد توانست توجیه یا تأویل کند.
حال پس از گذشت ده ها قرن از آن دوران انسان به پیشرفت های خود می نازد و از فراگیر شدن علم و تمدن و اخلاق در جوامع بشری لذت می برد و گسترش تکنولوژی و علوم ارتباطی و ابزار آن را محصول فکر و عقل و علم خود دانسته و قله های علوم مختلف را در تصرف خود می بیند و هر روز بهتر و بیشتر از قبل مجهز به امکانات مختلف مادی می شود که مایه مباهات بشر است.
حال سوال این است: آیا با گذشت قرن ها از آن جهالت های وحشتناک و ظالمانه و تجربه اندوزی های بشر از گذشته، امروز جهل و نادانی از میان انسان ها رخت بر بسته و علم و اخلاق و خوبی ها جای آن را گرفته یا قالب و شکل جهل عوض شده و به نحوی دیگر میدان داری می کند؟
در جواب باید گفت بدون هیچ تعصب و اغماضی از لحاظ علوم و فنون مختلف و مسلح شدن انسان به فناوری های نوین و امکانات مادی بشر طریق خوبی را طی کرده هر چند در گیر و دار صنعتی شدن جوامع و رشد علم و اقتصاد فاصله طبقاتی به طرز محسوسی ایجاد و فقر رواج یافته است و فاصله میان غنی و فقیر فاصله ای مد دار است ولی می توان اینطور توجیه کرد که در وقت لزوم ثروت و امکانات طبقه غنی به کمک فقرا هم خواهد آمد...
ولی جهالت در قالبی دیگر و از نوع مرکب خود به بشر غالب شده و او را در مسیر تباهی قرار می دهد! امروز سردمداران زر و زور با تکیه بر پیشرفت های مادی خود، جوامع را نوکر خود قلمداد و بر خلاف شعار های به ظاهر مردم سالارانه خود آنچنان با زور تسلیحاتی دیگران را مرعوب می کنند که روی اعراب جاهلی را که غرق در جهل بسیط بودند سفید کرده اند.
عرب آن روز ، نمی دانست و نمی فهمید زنده به گور کردن دختران معصوم گناهی است بس بزرگ و زنده ماندن آنان باعث بی اعتبار شدنشان نیست و از این رو دست به آن اقدام ناجوانمردانه می زد ولی قدرتمندان امروزی دقیقا اطلاع دارند که چه کسانی مسلح به سلاح شیمیایی اند یا از آن بر علیه دیگران استفاده کرده اند و یا حتی خودشان عامل آن هستند ولی به زور می خواهند به دنیا القاء کنند که بر عکس آن اتفاق افتاده است و برای به کرسی نشاندن حرفشان و رسیدن به اهدافشان از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند و این یعنی جهالت مدرن!!!
جهالت مدرن همان جهل مرکب است که در قالب امروزی عرضه می شود و بسیار خطرناک تر و ظالمانه تر از جهالت اعراب است که از دنیای غرب که داعیه حقوق بشر را دارد بر سایر جوامع سایه افکنده است.
حال تاریخ در مورد این جهالت چه خواهد نوشت و چگونه در مورد آن قضاوت خواهد کرد؟
نظر شما چیست؟





طبقه بندی: اعتقادی،  سیاسی،  دلنوشته، 
برچسب ها: جهالت مدرن،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 29 شهریور 1392 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
با سلام به همه دوستان و مخاطبان وبلاگ فلسفه احکام و مسائل شرعی و با پوزش از خدمت شما عزیزان که بدون ملاحظه جغرافیای زندگی و فقط بخاطر اشتراک در دین و مذهب و به حکم یافتن پاسخ سوالات دینی و مذهبی تان به وبلاگ بنده مراجعه و سوالات عمومی و خصوصی خود را مطرح و جواب می گیرید، بنده نیز باید بدون پرداختن به مسائل دیگر در زمینه ای که مخاطبانم انتظار دارند مطلب بنویسم ولی بخاطر زندگی در شهر خودم و تناسب مسئولتی که دارم بعضی وقت ها به نفع مسئله ای بومی دست به قلم می شوم که امیدوارم خاطر مبارکتان را نیازارد.
موقوفه سلیمان خان افشار موقوفه ای بزرگ است که 4 دانگ شهر تکاب و 6 دانگ چندین روستا از جمله یولقون آغاج، سبیل، دلدلبلاغی و کوسه پیری را شامل می شود. مرحوم سلیمان خان افشار در سال 1277 قمری املاک خود را وقف عام نموده و نیت هایی را مشخص کرده است که هر شخص حقیقی یا حقوقی موظف به عمل به نیات واقف است.
نیت های مرحوم واقف عبارتند از: 1- تعمیر و مرمت حسینیه(مسجد) یولقون آغاج 2- اطعام عزاداران امام حسین علیه السلام در ایام دهه محرم در حسینه مذکور 3- چاپ و نشر کتب اهل بیت علیهم السلام
تولیت موقوفه با فرزندان ذکور واقف بوده که به دلیل اینکه ایشان شرط کرده علاوه بر ذکور بودن باید بر عقیده شیخیه هم استوار باشند لذا به دلیل ضاله بودن فرقه شیخیه، تولیت موقوفه بر عهده حاکم شرع که در زمان حاضر ولی فقیه مصداق آن می باشد، بوده و اداره اوقاف به عنوان بازوی کمکی و رئیس سازمان اوقاف به عنوان نماینده ولی فقیه از طرف ایشان مأذون بوده و علاوه بر اجرای نیات واقف می تواند با تصرف در مازاد بر نیات واقف آن را در حوزه هایی که صلاح باشد مصرف کند.
بعضی از دوستان بدون سوال از این اداره و مسئول آن که قطعا اطلاعات دقیق و وسیعتری در این زمینه دارند در فضای مجازی و وبلاگ خود اقدام به شبهه افکنی کرده و ذهن دیگران را نیز مشوش می کنند که البته سوال کردن خوب بوده و ما از کسانی که با انگیزه درست و با نیت شفاف شدن موضوع سوال می کنند سپاسگزار خواهیم بود ولی متأسفانه استفاده ابزاری و سوءاستفاده از اطلاعات کم عوام و بدبین کردن دیگران به مقوله عظیم وقف که سنت حسنه پیامبر اکرم (ص) می باشد امری مذموم و نادرست است. هرچند ما از نیت و انگیزه دوستانی که سوالات و شبهات را ایجاد می کنند خبر نداریم ولی می دانیم که اگر قصد به دست آوردن اطلاعات صحیح بود حداقل یک بار هم که شده با بنده یا دیگر کارشناسان اداره رو در رو صحبت می کردند و اگر جواب قانع کننده ای دریافت نکردند حق داشتند این بدبینی را رواج دهند!
توضیحاتی را که می خواهم ارائه کنم در بردارنده جواب همه سوالاتی است که مطرح شده است.
1- قطعا اداره اوقاف با نظارت و مدیریت نماینده محترم ولی فقیه در گام اول به دنبال اجرای نیات واقف بوده و این را وظیفه شرعی و قانونی خود می داند و خدای نکرده هرگونه تخلف از آن علاوه برعقوبت اخروی با برخورد مسئولان سازمان مواجه خواهد شد.
اجاره بهای دریافتی از مستأجرین با توجه به کاربری هایی که در اختیار دارند و با نظر کارشناس دادگستری تعیین می شود. (کارشناس دادگستری کسی است که مدرک کارشناسی مورد تأیید دادگستری را دارا بوده و کارمند اداره اوقاف نیست) کاربری زراعی، مسکونی و تجاری هر کدام به تناسب درآمد آن قیمت گذاری می شود. ارزش اجاره در منطقه های مختلف و با ارزش ملک در هر منطقه محاسبه می شود و میزان آن فقط بر اساس نظر کارشناس مشخص می شود.
2- دریافت حق پذیره (پذیره تفکیک طبقاتی، انتقال، اولیه و...) بر اساس قوانینی است که در مجلس شورای اسلامی یا هیئت وزیران تصویب و و به سازمان اوقاف ابلاغ شده است که البته در شهر تکاب تخفیف هایی هم اعمال می شود. قوانین مربوطه در کتابی به نام قانون اوقاف گردآوری شده است.
3- دریافت اجاره بدون حساب و کتاب نبوده بلکه با نظر کارشناس دادگستری و با در نظر گرفتن ارزش اجاره عرصه و اعیان ملک می باشد که قطعا رضایت واقف از نحوه وصول حق و حقوق موقوفه باید مد نظر باشد که خدای نکرده اجحافی در حق موقوفه و واقف صورت نگیرد.
4- علاوه بر اجرای نیات واقف که مدارک و مستندات آن موجود و در صورت مراجعه افراد قابل ارائه است، با مجوز نماینده محترم ولی فقیه و رئیس سازمان اوقاف، کارهای خداپسندانه و خیریه دیگری از محل موقوفه سلیمان خان افشار انجام گرفته که بیان عمومی و جار انداختن آن به صلاح نیست و در صورت مراجعه کسانی که دوست دارند اطلاعات کافی در این زمینه داشته باشند با اسناد و مدارک ارائه می شود.
بازسازی مسجد یولقون آغاج از محل این موقوفه یک نمونه از کارهای عام المنفعه ای است که جزو نیات واقف هم به حساب می آید.
راه اندازی 3 مرکز حفظ قرآن کریم با مجوز نماینده محترم ولی فقیه از محل موقوفه از جمله کارهای درخشان اداره اوقاف و امور خیریه تکاب می باشد که تا به حال 653 نفر عضو دارد که 300 نفر از ثبت نام کنندگان از 10 ماه قبل در کلاس ها شرکت و موفق به حفظ 4 جزء از قرآن کریم شده اند که با عنایت خداوند متعال در چند سال آینده تکاب مملو از حافظان و حاملان قرآنی خواهد بود که به برکت وقف سلیمان خان افشار اتفاق افتاده است.
هم اکنون 10 مربی خواهر و برادر مشغول تربیت حافظان قرآنند که از همه قرآن دوستان و علاقمندان و معلمان و اساتید قرآن دعوت می نمائیم جهت کمک به ترویج فرهنگ غنی قرآن و اهل بیت علیهم السلام دست ما را بگیرند.
در پایان یادآور می شوم که روستا های حسن آباد و انگورد و نبی کندی وقف اولاد سید کاظم رشتی بوده و توسط نوادگان ایشان اداره می شود و ربطی به اداره اوقاف ندارد و البته نوادگان سید کاظم رشتی شیعه اثنی عشری بوده و از فرقه شیخیه نمی باشند.
خدایا به ما توفیق ده تا در عمل به وظیفه شرعی و قانونی خود سربلند بوده و امانت دار خوبی باشیم.







طبقه بندی: اعتقادی،  عمومی،  دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 9 مرداد 1392 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمود: هنگامی که موسی بن عمران علیه السلام با خضر علیه السلام ملاقات کرد موسی علیه السلام به وی گفت: مرا موعظه کن. خضر گفت: ای کسی که جویای دانشی! بدان که گوینده کمتر از شنونده خسته می‌شود، پس هیچ گاه اهل مجلس خود را خسته مکن. بحار / 1 /2 26...
بعضی وقت ها آنقدر حرف می زنیم که حساب همه چی از دستمان درمی رود، بعضی وقت ها هم در سکوت مطلقیم، کدام گزینه را باید انتخاب کرد؟ به هر قیمتی باید حرف زد یا سکوت بهترین راه است؟ یا نه باید راه میانه ای در پیش گرفت؟
این روزها اکثر افراد خود را صاحب نظر می دانند و به خود اجازه می دهند در همه زمینه ها اظهار فضل کنند و اتفاقا این یکی از نقطه ضعف های اینگونه افراد است که اظهار نظر در همه زمینه ها را حق خود می دانند و کمتر اهل استفاده از نظرات دیگران هستند. از مسائل سیاسی گرفته تا فرهنگ و اقتصاد و مدیریت و... ، وقتی هم انتقادی می شود می گویند باید آزادی بیان حاکم باشد تا هر کس در هرموردی که خواست نظر بدهد، غافل از اینکه این نوع از آزادی بیان افسارگسیختگی کلامی است و باعث خلط نظر درست و کارشناسی با نظرات آبکی شده و در نهایت عده ای را در تشخیص راست و دروغ دچار اشتباه می کند.
عده ای هم به جای حرف زدن در موعد خود و از ارائه نظر حتی در حوزه تخصص خود سر باز زده و خود را از ورطه نظریه پردازی دور نگاه می دارند در حالی که اگر به مقدار نیاز حرف می زدند جا برای اظهار نظرهای غیر کارشناسی در حوزه آنها نمانده و جلوی بسیاری از انحرافات گرفته می شد.
آنچه اسلام  می پسندد نه سکوت است و نه فریاد بلکه سکوت و فریاد به موقع دستور اسلام بوده و هیچکدام به صورت مطلق مورد ئأیید نیست.
صحبت به موقع، کم حرفی و پرهیز از زیاده گویی دارای فلسفه های فراوانی است که روایت های مورد اشاره در این پست بیانگر بخشی از آن هاست.

قال علی علیه السلام: من کثر کلامه کثر خطاؤه و من کثر خطاؤ ه قلّ حیاؤه و من قلّ حیاؤه قلّ ورعه و من قلّ ورعه مات قلبه و من مات قلبه دخل النار. بحار / 71 / 286
هر که کلامش زیاد شود. اشتباهاتش زیاد می‌شود و هر کس خطایش زیاد شود، شرم و حیایش کم می‌شود و آنکه حیایش کم شود، ورع و پرهیزگاری‌اش کم شود، و هر کسی خداترسی‌اش کم شود، قلبش می‌میرد و آنکه قلبش مُرد، در آتش افکنده شود.

قال علی علیه السلام: اجملوا فی الخطاب تسمعوا جمیل الجواب.
غررالحکم /2568
در گفتار خود اختصار را پیشه کنید تا جواب های نیکو بشنوید.




طبقه بندی: اعتقادی،  فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 14 اسفند 1391 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

دو ماهی که گذشت با اهل بیت علیهم السلام زندگی کردیم و لحظه لحظه های محرم و صفر شور حسینی بر دل ها و مجالس ما حاکم بود و اجتماعات مختلف علاقمندان امام حسین علیه السلام هر روز بیش از قبل کلام نورانی حضرت امام(ره) را تفسیر می کرد " این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است " شور و شعور حسینی باهم شخصیتی انقلابی به وجود می آورد که مهمترین شعار آن هیهات منا الذله است و کسی که این مهم را بتواند درک کند سعادت دنیا و آخرت را نصیب خود خواهد کرد.
با ورود به ماه صفر، شهادت حضرت رقیه، اربعین، شهادت پیامبر مکرم اسلام، امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام شور و شعور به اوج خود رسیده و شیعیان اختتامییه دو ماه عزاداری با سوز خود را با شور و حال خاصی برگزار می کنند.
در بحبوحه این غم ها یکی از سنت های حسنه یعنی "وقف" مور توجه قرار گرفته و هفته ای به نام وقف  در رسانه ها و مجامع با همت سازمان اوقاف و امور خیریه مطرح و مباحثی در رابطه با آن ذکر می گردد ولی انصافا این برای وقف کافی نبوده و نمی تواند حق آن را ادا کند.
موقوفات متعددی که از زمان های گذشته با نیّات خیر واقفین به جای مانده است امروز منشأ کارهای فرهنگی ، آموزشی، عمرانی و... بسیاری شده است که متأسفانه کم مورد توجه مسئولین و رسانه ها واقع شده و در نهایت مظلومیت این سنت حسنه را رقم زده است.
همان پیامبر و اهل بیتی که دوماه برای بزرگداشت آن بزرگواران مجالس متعدد برپا کردیم خود از واقفان و مروجان فرهنگ وقف بودند و با گفتار و عمل خود دیگران را به این مهم ترغیب می کردند.
پس از یکی از جنگ ها غنائم در میان مسلمین تقسیم می شود که قطعه زمینی به امام علی (ع) می رسد و حضرت با حفر چاه در آن زمین، آب آن را برای رهگذران که عمدتا حاجیان و زائران خانه خدا بودند وقف کرده و می فرماید: وقف نه فروختنی است نه بخشیدنی و نه ارث بردنی! و در جای دیگری با وقف خانه ای، از خدا می خواهد که در اثر این وقف او را از آتش جهنم دور نگاه دارد! امام باقر(ع) می فرماید: بهشت بر حضرت علی (ع) واجب بود و او معصوم از هرگونه گناه و بدی بود ولی باز با این حال با وقف اموال از خدا می خواست که او را از آتش جهنم محفوظ بدارد. در حالیکه ماها و بندگان گناهکار نسبت به این عمل و کارکردهای دنیوی و اخروی آن نیازمندتریم.

امروز یکی از آفات وقف عدم اطلاع مسئولین از اثرات مثبت وقف بوده که موجب اجحاف در حق این سنت نبوی می شود و البته عدم ترویج فرهنگ وقف نیز باعث شده عموم مردم اطلاعات کمتری نسبت به وقف داشته باشند.

سوال: عبادت در محلی که زمین آن موقوفه بوده و حق و حقوق آن پرداخت نشده باشد چه حکمی دارد؟
جواب: به فتوای همه مراجع معظم، عبادت در چنین مکانی باطل است.

 





طبقه بندی: اعتقادی،  احکام، 
برچسب ها: وقف، موقوفه، اهل بیت، محرم وصفر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 4 بهمن 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
پست قبلی در مورد اهمیت وقت و زمان مطالبی نوشتیم و این روزها این اهمیت را بیشتر می توان احساس کرد، ذی الحجه به سرعت در حال گذر است و دهه پر از برکات آن رو به پایان است، روزه های دهه با نمازهای معروفش را کسانی میزبان شدند که توفیق و همت بیشتری داشتند.
عرفه در پیش است و دعای پر از سوز و تواضع سالار شهیدان در عصر عرفه عاشقان او را رشته اتصالی به سوی آفریدگار بخشنده است و آنان را به تقرب به سوی حضرت یار امیدوار ساخته و دلها را خدایی می کند. قربان که مظهر به چالش کشیدن نفس توسط انسان پاک و کاملی چون ابراهیم(ع) است یکی دیگر از روزهای پر از تفضلات الهی است که انسان های پاک طینت را به قربانی کردن امیال نفسانی ترغیب می کند. دهه ولایت فرصتی برای مرور تلخ و شیرین های تاریخ برای کسب علم و اندوختن تجربه در راستای ولایت مداری است که نکات مثبت و منفی گذشتگان از نگاه تیز بین ولائیان مخفی نمانده و آنان را در ادامه مسیر ولایت مداری استوارتر و زمینه را برای بازگشت دوباره و باعزت امور به دست ولی امر و حجت الهی مهیا می کند، چونکه زمان حاضر زمان زمینه سازی ظهور و فراهم کردن اسباب تشکیل حکومت مهدوی است که تعصب و جهل مسلمانان فرصت بهرمندی امت اسلامی را از حکومت عدل علوی را سلب و این اتفاق را قرن ها به تأخیر انداخت و همین امر باعث عذاب و ذلت و حقارت امت تا به امروز بوده است ولی به توفیق الهی با بهره گیری از معنویات این ایام و ماه ها و با بصیرت و آگاهی و در پرتو هدایت های الهی بتوانیم ظرفیت های فردی و اجتماعی را گسترش داده و در راستای تحقق این امر بزرگ(زمینه سازی حکومت عدل مهدوی) قدم برداریم. این امر مهم با توجه به بیداری و آگاهی که در کشورهای اسلامی به وجود آمده مسئله ای دست یافتنی است و انشاءالله امت اسلامی در پیمودن این راه پر نور موفق و سرفراز خواهد بود.
درک شرایط و حرکت در این مسیر و اهمیت دادن به مسئله مذکور مصداق بارز جهاد و تکلیف است که دو پست قبل به آن پرداختیم.





طبقه بندی: اعتقادی،  فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 14 آبان 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

هر وقت خواستیم اهمیت وقت و ارزش زمان را به کسی یادآوری کنیم او را به طلا تشبیه کردیم تا بیشتر به اهمیتش پی برده شود!
چقدر بی انصافیم ما! که برای شناساندن قدر و منزلت زمان، او را با طلا که یک عنصر مادی است، مقایسه می کنیم.
در اینکه طلا دارای ارزش و قیمت بالایی است و برای مردمان عزیز است شکی نیست ولی مقایسه زمان با آن، بی حرمتی در حق وقت و زمان است. چون طلا هر چقدر هم که ذی قیمت باشد و هر چند بارها از دست انسان برود، باز به دست آوردنی است، چون او مادی است و در مادیات با تلاش بیشتر می توان عقب ماندگی را جبران کرد ولی در مورد وقت برعکس.
وقت و زمان یک چیز معنوی و دارای ارزشی بسیار فراتر از طلا یا هر چیز دیگر مادی است و از دست دادن آن به معنای سوزاندن فرصت با ارزشی از عمر است که دوباره قابل برگشت نخواهد بود و تلاش در هر زمان متعلق به همان زمان خواهد بود و اگر چه ما در فرصت های بعدی سرعت و دقت مان را افزایش دهیم ولی قطعا این سرعت و دقت جبران فرصت سوزی قبلی را نخواهد کرد و نخواهیم توانست جبران مافات کنیم.
وقت، زمان و فرصت چقدر برای ما حیاتی است؟ و از لحظه لحظه عمرمان استفاده لازم را می بریم؟
حکایت این روزهای ما هم همین است و الان به پشت سرم که می نگرم به همه فرصت های از دست رفته فکر می کنم و حسرت می خورم ، ولی چه سود که آن فضاها و فرصت های استثنائی دیگر باز نخواهند گشت و من باید به جلو بنگرم و سعی ام بر این باشد که فرصت های آینده را هم مثل گذشته تباه نکنم. شما هم دعا کنید تا همیشه و در همه حال، حتی در فکر و خیالمان، فرصت ها را مغتنم بشماریم که عمر بس ناجوانمردانه در حال گذر است...





طبقه بندی: اعتقادی،  عمومی،  دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 6 آبان 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

با سلام میلاد پر نور حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام را تبریک و تهنیت عرض می کنم.
همه ما در مورد تکلیف و جهاد  مطالبی خوانده یا شنیده ایم، و برای هر کدام مفهوم و مصداقی در نظر داریم ولی ممکن است آنچه که در ذهن ماست اشتباه یا با اصل قضیه متفاوت باشد ، توضیح این مطلب ، ما را در شناخت جایگاه تکلیف و جهاد که هر دو برای ما مهم و حیاتی است ، کمک خواهد کرد.
تکلیف چیست؟
هر نوع وظیفه ای را که شرع برای ما معین کرده و ما را موظف به انجام آن کرده، تکلیف نام دارد. ممکن است این وظیفه واجب یا مستحب یا مباح باشد و حتی ممکن است بعضی وقت ها با یک نیت قلبی و تمایل به انجام یا عدم آن خواسته خداوند را ادا کنیم.
مثلا جایی که غیبت کسی را می کنند وظیفه ما تذکر و جلوگیری از آن است، اگر ممکن نیست، ترک مجلس وظیفه است، اگر ترک مجلس هم مصلحت نیست یا امکانش وجود ندارد تنفر قلبی تکلیف ماست.
یک مثال دیگر اینکه: تلاش برای رفاه حال خانواده وظیفه هر پدر و سرپرست خانواده است و اگر پدری دنبال تمایلات نفسانی خود رفته و از خانواده و فرزندان خویش و تربیتشان غافل شود در انجام تکلیفش قصور کرده و مورد مؤاخذه قرار خواهد گرفت، ولی اگر در راه تلاش برای کسب رزق و روزی حلال از دنیا برود ثواب شهید را خواهد داشت.
و ده ها مثال دیگر می توان ذکر کرد.....
جهاد چیست؟
هر نوع تلاشی که برای رسیدن به هدف صورت گیرد جهاد نام دارد که ممکن است صورت های مختلف داشته باشد، مثلا یک زمان ایجاب می کند این جهاد حضور در جبهه و جنگ باشد و گاهی تلاش برای کسب رزق وروزی، گاهی نماز، روزه، تربیت فرزند، تحصیل، ورزش، همسرداری، معاشرت خوب با دیگران و همسایگان، امر به معروف و نهی از منکر، کمک به دیگران و ... جهاد محسوب می شود. بعضی ها به اشتباه، فکر می کنند جهاد یعنی جنگ! در حالی که همچنان که مصادیق آن را ذکر کردم مفهومش گسترده است.
با توضیحات بالا به این نتیجه می رسیم که انجام تکالیف شرعی نوعی جهاد است و جهاد در راه خدا هم تکلیف همه ماست.
وقتی به این باور برسیم ، آیه شریفه " الّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا " حلاوت خاصی خواهد داشت. " کسانی که در راه ما جهاد کنند، آنها را به راه های خودمان ( که منتهی به صراط مستقیم است) هدایت خواهیم کرد. عنکبوت/69
یعنی هر کس به انجام تکالیف الهی کمر همت ببندد خداوند برای هدایت او راه ها را هموار خواهد کرد و در تحقق وعده خداوند شکی نیست.
پس بعضی وقت ها می بینیم که زمینه گناه را از جلوی راه ما برمی دارد یا ما را از مسیر گناه کنار می زند و از خیلی از صحنه های دردسر ساز جدا می سازد یا توفیقاتی که به دست می آید که حتی فکرش را نمی کردیم، بخاطر انجام تکالیفی است که برای انجام آن مجاهدت کردیم.
اگر در انجام وظایف دینی خود جدی باشیم و کوتاهی نکنیم طبق وعده خداوند در مسیر هدایت او قرار خواهیم گرفت.

 





طبقه بندی: فلسفه احکام،  اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 15 مهر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

یکی از عوامل بسیار مهم در آرامش روح و روان، ذکر و یاد خداست که هر چه بندگان با خدای خود ارتباطی نزدیک داشته باشند، آرامش بیشتر و امنیت روانی بهتری احساس می کنند.
قرآن کریم برای این آرامش نسخه های زیادی دارد که یکی از آن ها، این آیه شریفه است:

«أَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ آگاه باشید که با یاد خدا دل ها آرامش می یابد». (رعد:28)

ذکر خدا فقط چرخاندن تسبیح و گفتن الفاظ نیست بلکه ذکر او مفهومی گسترده دارد که عبادات و تکالیف شرعی و انجام بموقع واجبات و ترک محرمات از مصادیق آن هستند و انجام تکالیف یعنی اینکه فرد عامل، همیشه به یاد خداست، او را احساس می کند، خود را در محضرش می بیند، برای رضایت او تلاش می کند، با انجام اعمال مثبت محبتی بین او و خالق شکل می گیرد و اینجاست که آیه شریفه معنی و مفهوم پیدا می کند و اثرات مثبت آن نمود می یابد.
با این اوصاف، تکالیف شرعی، از قبیل نماز، روزه، امر به معروف و نهی از منکر و ... و حتی مستحبات همه از مصادیق ذکر خداست.
بنا به تصریح قران کریم ذکر خدا مایه آرامش است.
در نتیجه باید گفت انجام تکالیف شرعی و پایبندی به اصول و احکام شرع و انجام آن ها و دوری از محرمات مایه آرامش روح و روان است.





طبقه بندی: اعتقادی،  فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 8 مهر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

وقتی راننده ای در اثر کم دقتی یا عدم شناخت کافی نسبت به جاده از مسیر خود دور شده و فرصت پیچیدن به مسیر دلخواه خود را از دست می دهد ناراحت می شود ولی هیچ وقت نا امید نمی شود و این بار با چشمانی باز و حواسی جمع  به دنبال دور برگردان  است تا به مسیر اصلی برگردد، اگر این دوربرگردان های جاده ها نبودند مسیر انتخاب شده(به اشتباه) باید تا آخر پیموده می شد و ناچار باید این راه غلط و تبعات منفی آن را به جان می خریدیم. ولی دور برگردان فرصتی برای بازگشت و جبران است که مجبور نشویم راه غلط را تا پایان برویم.
انسان ها در مسیر زندگی نیز دچار خطا می شوند و از سر جاده خوشبختی و سعادت عبور می کنند(بعضی وقت ها) و بعضی ها خیلی دیر متوجه می شوند و بعضی ها زود ولی مهم این است که نباید نا امید شد و راه بازگشت را مسدود دید بلکه این مسیر هم دوربرگردان هایی دارد و فرصت بازگشت و جبران همیشه مهیاست.
هر روز در جاده گذریم و در حال پیمودن این راه پر پیچ و خم و هر لحظه نیاز به دقت داریم، هر روزممکن است از راه خود دور شویم، هر لحظه  نا امیدی و یأس می تواند بر ما سوار شود، ولی باید به خاطر سپرد که: هر روز و هر لحظه فرصتی برای جبران گذشته است و هیچ وقت برای بازگشت دیر نیست و جاده کمال پر است از دوربرگردان های امیدبخش.
این مطلب را برای این نوشتم که بیان کنم: هر روز ما و اینکه این فرصت الان در اختیار ماست حکمتی است برای جبران گذشته ها و نزدیک شدن به قله کمال.





طبقه بندی: فلسفه احکام،  اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 1 مهر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

آدمیت نشانش بر لباس آدمی نیست
نمی دانست سعدی
نسلی می آید
که حتی در لباس آدمی نیست... ...
(رهگذر)

طبق معمول هر دوشنبه قصد داشتم بعد از ظهر و پس از بازگشت از کلاس وبلاگم رو به روز کنم و کم کاری اوایل شهریور رو جبران.
ولی در راه بازگشت به خونه از همه خیابونای شلوغ گذشتم و به محله خودمون که در ساعات گرم روز خلوت هم بود رسیدم و در آخرین پیچ یهو موتوری از بغل سمت راست با سرعتی حداقل 80 پرید به سینه ماشین! جایی که اصلا نمیشه فکرشو کرد، کاملا خلاف قوانین راهنمایی و رانندگی داشت می اومد!
بعد از برخورد به ماشین پرید جلو ماشین و من از رو موتور رد شدم و در همان لحظه فکر کردم از رو خودشم رد شدم لذا تنها کلمه ای که بر زبانم جاری شد نام زیبای علمدار کربلا بود واستادم ولی با ترس و نگرانی تمام پیاده شدم، با اونکه می دونستم ماشین صدمه زیادی دیده ولی اصلا مهم نبود چون مهم تر از اون اون آدمی بود که رفت زیر ماشین، اومدم بالا سرش دیدم از رو موتورش رد شدم ولی خودش پرت شده اونورتر(خداروشکر) دستشو گرفتم و بهش گفتم بلند نشو چون هنوز بدنت گرمه و تا لحظاتی هیچی نگفتم، بعد دیدم بلند شد و چیزیش نشده بود بهش گفتم برادر با این سرعت و با حرکت غیر مجاز خودتو میندازی جلو ماشین ما، یه کم آرومتر، خدا رحم کرد بعد بهش گفتم اگه یه وقت قصد خودکشی داشتی این ساختمونای بلند جای خوبین چون فقط خودتو می کشی و یکی دیگه رو درگیر نمی کنی.
از جهتی داغون بودم ولی از جهتی خوشحال که چیزیش نشده ولی زمانی که من با افکارم صحنه و اتفاقات رو مرور می کردم یهو موتورو برداشت و فرار کرد و منم انگیزه ای برای تعقیبش نداشتم، شاید منم هنوز گرم بودم و اینکه اون زنده مونده بود راضی کننده بود.
تازه برگشتم و ماشینو نگاه کردم و دیدم داغون شده ولی باز بیخیال سوار شدم و رفتم، اما بعد دقایقی تازه فکرم به کار افتاد که کاش ... ولی دیگه گذشته بود، تازه یادم افتاد که آدم هرچند اشتباه بکنه ولی می تونه یه عذرخواهی بکنه، می تونه مثل مرد بایسته و بگه ببخشید، اگه طرف مقابل قبول کرد که حق انسانیت ادا شده و هر دو طرف ادب به خرج داده اند ولی اگه تندی کرد و قبول نکرد و لجبازی کرد حداقل او  آدمیت خود و وظیفه آدم بودن خودش رو به نحو احسن انجام داده بود! تازه داشتم به این فکر می کردم که برخورد مثبت و دلسوزانه من لازم بوده یا باید طور دیگه ای برخورد می کردم؟
البته از لحاظ قانونی باید پلیس رو خبر می کردیم و صحنه رو دست نمی زدیم ولی تنها عاملی که باعث شد از همون لحظه اول قید هرگونه برخورد(قانونی و غیرقانونی) رو بزنم قیافه خسته و رنجور او بود که یک کارگر ساختمونی بود و در آن لحظه به یاد خانواده او افتادم که برای گذران زندگی چشم به دستان پینه بسته او دارند!
ولی انسان غنی باشد یا فقیر باید رسم و رسوم ادب را بلد باشد.

حال شما بفرمائید آدمی را آدمیت لازم است یا نه؟

 





طبقه بندی: اعتقادی،  عمومی،  دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 25 شهریور 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

با عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزیز، عید سعید فطر رو تبریک عرض می کنم (هر چند دیر) امیدوام طاعات و عبادات همه مؤمنین مورد قبول درگاه حضرت حق قرار گرفته باشد.
مسلما هر چیزی( چه مادی و چه معنوی) نیاز به مراقبت و نگهبانی دارد تا از گزند آفات مصون و محفوظ بماند، پس از یک ماه روزه داری و عبادت، حالا مأمور حفاظت از میراث رمضانیم و باید دستاوردهای ذی قیمت آن را با جان و دل نگه داشته و خود را در برابر هجوم انواع دشمنان این دستاوردها اعم از شیطان و نفس اماره و ... بیمه کنیم.
برای این نگهبانی راهکارها و ابزاری وجود دارد که باید با شناسایی آن ها زمینه را برای حفظ آثار روزه مهیا کنیم، یکی از این راهکارها استفاده از قرآن است که در طول یک ماه رمضان انیس ما بود و هر روز با تلاوت آیات وحی، با کلام خداوند آشنایی بیشتری پیدا می کردیم، قطعا تلاوت، توجه به ترجمه، تفسیر ، شأن نزول و تفکر در آیات آن ما را نورانی و روحانی خواهد کرد و صفای باطن را فزونی خواهد بخشید.
یکی دیگر از راهکارها و ابزار محافظت از آثار روزه توجه و پایبندی به نماز اول وقت و جماعت است که توان ایستادگی در برابر دشمنان این دستاوردها را مضاعف خواهد کرد. ابزار دیگر، دعا و مناجات و حفظ ارتباط با خدای متعال است که مخصوصا بعد از نمازهای واجب موجب نزول برکات الهی و دفع نقمات خواهد بود. و یکی از مهمترین ابزارهای حفظ نورانیت روزه داری توجه به وقت بابرکت سحر است که قبل از اذان صبح هر کس به مقدار توان خود در این موعد ملکوتی سیم ارتباط با عالم ملکوت را وصل و با معبود خود به راز و نیاز می پردازد که با تمرین و ممارست امری میسر و البته شیرین خواهد بود و آنوقت است که مؤمن خود را میراث دار پیامبر رحمت دانسته و با اقتدا به او سحرخیزی و شب زنده داری را پیشه خود ساخته و راه های کمال را به روی خود باز خواهد دید. سحر بزرگترین یادگار رمضان المبارک است، خدایا ما را در حفظ آن یاری فرما.
امیدواریم با کمک خداوند متعال و با دعای خیر هم بتوانیم در مسیر بندگی خداوند متعال قدم برداشته و ثابت قدم باشیم.






طبقه بندی: فلسفه احکام،  اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 14 شهریور 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3