"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "
با سلام و ادب خدمت همه دوستان بزرگوار و با عرض معذرت این پست رو صرفا برای همشهریان عزیزم، مردم شریف تکاب می نویسم.

مردم شریف و دوست داشتنی تکاب،همشهریان نجیب، صبور و با فرهنگ من
بعد از 43 ماه خدمت در رکاب شما بزرگواران در سنگر اوقاف و امور خیریه شهرستان تکاب، تقدیر بر این شد در سنگری دیگر و در شهرستانی دیگر به خدمت خود ادامه دهم ولی لازم می دانم نکاتی را خدمتتان عرضه دارم.
از اینکه خداوند منان به این حقیر سراپا تقصیر فرصت و توفیق خدمت در شهر با قدمت و فرهنگ تکاب عنایت فرمود، او را سپاس می گویم. دوران خدمت در تکاب یکی از شیرین ترین خاطرات زندگی بنده بود که توأم با محبت ها و همکاری همه همشهریان عزیزم بود.
به خاطر همه بزرگواری های تان صمیمانه تقدیر و تشکر کرده و آرزوی بهترین ها را برایتان دارم. علی الخصوص از همه علما و روحانیون، اساتید و مربیان قرآن کریم، اعضای هیئت امناء مساجد،مسئولین محترم ادارات، بسیجیان با صفا، حافظان و قاریان قرآن کریم، مربیان و مدیران مراکز حفظ اداره اوقاف، خانواده های حافظان، خیرین مسجد ساز و ... قدر دانی ویژه دارم.
همکاری و همراهی همه شما عزیزان راه صعب و سخت اداره امور موقوفات را برای ما مسیری هموار نموده بود که ما حصل آن رضایت عمومی و اظهار لطف همشهریان بود. طوری که در واپسین روزهای خدمتم بیشتر از هر زمان دیگری صفا و صمیمیت، قدرشناسی و نجابت تکابی را عینا لمس نمودم و بهتر از قبل واقف شدم مردم در عین تیزبینی، منصف ترین قاضی هستند که عملکرد خادمان خود را به بهترین شکل ارزیابی می کنند.
ضمن سپاس مجدد، از خدای بزرگ می خواهم به این بنده حقیر توفیقی عنایت کند که هیچوقت محبت های شما عزیزان را فراموش نکرده و بتوانم از هر فرصتی برای جبران آن تلاش نمایم.
ارادتمند شما عیسی برادری




طبقه بندی: عمومی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
با سلام به همه دوستان و مخاطبان وبلاگ فلسفه احکام و مسائل شرعی و با پوزش از خدمت شما عزیزان که بدون ملاحظه جغرافیای زندگی و فقط بخاطر اشتراک در دین و مذهب و به حکم یافتن پاسخ سوالات دینی و مذهبی تان به وبلاگ بنده مراجعه و سوالات عمومی و خصوصی خود را مطرح و جواب می گیرید، بنده نیز باید بدون پرداختن به مسائل دیگر در زمینه ای که مخاطبانم انتظار دارند مطلب بنویسم ولی بخاطر زندگی در شهر خودم و تناسب مسئولتی که دارم بعضی وقت ها به نفع مسئله ای بومی دست به قلم می شوم که امیدوارم خاطر مبارکتان را نیازارد.
موقوفه سلیمان خان افشار موقوفه ای بزرگ است که 4 دانگ شهر تکاب و 6 دانگ چندین روستا از جمله یولقون آغاج، سبیل، دلدلبلاغی و کوسه پیری را شامل می شود. مرحوم سلیمان خان افشار در سال 1277 قمری املاک خود را وقف عام نموده و نیت هایی را مشخص کرده است که هر شخص حقیقی یا حقوقی موظف به عمل به نیات واقف است.
نیت های مرحوم واقف عبارتند از: 1- تعمیر و مرمت حسینیه(مسجد) یولقون آغاج 2- اطعام عزاداران امام حسین علیه السلام در ایام دهه محرم در حسینه مذکور 3- چاپ و نشر کتب اهل بیت علیهم السلام
تولیت موقوفه با فرزندان ذکور واقف بوده که به دلیل اینکه ایشان شرط کرده علاوه بر ذکور بودن باید بر عقیده شیخیه هم استوار باشند لذا به دلیل ضاله بودن فرقه شیخیه، تولیت موقوفه بر عهده حاکم شرع که در زمان حاضر ولی فقیه مصداق آن می باشد، بوده و اداره اوقاف به عنوان بازوی کمکی و رئیس سازمان اوقاف به عنوان نماینده ولی فقیه از طرف ایشان مأذون بوده و علاوه بر اجرای نیات واقف می تواند با تصرف در مازاد بر نیات واقف آن را در حوزه هایی که صلاح باشد مصرف کند.
بعضی از دوستان بدون سوال از این اداره و مسئول آن که قطعا اطلاعات دقیق و وسیعتری در این زمینه دارند در فضای مجازی و وبلاگ خود اقدام به شبهه افکنی کرده و ذهن دیگران را نیز مشوش می کنند که البته سوال کردن خوب بوده و ما از کسانی که با انگیزه درست و با نیت شفاف شدن موضوع سوال می کنند سپاسگزار خواهیم بود ولی متأسفانه استفاده ابزاری و سوءاستفاده از اطلاعات کم عوام و بدبین کردن دیگران به مقوله عظیم وقف که سنت حسنه پیامبر اکرم (ص) می باشد امری مذموم و نادرست است. هرچند ما از نیت و انگیزه دوستانی که سوالات و شبهات را ایجاد می کنند خبر نداریم ولی می دانیم که اگر قصد به دست آوردن اطلاعات صحیح بود حداقل یک بار هم که شده با بنده یا دیگر کارشناسان اداره رو در رو صحبت می کردند و اگر جواب قانع کننده ای دریافت نکردند حق داشتند این بدبینی را رواج دهند!
توضیحاتی را که می خواهم ارائه کنم در بردارنده جواب همه سوالاتی است که مطرح شده است.
1- قطعا اداره اوقاف با نظارت و مدیریت نماینده محترم ولی فقیه در گام اول به دنبال اجرای نیات واقف بوده و این را وظیفه شرعی و قانونی خود می داند و خدای نکرده هرگونه تخلف از آن علاوه برعقوبت اخروی با برخورد مسئولان سازمان مواجه خواهد شد.
اجاره بهای دریافتی از مستأجرین با توجه به کاربری هایی که در اختیار دارند و با نظر کارشناس دادگستری تعیین می شود. (کارشناس دادگستری کسی است که مدرک کارشناسی مورد تأیید دادگستری را دارا بوده و کارمند اداره اوقاف نیست) کاربری زراعی، مسکونی و تجاری هر کدام به تناسب درآمد آن قیمت گذاری می شود. ارزش اجاره در منطقه های مختلف و با ارزش ملک در هر منطقه محاسبه می شود و میزان آن فقط بر اساس نظر کارشناس مشخص می شود.
2- دریافت حق پذیره (پذیره تفکیک طبقاتی، انتقال، اولیه و...) بر اساس قوانینی است که در مجلس شورای اسلامی یا هیئت وزیران تصویب و و به سازمان اوقاف ابلاغ شده است که البته در شهر تکاب تخفیف هایی هم اعمال می شود. قوانین مربوطه در کتابی به نام قانون اوقاف گردآوری شده است.
3- دریافت اجاره بدون حساب و کتاب نبوده بلکه با نظر کارشناس دادگستری و با در نظر گرفتن ارزش اجاره عرصه و اعیان ملک می باشد که قطعا رضایت واقف از نحوه وصول حق و حقوق موقوفه باید مد نظر باشد که خدای نکرده اجحافی در حق موقوفه و واقف صورت نگیرد.
4- علاوه بر اجرای نیات واقف که مدارک و مستندات آن موجود و در صورت مراجعه افراد قابل ارائه است، با مجوز نماینده محترم ولی فقیه و رئیس سازمان اوقاف، کارهای خداپسندانه و خیریه دیگری از محل موقوفه سلیمان خان افشار انجام گرفته که بیان عمومی و جار انداختن آن به صلاح نیست و در صورت مراجعه کسانی که دوست دارند اطلاعات کافی در این زمینه داشته باشند با اسناد و مدارک ارائه می شود.
بازسازی مسجد یولقون آغاج از محل این موقوفه یک نمونه از کارهای عام المنفعه ای است که جزو نیات واقف هم به حساب می آید.
راه اندازی 3 مرکز حفظ قرآن کریم با مجوز نماینده محترم ولی فقیه از محل موقوفه از جمله کارهای درخشان اداره اوقاف و امور خیریه تکاب می باشد که تا به حال 653 نفر عضو دارد که 300 نفر از ثبت نام کنندگان از 10 ماه قبل در کلاس ها شرکت و موفق به حفظ 4 جزء از قرآن کریم شده اند که با عنایت خداوند متعال در چند سال آینده تکاب مملو از حافظان و حاملان قرآنی خواهد بود که به برکت وقف سلیمان خان افشار اتفاق افتاده است.
هم اکنون 10 مربی خواهر و برادر مشغول تربیت حافظان قرآنند که از همه قرآن دوستان و علاقمندان و معلمان و اساتید قرآن دعوت می نمائیم جهت کمک به ترویج فرهنگ غنی قرآن و اهل بیت علیهم السلام دست ما را بگیرند.
در پایان یادآور می شوم که روستا های حسن آباد و انگورد و نبی کندی وقف اولاد سید کاظم رشتی بوده و توسط نوادگان ایشان اداره می شود و ربطی به اداره اوقاف ندارد و البته نوادگان سید کاظم رشتی شیعه اثنی عشری بوده و از فرقه شیخیه نمی باشند.
خدایا به ما توفیق ده تا در عمل به وظیفه شرعی و قانونی خود سربلند بوده و امانت دار خوبی باشیم.







طبقه بندی: اعتقادی،  عمومی،  دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 9 مرداد 1392 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
شورای اسلامی شهر اتاق فکر مدیریت شهر است، محل رایزنی و مشورت و در نتیجه رسیدن به بهترین تصمیمات برای عمران و آبادنی شهر و ساختن محیطی پر از صفا و زیبایی برای شهروندان، انتخاب بهترین،متخصص ترین، مدیر و مدبرترین فرد برای شهرداری و سپردن سکان اداره شهر به کسی که شخصیت و گفتار و رفتار و حرکات و سکناتش بیانگر فرهنگ شهر است.
تکاب شهر با قدمتی است که مردمان آن انسان هایی متدین، فرهنگی، اهل ادب و هنر شناخته می شوند و همواره از آنان بخاطر روحیه مدارا و صبوری و گذشت شان تمجید شده است. اهالی فهیم و با فرهنگ تکاب لایق بهترین ها هستند و مسئولین و سکانداران مدیریت شهر نیز باید در حد و اندازه های فرهنگ و ادب آنان باشند.
یکی از عرصه هایی که می تواند آئینه تمام خوبی های مردم شهر به حساب بیاید، شورای شهری است که منتخبین آن کسانی هستند که با رأی مردم و انتخاب آنان بر سر کار آمده و می تواند بیانگر روحیات و سلایق و فرهنگ ما باشد. شورای شهری که باید اعضای آن افراد سرشناس و امتحان پس داده ای باشند که این عرصه برای آنان محلی برای آزمون و خطا و تجربه آموزی نباشد یا خدای نکرده افرادی نباشند که افسارشان به دست دیگران است و از خود اختیاری برای فکر و نظر  نداشته باشند.
علاوه بر مطالبی که بیان شد حفظ استقلال شورای شهر و ذوب نشدن در این و آن و باج ندادن به کسانی که به دنبال سوء استفاده از از این نهادند و پتانسیل عظیمی که شورا دارد سودجویان را به طمع انداخته و خدای نکرده با لغزش اعضای آن اتفاقات نامیمونی برای شهر رقم می زند، دوره های گذشته تجربه ای است که نتایج انتخابات و رأی شهروندان آن را رقم زده است و می توان نقاط مثبت گذشته را تقویت و نقاط ضعف را برای همیشه ریشه کن کرد، یکی از مسائل دردناکی که همگان را ناخرسند می سازد مفاسدی است که امروز همه از آن خبر دارند و بر احدی پوشیده نیست. اگر شورای شهر ما شورای مصلحتی نباشد و گوش به حرف این و آن ندهد و از بعضی از مسئولینی که مصالح فردی را بر مصالح شهر و اجتماع ترجیح می دهند حرف شنوی نداشته باشد و با مردم صادقانه رفتار کرده و گزارشات را به سمع و نظر انتخاب کنندگان برساند موج مردمی و پشتوانه قوی رأی دهندگان فرصت هرگونه نفوذ را از طمعکاران(هرچند اگر از مسئولین باشند) خواهد گرفت.
قصدم از نگارش این تلنگر خدای نکرده متهم کردن کسی نیست بلکه تذکری برای مردم شریف و نجیب تکاب است که در انتخاب های خود دقت کرده و افرادی را به شورای شهر بفرستند که سابقه اعتقادی ، اجتماعی و سیاسی اش آنقدر روشن باشد که بتوان امیدوار بود که برای احقاق حق شهروندان با هیچ کس معامله نخواهد کرد ، هضم در هیچ جریانی نخواهد شد، به کسی باج نخواهد داد و از احدی ترس به خود راه نخواهد داد.
افرادی که کاندیدای شورای شهر شده اند باید بدانند در صورت انتخاب شدن، مسئولیت سنگینی  بر عهده آنان گذاشته شده است که به راحتی نمی توان در برابر مردم و خداوند متعال پاسخگو بود. وقت ثبت نام، افراد متعدد با انگیزه های مختلف ثبت نام می کنند ولی کیست که نداند اغلب کاندیداها بدون مطالعه و اطلاع دقیق از وظایف سنگین شورای شهر پای به این عرصه می گذارند و صرفا برای بخت آزمایی و ... خودی نشان می دهند در حالی که باید مسئولانه نگریست و افراد و شخصیت های ثبت نام شده را دید و با کمی تأمل می توان فهمید حد و اندازه های ما چیست و این ردا برایمان گشاد است یا خیر؟!
ضمن احترام به همه کاندیداهای محترم و بدون هیچ پیش داوری در مورد اشخاص، دوستانه توصیه می کنم که اگر می بینند افرادی بهتر و با قدرت و قوت بیشتری نسبت به آنان در جمع کاندیداها وجود دارند خود را کنار بکشند تا افراد قوی تر و با تجربه تری وارد این عرصه حساس بشوند.
امیدواریم افرادی انتخاب شوند که مایه سرافرازی شهر و شهروند تکابی بوده و موجب پیشرفت در حوزه عمران و آبادانی شهر عزیزمان باشند.




طبقه بندی: عمومی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
خیلی ها از مشکلات تکاب نوشته اند و دغدغه های زیادی وجود داشته و دارد. همه تکابی ها خود را دلسوز تکاب می دانند و همینطور هم هست ولی هر دلسوزی نمی تواند علل عقب ماندگی تکاب و مشکلات آن را درست تشخیص دهدیا اگر هم بتواند باید روش بیان و طرح مشکلات و ارائه راهکارهای مناسب برای برون رفت از مشکلات را ارائه کند.
اگر قرار بر اشکال گرفتن و مچ گیری و انتقاد بی قید و بند باشد، همه دنیا و مافیها را می توان زیر سؤال برد و دیگر هیچ کسی نمی تواند مصون از تاخت و تاز منتقدان غیر منصف و به دور از منطق باشد(حساب منتقدان منصف و دلسوز جداست).
تکاب قبل از آن که قربانی بی مهری مسئولین(مخصوصا مسئولین استانی) باشد، قربانی روحیه به ظاهر آرام  ولی به شدت محافظه کار ما تکابی هاست!!!
ما آنجا که باید محافظه کار و کم حرف باشیم لب به سخن گشوده و در مورد هر کس و هر چیزی اظهارنظر کرده و مسائل خصوصی دیگران را هم مو به مو شکافته و مورد مداقه قرار می دهیم و آنجا که نوبت بیان درد دل ها و حقائق است چشم به دهان افراد انگشت شمار این شهر دوخته و با بیان برخی مشکلات به نشانه رضایت سر تکان می دهیم ولی برای یاری و پشتیبانی بی رمقیم!!!
حاصل این روحیه ما برسر کار آمدن افرادی است که همه پشت سر آنان به تفصیل سخن می گویند و فعالیت هایشان را زیر سؤال می برند که بیشتر موارد به حق هم هست ولی دیگر فایده ای ندارد چون خود آنان هم می دانند ما به جدّ و در عمل یقه شان را نخواهیم گرفت و این ها حرف هایی است برای سرگرم شدن و بعضا راهی است برای عقده گشایی معاندین که از این خصیصه بد ما سوءاستفاده کرده و نقائص را متوجه نظام می کنند.
اگر تبریز و اصفهان شهرهای پیشرفته و با امکاناتی هستند اول از همه بخاطر روحیه مردمان آن است که ریشه در فرهنگ شان دارد و شاید ده ها سال کار فرهنگی کرده اند تا این روحیات مثبت در آن ها شکل گرفته و امروز کسی نمی تواند به راحتی حقشان را پایمال کند و مسئولین پروازی بر آن ها بگمارد! چون انتقاد حق مردم است و باعث اصلاح امور می شود و کاستی ها جبران و نقطه قوت ها تقویت می شود.
بنده به عنوان کسی که در عرصه فرهنگ و مذهب فعالیت می کنم مشکل اصلی و اساسی شهر و روحیه همشهریانم را فرهنگی می دانم. تکاب با آنکه دارای مردمانی متدین و انقلابی و محبّ اهل بیت(ع) است ولی باید در نحوه انتقاد و بیان مشکلات هم خود را اهل بیتی نشان دهد که سیره آن بزرگواران نگذشتن از کنار ظلم ها و کم کاری های مسئولین زمانشان بود البته با حفظ حدود و آبروی افراد و بدون نگاه شخصی و فردی به مسائل.
برای درمان محافظه کاری و دوری جستن از مخفی گوئیهایی که بیشترشان منجر به غیبت افراد می شود باید دست به دامن دین شد و با استفاده از معارف نورانی آن از هرگونه و هر جا حرف زدن پرهیز و از بی تفاوتی و حفظ مصالح شخصی و دم برنیاورن و مخفی کردن حقائق هم دوری جست.
امید آنکه روزی برسد که برادرانه نقدهایمان را به عنوان هدیه به هم تقدیم  و برای اصلاح هم دلسوزانه و اسلامی عمل کنیم که آنوقت دیگر حرفی برای پشت سر و غیبت کردن نخواهد ماند و مسئولی هم اجازه کم کاری و بی مهری در حقمان را به خود نخواهد داد.




طبقه بندی: عمومی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 27 فروردین 1392 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
مدت زیادی است از دوستان وبلاگی خودم دورم فقط هر از چندگاهی به وبشان سر زده و مطالبشان را می خوانم ولی دیگر فرصت نوشتن و کامنت گذاشتن های مرسوم را ندارم.
بعضی وقت ها دلم برای نوشتن تنگ می شود ولی مشغله زیاد مجال نوشتن نمی دهد، امروز تصمیم گرفتم درد دلم را منتشر کنم تا تسکینی برای خودم و شاید مایه تأمل و تفکری برای دیگران باشد.
یاد آن روزهای پر از آرامش و معنویت به خیر که در بین دوستان از انواع نعمت های معنوی حوزه منتفع بودیم و چون غرق در نعمت بودیم شاید آنطور که باید قدرش را نمی دانستیم ولی امروز پس از گذشت 18 ماه از دوری از آن محیط وصف نشدنی و وارد شدن در وادی مسئولیت و کار اجرایی تازه می فهمم که هیچ جا حوزه نمی شود و البته این حرفم از سر استیصال نیست و نمی خواهم دیگران را به ماندن در حوزه و سلب مسئولیت ترغیب بکنم بلکه قصه، قصه دلتنگی و دیدن افراد و مسئولان بی مسئولیتی است که تصور اینکه همچین افرادی هم در نظام مقدس جمهوری اسلامی هستند به ذهنم خطور نکرده بود ولی امروز برایم عادی شده و اینکه دروغ می گویند و می نوسیند، گزارش های دروغ و الکی می دهند، زیرآب زنی می کنند، تقوای سیاسی ندارند و هر روز بر در کسی خیمه می زنند، نگاهشان به صندلی است و اینکه پایه آن با حمایت از چه کسی یا چاپلوسی برای کی محکمتر می شود دغدغه شان است و...
با نگاه های آرمانیی که دانشجویان و طلاب پیرو خط ولایت دارند و تا زمانی که خود به وادی کارهای اجرایی وارد نشده اند انتظاراتی که از مسئولین دارند قطعا با ورود به این عرصه متعادل تر خواهد شد و با دیدن تعداد معدود افراد پایبند به مبانی دینی و انقلابی در بین مسئولین خوشحال خواهند شد.
امروز حرف از اسلام و ولایت و شهدا و ... در بین مسئولین زیاد است ولی عمل به دستورات اسلام و ولایت و حرکت در مسیر شهدا کم! البته بیشتر مسئولین به گفته های خود اعتقاد دارند ولی آفت های تخریب گر مسئولیت بین حرف و عمل فاصله انداخته و آن ها را از مسیر دور می کند.
هدفم از نگارش متن بالا و بیان این واقعیت تلخ این بود که بدانیم تا خودسازی در مراحل نوجوانی و جوانی صورت نگیرد و واقع بینانه به مسائل نگاه نکنیم، نه درک صحیحی از وضعیت موجود خواهیم داشت و نه روزی که خودمان به مسئولیت رسیدیم نرمال و متعادل حرکت خواهیم کرد. نیاز امروز کشور ورود نیروهای پرانرژی و در عین حال پایبند به ارزش های دینی و انقلابی است که فاصله حرف تا عملش بسیار کم باشد و تابلوی حرکت او معیارهای دینی و ارزشی باشد نه رضایت این و آن!!
بریدن از آرامش و فضای معنوی و علمی حوزه و دانشگاه و وارد شدن در ورطه پرتلاطم مسئولیت و متحمل شدن سختی ها و کم خوابی ها و ... می تواند مسیر بهشت باشد اگر از آفت های حول و حوش خودمان را مصون نگاه داریم.






طبقه بندی: عمومی،  دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 7 اسفند 1391 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

هر وقت خواستیم اهمیت وقت و ارزش زمان را به کسی یادآوری کنیم او را به طلا تشبیه کردیم تا بیشتر به اهمیتش پی برده شود!
چقدر بی انصافیم ما! که برای شناساندن قدر و منزلت زمان، او را با طلا که یک عنصر مادی است، مقایسه می کنیم.
در اینکه طلا دارای ارزش و قیمت بالایی است و برای مردمان عزیز است شکی نیست ولی مقایسه زمان با آن، بی حرمتی در حق وقت و زمان است. چون طلا هر چقدر هم که ذی قیمت باشد و هر چند بارها از دست انسان برود، باز به دست آوردنی است، چون او مادی است و در مادیات با تلاش بیشتر می توان عقب ماندگی را جبران کرد ولی در مورد وقت برعکس.
وقت و زمان یک چیز معنوی و دارای ارزشی بسیار فراتر از طلا یا هر چیز دیگر مادی است و از دست دادن آن به معنای سوزاندن فرصت با ارزشی از عمر است که دوباره قابل برگشت نخواهد بود و تلاش در هر زمان متعلق به همان زمان خواهد بود و اگر چه ما در فرصت های بعدی سرعت و دقت مان را افزایش دهیم ولی قطعا این سرعت و دقت جبران فرصت سوزی قبلی را نخواهد کرد و نخواهیم توانست جبران مافات کنیم.
وقت، زمان و فرصت چقدر برای ما حیاتی است؟ و از لحظه لحظه عمرمان استفاده لازم را می بریم؟
حکایت این روزهای ما هم همین است و الان به پشت سرم که می نگرم به همه فرصت های از دست رفته فکر می کنم و حسرت می خورم ، ولی چه سود که آن فضاها و فرصت های استثنائی دیگر باز نخواهند گشت و من باید به جلو بنگرم و سعی ام بر این باشد که فرصت های آینده را هم مثل گذشته تباه نکنم. شما هم دعا کنید تا همیشه و در همه حال، حتی در فکر و خیالمان، فرصت ها را مغتنم بشماریم که عمر بس ناجوانمردانه در حال گذر است...





طبقه بندی: اعتقادی،  عمومی،  دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 6 آبان 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

آدمیت نشانش بر لباس آدمی نیست
نمی دانست سعدی
نسلی می آید
که حتی در لباس آدمی نیست... ...
(رهگذر)

طبق معمول هر دوشنبه قصد داشتم بعد از ظهر و پس از بازگشت از کلاس وبلاگم رو به روز کنم و کم کاری اوایل شهریور رو جبران.
ولی در راه بازگشت به خونه از همه خیابونای شلوغ گذشتم و به محله خودمون که در ساعات گرم روز خلوت هم بود رسیدم و در آخرین پیچ یهو موتوری از بغل سمت راست با سرعتی حداقل 80 پرید به سینه ماشین! جایی که اصلا نمیشه فکرشو کرد، کاملا خلاف قوانین راهنمایی و رانندگی داشت می اومد!
بعد از برخورد به ماشین پرید جلو ماشین و من از رو موتور رد شدم و در همان لحظه فکر کردم از رو خودشم رد شدم لذا تنها کلمه ای که بر زبانم جاری شد نام زیبای علمدار کربلا بود واستادم ولی با ترس و نگرانی تمام پیاده شدم، با اونکه می دونستم ماشین صدمه زیادی دیده ولی اصلا مهم نبود چون مهم تر از اون اون آدمی بود که رفت زیر ماشین، اومدم بالا سرش دیدم از رو موتورش رد شدم ولی خودش پرت شده اونورتر(خداروشکر) دستشو گرفتم و بهش گفتم بلند نشو چون هنوز بدنت گرمه و تا لحظاتی هیچی نگفتم، بعد دیدم بلند شد و چیزیش نشده بود بهش گفتم برادر با این سرعت و با حرکت غیر مجاز خودتو میندازی جلو ماشین ما، یه کم آرومتر، خدا رحم کرد بعد بهش گفتم اگه یه وقت قصد خودکشی داشتی این ساختمونای بلند جای خوبین چون فقط خودتو می کشی و یکی دیگه رو درگیر نمی کنی.
از جهتی داغون بودم ولی از جهتی خوشحال که چیزیش نشده ولی زمانی که من با افکارم صحنه و اتفاقات رو مرور می کردم یهو موتورو برداشت و فرار کرد و منم انگیزه ای برای تعقیبش نداشتم، شاید منم هنوز گرم بودم و اینکه اون زنده مونده بود راضی کننده بود.
تازه برگشتم و ماشینو نگاه کردم و دیدم داغون شده ولی باز بیخیال سوار شدم و رفتم، اما بعد دقایقی تازه فکرم به کار افتاد که کاش ... ولی دیگه گذشته بود، تازه یادم افتاد که آدم هرچند اشتباه بکنه ولی می تونه یه عذرخواهی بکنه، می تونه مثل مرد بایسته و بگه ببخشید، اگه طرف مقابل قبول کرد که حق انسانیت ادا شده و هر دو طرف ادب به خرج داده اند ولی اگه تندی کرد و قبول نکرد و لجبازی کرد حداقل او  آدمیت خود و وظیفه آدم بودن خودش رو به نحو احسن انجام داده بود! تازه داشتم به این فکر می کردم که برخورد مثبت و دلسوزانه من لازم بوده یا باید طور دیگه ای برخورد می کردم؟
البته از لحاظ قانونی باید پلیس رو خبر می کردیم و صحنه رو دست نمی زدیم ولی تنها عاملی که باعث شد از همون لحظه اول قید هرگونه برخورد(قانونی و غیرقانونی) رو بزنم قیافه خسته و رنجور او بود که یک کارگر ساختمونی بود و در آن لحظه به یاد خانواده او افتادم که برای گذران زندگی چشم به دستان پینه بسته او دارند!
ولی انسان غنی باشد یا فقیر باید رسم و رسوم ادب را بلد باشد.

حال شما بفرمائید آدمی را آدمیت لازم است یا نه؟

 





طبقه بندی: اعتقادی،  عمومی،  دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 25 شهریور 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز مخصوصا آنهایی که با نظرات مفیدشون در جواب سوالات پست قبلی به روشن شدن زوایای بحث کمک کردند، مجددا میلاد مسعود حضرت مهدی موعود (عج) رو خدمتتون تبریک و تهنیت عرض می کنم.
در ادامه پست قبلی و جهت پاسخگویی به سوالات مطرح شده ابتدا برخی نظرات رو در معرض دید دوستان قرار میدم و در پایان نیز نظرات و برداشت های خودم رو می نویسم. امیدوارم دوستان با کامنت های خوبشان نواقص بحث رو بر طرف کنند.

y
سلام. میلاد حضرت مهدی موعود (عج) مبارک. امام عصر عج حجت خدا بر روی زمین است و بدون ایشان اتصالی بین زمین و آسمان نیست(این السبب المتصل بین الارض و السماء) یعنی او ولی نعمت است و بواسطه او خداوند به بندگانش رزق و روزی و سلامتی و ... می دهد پس او هر لحظه با ماست و برای ما دعا می کند و قطعا جواب سلام و دعا و توسل ما را هم می دهد ولی برای بعضی ها خصوصا دعا می کند و عنایت دارد(اونم بخاطر عمل خود افراد است) پس عموما همه ما شامل دعا و عنایت حضرتش هستیم ولی خصوصا افراد ناب.
اصلا دوران غیبت یکی از عللش برای آزمودن افراد است شاید این جواب نشنیدن ظاهری برای این باشد که ما آزموده شویم و با وجود این نشنیدن جواب ها دلسرد نشده و همچنان به انتظار بنشینیم.
از طرفی انتظار از این حیث بهترین اعمال معرفی شده که موجب رشد است، انسانی که منتظر است باید خودش را آنطور تربیت کند که شخص مورد انتظار دوست دارد و منتظر باید هر روزش بهتر از دیروز بوده و در راه رشد و تعالی باشد اگر چنین شد می توان گفت روز به روز به امام عصر نزدی تر می شویم و برای ظهور آماده می شویم.

در نتیجه باید گفت:

این دوران دو حیث امتحان و تربیت دارد و باید در هر دو موفق بود.

خداوند توفیق خوب بودن، خوب ماندن و پاک به آقا رسیدن را روزیمان کند.
___________________________
مهدی
سلام
در مورد مطالبی که نوشتین زیاد فکر کردم، راستش این مائیم که کوتاهی می کنیم و به وظایفمون عمل نمی کنیم و گرنه امام زمان هم سلام ما را می شنود، هم جواب می دهد و هم توسلات و دعا و قربانی ما را می پذیرد و جواب می دهد.
حقیقت اینست که ما آنطو که باید با ایشون انس نمی گیریم و این یکی از نشانه های غربت اوست و تا ماها مضطر نشیم و عاجزانه نخواهیمانگار آمادگی ظهورش را نداریم و به نظرم این دعاها و نذر و نیاز برای فرجشش خوب است ولی
" دو صد گفته چون نیم کردار نیست "
باید اهل عمل بود و بس.

از مطلب خوب و فکورانه شما ممنونم.
____________________________
وحید
سلام.
مطلب بسیار خوبی بود به شرط اینکه این سوالات رو جواب بدید و برای مخاطبین روشن شود چی به چیه.

قطعا امام زمان (عج) سلام ما رو می شنود و جواب می دهد ولی مشکل از ماست که جواب را نمی شنویم.
در توسلات و قربانی ها هم همینطور حتما جواب ما را می دهند و عنایت دارند ولی چون ما خودمون رو کامل نساخته ایم نمی توانیم درک کنیم.
البته خیلی جاها برامون محسوس و ملموس هست که جواب گرفتیم.
ولی ای کاش با ترک گناهان می توانستیم آنقدر پاک بشیم و ظرفیت پیدا بکنیم تا صدای آقا رو هم بشنویم.
البته مهم دیدن یا شنیدن چهره و صدای آقا نیست، مهم عمل ماست که باید ا توجه به رضایت ایشون صورت بگیره.
اگه اقا رو ببینیم و جواب سلاممون رو هم بدهند و ما بشنویم ولی اهل عملی نباشیم که رضایت ایشان در آن باشد چه فایده ای دارد؟؟؟!
مثل بیشتر افراد زمان پیامبر(ص) و ائمه (ع).

نتیجه:

مهم اینه که در انجام و ترک کارها رضایت امام عصر (عج) رو در نظر بگیریم و بر همون اساس عمل کنیم. همین کافی خواهد بود.
_____________________________
پریا
سلام دوست گرامی مث همیشه عالی بود.فکر میکنم آقاهمیشه به ما لطف دارن این ماهستیم که الطاف آقارا نمی بینیم.اعیاد برشما مبارک.
_____________________________
دختران باباعطا
سلام علیکم.
امام عصر روحی فداه، همیشه حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار ما هستند. امکان ندارد به ایشان سلام کنیم و جواب نگیریم. اما دنیاطلبی، گناهان کوچک و بزرگ، ظلم و حق کشی، و بسیاری از خطاهای ما، حجابیست میان ما و حضرتش

برای درک ایشان و ایجاد انس و الفت، راهی نیست جز ترک گناه و افزایش حب اهل بیت علیهم السلام در روح و جانمان.
______________________________
فاطمه
سلام و عرض ادب...
خیلی جالب بود.. به نظر من ایجاد اتصال فقط در قلب کلید میخوره و این برقرار کردن ارتباط یا همون اتصال با امام عصر عج خیلی هم سخت نیست. قلب پاک و صاف هم برای ایجاد اتصال لازمه رعایت کردن یک سری موارده.. وقتی همه چیز سلسله وار مثل زنجیر با هم ارتباط صحیح پیدا کند اتصال خودش برقرار میشه چون قلبت صاف شده.. التماس دعا..اللهم عجل لویک الفرج
______________________________
مردانپور
با سلام. دیدن و شنیدن آنچه که همه می بینند ومی شنوندهنر نیست هنر دیدن وشنیدن نادیده ها وناشنیده هایی است که دیگران (نامحرمان)نه می بینندونه می شنوندواین هم شروطی داردکه اصلی ترین آن محرمیت است ومحرم بودن یعنی اهلیت داشتن یعنی مشابهت وهم سنخ بودن ویعنی عاشق بودن که عاشقی شیوه رندان بلاکش باشدوباید طوری زیست که به قول حافظ:
در ضمیر ما نمی گنجد به غیراز دوست کس
هردو عالم را به دشمن ده مارا دوست بس
واگر این شدهم می بینی وهم می شنوی وهم.....................
پاسخ عیسی برادری : سلام. ممنون از بابت حضور و نظر عالمنتون.
تو اول بگو با کیان زیستی
من آنگه بگویم تو کیستی
___________________
ناریان مر ناریان را همدمند
نوریان مر نوریان را جاذبند
__________________
از شعر حافظ هم استفاده میشه که باید غیر دوست را از دل بیرون کرد تا دوست در دل جای گرفته و انس با او سهل گردد.
اگر چنین شود به تدریج حرف زدن با او نجوا و درد دل با او لذت بخش و آرامش میهمان وجودمان خواهد شد.
و این انس رفته رفته به ملکه تبدیل شده و عامل بازدارنده ای در برابر آفات دنیوی خواهد بود. در نتیجه توجه او هم جلب خواهد شد و حضورش احساس.
با این احساس تقرب حاصل خواهد شد و لذت از انس با او فزونی خواهد گرفت و دیگر کسی و چیزی نخواهد توانست مانع حضور او در دل شود و البته از این رهگذر آثار فراوانی در گفتار، رفتار، و زندگی انسان آشکار خواهد شد.
بخاطر همین است که معصوم (ع) می فرماید: با هر که دوست شوی شبیه او می شوی. یا هر کس با دوست خود محشور خواهد شد.
_________________________
هادی تلنگر
سلام. در اذن دخول حرم امام رضا(ع) ( کاش وقتی اذن دخول را ترجمه می کردند اسمش را می گذاشتن اجازه ورود) می خوانیم: خداوندا من معتقدم... که معصومین مقام و رتبه مرا می بینند؛ " یرون مقامی"
وکلام مرا می شنوند؛ " وتسمع کلامی"
و سلام مرا علیک می کنید؛ " و ترد سلامی"
منتها حجابی بر گوش های ما قرار دادی که از شنیدن جواب آنان محرومیم؛ "و انک حجبت عن سمعی کلامهم"
ولی در عوض بابی دیگری را برایمان گشودی "و فتحت بابی"
اگر چه از شنیدن صدایشان محرومم ولی همین قدر که از مناجات با آنها لذت می برم معلوم است که جوابم را (حتی قبل سلام من ) داده اند؛ "و فتحت بابی بلذیذ مناجاتهم"...
***
این از طرف اهل بیت***
*
اما حرف این جاست که زبان حال امام زمان (عج) چیز دیگری است می فرماید:
بارها دیدم تو را کردم سلام تو جواب من ندادی یک کلام*


جمع بندی:
1- ضمن سپاس از نظرات خوب دوستان، نظرات عموما مفید و بعضیاشون قانع کننده بودند.
2- اینکه امام عصر (عج) از نظرها غایبند دلیل بر دوری ایشان از ما و احوالاتمان نیست بلکه ایشان اشراف کامل بر کارها و اموراتمان دارند.
3- جواب حضرت به سلام، دعا و توسلات ما امری بدیهی است چون ایشان حجت خداوند در روی زمین بوده و سبب اتصال و ارتباط بند گان به خداوند متعال می باشند و از آن جهت که جانشین رسول خدا(ص) می باشند، مأمور خداوند برای هدایت بشر بوده و وظیفه تربیت افکار و سوق افراد به سوی کمال را دارند، البته در دوران غیبت بخشی از این کار را شخص حضرت انجام می دهند مثلا در اثر دعای ایشان ماها به بعضی از توفیقات دست می یابیم و از بعضی محرمات دور می شویم بخش دیگری از کارهای ایشان به دست معتمدین و نواب خاصشان در دوران غیبت صغری و توسط نائب عام در دوران غیبت کبری انجام می گیرد( انجام کارهای اجرایی حکومت و زمینه سازی دوران ظهور و رتق و فتق امور مؤمنین و گرفتن وجوهات و خرج آن در امور مورد نیاز)
4- نحوه شناسایی نائب عام حضرت، بر اساس کدی است که خودشان فرمودند: که در حوادثی که برایتان پیش می آید به راویان احادیث ما مراجعه کنید.(منظور علمای عادل و مراجع هستند که در بین ایشان ولی فقیه که زعامت امت اسلامی را بر عهده دارد دارای ارجحیت است و حکم حکومتی او برای سایر مراجع هم تکلیف آور است)
5- حضرت ولی عصر از آن جهت که ولی خدا بر روی زمین هستند به صورت عام همه را دعا می کنند حتی کافران! چون ایشان دلسوز همه هستند و دوست دارند همگان به سوی خداوند هدایت شده و از عذاب و عقاب اخروی در امان باشند که در این میان بعضی افراد به دلیل نداشتن زمینه و ظرفیت از فیض دعای حضرت محروم شده و دعای ایشان در حقشان مستجاب نمی شود. ولی عده ای شامل این دعای عام شده و تعداد دیگری به دلیل اعمال صالحشان به صورت مخصوص مورد عنایت و دعای امام عصر(عج) قرار می گیرند. ایشان در توقیع شریفشان به شیخ مفید(ره) می فرمایند: انّا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم یعنی: ما از مراعات حال شما کوتاهی نکرده و یادتان را فراموش نمی کنیم که اگر چنین بود فیض و رحمت الهی از شما قطع و بلای او شامل حالتان می شد. از این فرمایش هم صحت مطالب فوق را در می یابیم.
6- در مورد اینکه آیا امام ما را دوست دارد یا نه، باید عرض کنم: در روایات هم داریم که هر وقت خواستی بدانی کسی تو را دوست دارد یا نه به دلت مراجعه کن و ببین خودت چقدر او را دوست داری، هر مقدار که تو او را دوست داشته باشی او هم تو را دوست دارد.
اما در مورد امام زمان(ع) مقداری فرق می کند، چون دوست داشتن های ما معمولا جنبه عاطفی و احساسی دارد و البته این دوست داشتن هم خالی از عاطفه نیست ولی باید جنبه اعتقادی و معنوی را هم اضافه کرد چون اینجا ایشان امام است و ما پیرو، و باید دوست داشتن و محبت قلبی خودمان را در عمل به اثبات برسانیم یعنی دوست داشتن منهای عمل صالح و گوش به فرمان امام بودن به معنی سستی و عدم اثبات دوستی است و باعث دوری ما از ایشان می شود.
پس برای ایجاد، دوام و ارتقای این دوستی باید علاوه بر محبت قلبی در عمل هم آنطور باشیم که او از ما انتظار دارد.
نتیجه اینکه: او ما را به مقدار عملمان دوست دارد و ما هم به اندازه کارهای خوبمان به حضرتش نزدیک و به مقدار کارهای بدمان از او دور می شویم.
امام باقر (ع) در این مورد می فرمایند: کاش به همان مقدار که در دلهایتان ما را دوست دارید در عملتان نشان می دادید و پیرو ما بودید.





طبقه بندی: اعتقادی،  عمومی،  دلنوشته،  فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 26 تیر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

در آستانه نیمه شعبان سال روز تولد امام حاضر و ولی نعمتمان قرار گرفته ایم و بیشتر از همیشه دل ها به سویش پر می کشد و کوچه ها و خیابان های شهرمان به دست عاشقانش مخصوصا نوجوانان، تزیین می شود، شور و حال عجیبی در حال حاکم شدن است هر روز چند نفر از کوچه های محل با سینیی در دست جلوت سبز می شوند و ازت برای تزیین کوچه، طلب مساعدت می کنند، مگر می شود از کنارشان بی تفاوت رد بشوی؟
شاید مشغله زیاد اجازه حضور و کمک فیزیکی را ندهد ولی دلت از کار خالصانه و با صفای این کودکان و نوجوانان پر از شور و اشتیاق می شود و با خود می گویی کاش منم می توانستم، ولی اشکالی ندارد چون بر اساس روایت معصوم (ع) اگر از کار کسی خشنود شوی در ثوابش شریک می شوی، این راضی بودن و علاقه به کار خیر هم توفیق می خواهد.
نیمه شعبان با آمدنش نسیم ظهور را سرعت می بخشد و امید به آینده ایده آل را زنده و پویا می کند وقدم ها را برای پیمودن باقیمانده راه غربت و تنهایی(دوران غیبت) توان می بخشد .
خدایا چقدر سلام و صلوات و دعا نثار آن یار سفر کرده(که صد قافله دل همره اوست) میشود؟ حالا آیا او سلام ما را می شنود؟ پس تکلیف جواب سلام چه می شود؟ مگر می شود امام معصوم جواب سلام کسی را ندهد؟ جواب می دهد؟؟ چه جور؟ چرا نمی شنویم؟؟ مشکل گوش های گناهکار ماست که صدای ملکوتی قطب عالم امکان را نمی شنود؟ آخه بعضی ها به نیت سلامتی اش قربانی می کنند، قبول می شود؟ متوسل می شوند، جواب توسلات را می دهد؟
نمی دانم، ذهنم پر از سوال است و در جوابشان مانده ام! چه کسی می تواند ذهن مرا روشن کند؟ من می خواهم با امام عصر خودم رابطه ای نزدیک داشته باشم ولی با این سوالات احساس می کنم نزدیک شدنی در کار نیست؟! اشتباه می کنم؟
کاش می دانستم جواب او در قبال سلام، دعا، قربانی، توسل و... من چیست؟ احساس او در برابر من که قلبم مالامال از محبت اوست چیست؟ او هم دوستم دارد؟ با این گناهانم؟! دعایم می کند؟ و ده ها سوال دیگر.

دوستان عزیز ضمن عرض تبریک پیشاپیش تولد امام عصر عجّل الله تعال فرجه الشریف منتظر جواب های شما عزیزان به سوالات فوق هستیم تا از این طریق به شبهات زیادی پاسخ داده شود و انشاءالله قدمی برای نزدیکی و ایجاد انس با آن وجود مبارک برداشته شود.
در پاسخ نظرات دوستان، مطلب تکمیل خواهد شد و یا شاید با پست بعدی(تکمیلی) حق مطلب ادا خواهد شد. انشاءالله.
                     برای گرفتن پاسخ سوالات لینک های ادامه مطلب رو حتما بخونید.


ادامه مطلب


طبقه بندی: اعتقادی،  عمومی،  دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 19 تیر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
کجایند اهل رجب؟ این ندائی است که فردای قیامت سر داده می شود و اهالی ماه رجب به ضیافت غفران الهی فراخوانده می شوند ، آنهایی که در دنیا قدر ماه رجب را دانسته و از فرصت های آن استفاده کرده اند، دعای پر از رمز و راز "یا من ارجوه لکل خیر و آمن سخطه عند کل شرّ..." را با حضور قلب و توجه خوانده و با تمام وجود درکش کرده اند، سحرهای رجب را باشوق برای خدا بیدار شده و راز و نیاز کرده اند، از فیض روزه این ماه بهره مند شده اند و....، شامل این ندایند.
رجب فضایی است برای پاکی، فرصتی است برای ازدیاد محبت الهی در دل، رهگذری است برای زدودن غبار گناهان از دل و مقدمه ای است برای ورود به شعبان و رجب و شعبان مقدمه ای هستند برای درک رمضان!
به اعتقاد بعضی بزرگان هر کس رجب و شعبان را درک کند لیاقت درک شب قدر را به دست آورده است. پس رجب چه فرصت مغتنمی است!  خوشا به حال آنان که از معنویت این ماه عزیز نهایت استفاده را می کنند.
در دعای ماه رجب می گوییم: "یا من یعطی من سئله، یا من یعطی من لم یسئله و ..." ای خدائی که به کسی که تو را می خواند بهش عطا می کنی، ای خدائی که به کسی که حتی تو را نمی خواند باز عطا می کنی!
این اشاره به صفت رحمانیت و رحیمیت خداوند دارد که مهربانی او شامل حال همه است، ولی عنایت ویژه اش شامل حال آنهایی است که او را می خوانند و ازش طلب می کنند و خوشا به حال آنان که او را می خوانند، بعضی ها طلب خود را می گیرند ولی عده ای به ظاهر دست خالی بر می گردند ولی خدای رحیم طلب آنها را برای روزی که محتاج ترند ذخیره کرده است. آنهایی که دعایشان قبول نمی شود روز قیامت وقتی نامه اعمال خود را می نگرند حسنات زیادی را می بینند که از زیادی آن تعجب می کنند! عرض می کنند این چه حسنات و نیکی هایی است که ما خبر نداریم؟ جواب می شنوند که این ثمره همان دعاهایی است که از خدا خواستید ولی اجابت نشد!
امام صادق علیه السلام می فرماید: وقتی بندگان این لطف خدا را می بینند، می گویند کاش هیچ یک از دعاهایمان در دنیا مستجاب نشده بود.
ای خدای مهربان داده و نداده ات را شکر که همه از لطف بیکران توست.





طبقه بندی: عمومی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 15 خرداد 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
هفته معلم است و یاد و خاطره استاد شهید آیت الله مطهری(ره) بار دیگر فضای کشور را عطر آگین کرده است، ما هم یادش را گرامی می داریم و از خداوند متعال توفیق ادامه راه آن شهید بزرگ را مسئلت داریم.
یکی از الفاظی که از پرستیژ خاص و پر طمطراقی برخوردار بوده و باعث فخر فروشی و خود برتر بینی خیلیا شده "سواد" است، امروزه هرکس باسواد باشد دارای اعتبار و شخصیت است ولی بی سوادی عاملی برای سرخوردگی افراد جامعه.
معنای سواد سیاهی است و اتفاقا از همین روست که ما سوادمان دچار غرور و تکبرمان می کند چون غرور و تکبر و دیگر رذائل اخلاقی از جهل و تاریکی های وجود انسان نشأت گرفته و او را از مسیر درست منحرف می کند و الا دلیلی ندارد آدمی که معلوماتش بیشتر است منحرف شود!
ولی در مقابل آن چیزی که از رونق افتاده و طالبان آن کم شده اند "علم" است که درست در نقطه مقابل سواد قرار گرفته و برعکس آن، نور و ضیاء می بخشد  و انسان دارای علم عالمی است نورانی که محیط اطراف خود و انسان های همجوار خود را نیز از این نورانیت بهره مند می سازد، این همانی است که اسلام برای طلبش تشویقمان کرده است و نمونه های فراوانی برای تعریف و تمجید بزرگان دین از علم وجود دارد از جمله: [ طلب العلم فریضه...__ اطلبوا العلم و لو بالصین    __ العلم نور... و... ]
علم مفید تاریکی را از وجود انسان می زداید و مایه هدایت دیگران نیز می شود، جهل و نادانی را درمان می کند، غرور و تکبر را زمینگیر می کند و...
پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله وقتی امام علی علیه السلام را برای سفری تبلیغی بدرقه می کرد فرمود: "علی جان اگر خداوند بوسیله تو یک نفر را هدایت بکند برایت از همه آنچیزهایی که آفتاب بر آن ها می تابد بهتر است".
امروز غرب که ادعای پیشرفت دارد و خود را قله معلومات می داند از این علم چقدر بهره برده است؟ آیا علم او همانی است که اسلام برای تحصیلش تشویق و ترغیب کرده است؟ اگر همان علم است پس چرا ثمره آن ظلم و جور و کشتار و ... است؟ این همان سواد نیست که زندگی انسان ها را تباه کرده و روزانه داغ هزاران انسان بی گناه را مهمان دل عزیزانشان می کند ؟!
اینجاست که قدر علم استاد شهید مطهری و امثال او شناخته می شود و ثمرات با برکتش نمایان می گردد، علمی که توانست با تفکر،بیان و قلم رسای استاد، دانشگاه شبه لائیک زمان شاه را به مدرسه معارف تبدیل کرده و از این رهگذر نیروهای فکری آینده انقلاب را تأمین کند.
علمی که نور آن در آثارش هویداست و بعد از گذشت سال ها هنوز هم تازه تازه است و پرسشگران را از زلال معارفش سیراب می کند.
امروز نیاز ما "علم" است و "معلم" که در هر دو دچار کمبودیم.
کاش جای سوادمان علم داشتیم و با آن سیاهی هایمان را می شستیم، کاش بی سواد بودیم...





طبقه بندی: عمومی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

روز اول فروردین ماه در ایران و برخی دیگر از كشورها به عنوان روز «نوروز» شناخته شده است. ایرانیان این روز را از زمان‌های قدیم، روزی مهم در زندگی خود می‌دانستند. نوروز ایرانیان كه در آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود، پیام آور نو شدگی سال و آمدن گرما و مرگ زمستان و رویش دوبارۀ طبیعت، و زمان خروج انسان از عالم خمودگی و پیوستن به طبیعت و شروع به حیات اجتماعی دوباره در جامعه است.[1]
  نوروز، سمبل تحول و تغییر و دگرگونی است. علاوه بر اینكه طبیعت بی‌جان جانی تازه می‌گیرد، ایرانیان نیز با خانه تكانی و پوشیدن لباس نو و ... سعی می‌كنند به استقبال این تحول بروند. بدون شك این تحول به سمت نیكویی و بهتر شدن است و به همین جهت است كه بزرگداشت این روز از اهمیت خاصی برخوردار است.
 
پیشینه نوروز:
  عید نوروز از زمان‌های قدیم یكی از دو عید بزرگ ایرانیان بوده است، عید دیگر شانزدهم مهرماه به نام «مهرگان» بوده است.[2]
امروزه عید مهرگان از اهمیت چندانی برخوردار نیست. نوروز در روزگار «جمشید» چهارمین پادشاه دوره پیشدادی پدید آمد و در پادشاهی او به صورت آئین درآمد.[3]
مسعودی در «التنیه و الاشراف آورده است:
«هرمز در روز نخست ماه فروردین به مظالم (دادگری) نشست. پس آن روز را «نوروز» نام كرد و سنت گشت».[4]
 
    فردوسی در داستان پدید آمدن نوروز نقل می‌كندكه؛ وقتی جمشید از كارهای كشوری بیاسود بر تخت كیانی نشست و همه بزرگان لشكری و كشوری بر گرد تخت او فراهم آمدند ... جمشید آن روز را كه نخستین روز از فروردین و آغاز سال بود، نوروز نامید و جشن گرفت».
        به جمشید گوهر افشاندند              مر آن روز را روز نو خواندند
        چنین روز فرخ از آن روزگار              بمانده از آن خسروان یادگار[5]
 
 
اسلام و نوروز:
  در خصوص نوروز و نكو داشت آن در اسلام، روایات مختلف موجود می­باشد. هر چند بیشتر روایات دلالت بر این دارند كه اسلام آن را به عنوان روزی مهم، مورد تأیید قرار داده است. در روایتی که مُعلّی بن خنیس از امام صادق(ع) روایت كرده، حضرت بزرگداشت این روز را به خاطر وقایعی می‌داند كه در این روز اتفاق افتاده است.[6]
ابن فهد حلی می‌نویسد:
«روز نوروز روزی جلیل القدر است... به این روز عباداتی تعلق دارد كه مطلوب شارع است».[7]
 
  علامه مجلسی پس از نقل روایات فراوانی در خصوص نوروز و اهمیت این روز، در روایتی مخالف با روایات سابق می‌نویسد: امام موسی بن جعفر(ع) خطاب به منصور دوانیقی فرمودند:
«من روایات رسول خدا(ص) را جستجو كرده‌ام اما برای این عید روایتی نیافتم. این روز سنت ایرانیان است كه اسلام آن را محو كرده است و پناه بر خدا كه ما بخواهیم آن را احیا كنیم».[8]
 
  علامه مجلسی سپس می‌نویسد:
«اخبار معلی بن خنیس از جهت سند قوی‌تر از این روایت هستند و بین اصحاب شهرت بیشتری دارند».[9]
 
آداب نوروز:
  در خصوص روز نوروز در روایات مختلف آداب گوناگونی ذكر شده است كه به پاره‌ای از آن‌ها به صورت مختصر اشاره می‌شود:
1-    نماز نافله، یك نماز چهار ركعتی پس از نماز ظهر و عصر روز نوروز[10]
و دعا كردن در سجده این نماز كه موجب بخشش گناهان می‌شود.[11]
2-    غسل كردن و پوشیدن لباس تمیز و استعمال بوی خوش. در روایتی امام صادق(ع) می‌فرماید:
 
«روز نوروز غسل كن و پاكیزه‌ترین لباس‌هایت را بپوش و خود را با بهترین عطرها خوشبو كن».[12]
 
3-    ذكر گفتن خصوصا ذكر «یا ذی الجلال و الإكرام»[13]
4-    روزه گرفتن.[14]
5-    دعا كردن در لحظه سال.
[15]

منابع در ادامه مطلب...



ادامه مطلب


طبقه بندی: عمومی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 25 اسفند 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

آغاز ماه شعبان، آغاز دگرگونی های قابل توجه است. بعد از نیمه شعبان و جشن های آن نوبت استقبال از ماه رمضان می شود. چیزی که سبب برتری این ماه نسبت به دیگر ماه هاى سال می شود، آیین ها و سنت هاى ویژه آن، روزه دارى و لطف بی نهایت خداوند در این ماه است. در میان اقوام مختلف ایرانی، آیین های ویژه ای برای این ماه وجود دارد که همگی نشانه عشق و علاقه مردم این دیار به مذهب شان است.

استقبال از ماه رمضان

رمضان در فرهنگ عامه، ماهى بزرگ و ارجمند است. بنابراین، باید براى استقبال از آن، آیین هاى ویژه اى برگزار شود. از گذشته هاى دور، مراسم های بسیاری برای استقبال از رمضان برپا می شد که نشانه عظمت و بزرگی این ماه در فرهنگ ما است. از جمله این مراسم ها، تطهیر است.

از گذشته، در نواحى مختلف ایران، خانه تکانى رسمی مهم براى استقبال از رمضان بوده است و تقریباً همه خانواده ها به خانه تکانى قبل از رمضان توجه داشته اند. نظافت اماکن عمومى، تکیه ها، مساجد و... نیز رسم دیگرى بوده که امروز نیز رایج است، اما در گذشته رونق بیش تری داشته است.

مراسم «گلکارى» مساجد که طى آن ظاهر مسجد را پیراسته و با نوعى گل و گچ مى اندودند و «حمام روزه» یعنى رفتن به حمام قبل از رمضان نیز از جمله سنت های مهم بوده است.

از سنت هاى رایج دیگر، تهیه مواد غذایی است که هنوز هم این سنت باقى است. در گذشته رسم بر این بود که بسیارى از خانواده ها، در روز هاى آخر شعبان، نان رمضان مى پختند. نان رمضان با نان سایر روزهای سال تفاوت داشت و پرمایه تر بود. از جمله مراسم عمومى دیگر، مراسم رشته برى بود که تقریباً در همه نواحى ایران رواج داشت.

از سنت های خوب دیگر در ماه رمضان، مراسم آشتى کنان بود. هر سال در آستانه رمضان، بزرگان هر منطقه به سراغ خانواده ها، زن و شوهرها و کسانى می رفتند که با هم کدورتى داشتند و آن ها را براى ورود به رمضان، آشتى مى دادند و اعتقاد داشتند کسانى که با وجود کدورت وارد رمضان شوند، عباداتشان قبول نخواهد شد.

گرفتن روزه در آخرین روز شعبان نیز از آیین هاى دیگرى است که امروز هم این رسم وجود دارد.

رؤیت هلال ماه

رؤیت هلال ماه رمضان، در هر دوره ای، آیین هاى ویژه اى داشته است. درست است که امروزه مردم در شب ماه رمضان از طریق تلویزیون و رادیو آگاه مى شوند که فردا روز اول رمضان است یا خیر، اما در گذشته، شروع ماه و رؤیت هلال، آیین هاى ویژه اى داشته است که امروز به کلى از بین رفته اند.

در شهرهاى بزرگ، رؤیت هلال توسط «عالمِ بلد» انجام مى شد. عالم بلد، یا خود مجتهد جامع الشرایط بود و سخنش مورد قبول همه یا نماینده مجتهد بود. البته آیین های رؤیت هلال توسط خود مردم هم انجام مى شد. مردم از غروب روز آخر شعبان به بام ها و نقاط بلند مى رفتند و در جست وجوى هلال ماهِ نو، چشم به آسمان مى دوختند. در مناطق مرکزى ایران، مردم با سینى قرآن و آینه و سبزه به پشت بام ها رفته و در آینه مى نگریستند تا ماه را در آن ببینند. بعد قرآن را باز و به آن نگاه مى کردند و بعد سبزه را در آب مى انداختند.

در نواحى جنوب ایران نیز مردم معتقد بودند که باید بعد از رؤیت هلال به شمشیر نگاه کرد. در نواحى شمالى هم، بعد از رؤیت هلال، به صورت سادات می نگریستند تا برکت و رحمت آورد. در برخى نواحى هم نگریستن به صورت کودکان به خاطر صداقت آنان مرسوم بود. به همین دلیل، موقع رؤیت هلال، کودکى را نیز با خود به بام مى بردند.

مراسم رؤیت، شب قبل از شروع ماه برگزار مى شد که به آن «شب نیت» مى گفتند؛ شبى که مردم نیت مى کردند تا یک ماه بنده خدا باشند.

سحرخیزی

امروز همانند رؤیت هلال ماه، برای یافتن زمان سحر و افطار نیز مشکلى نداریم، اما در گذشته چنین نبوده و هر یک از این موضوعات، رسم ویژه ای داشته است.

در گذشته تشخیص وقت سحر کار سختی بود. آن زمان از روى ستارگان و موقعیت آن ها زمان سحر و پایان وقت سحر مشخص می شد. در روستاها و برخى نواحى نیز، صداى خروس زمان سحر را اعلام مى کرد. در برخی نواحی هم افرادى به عنوان «سحرخوان»، مسئول بیدار کردن مردم بودند. سحرخوانى در دوره هاى بسیارى یک سنت رایج بود که سال ها در یک خانواده مى ماند و از پدر به پسر و همین طور به نسل هاى بعدى مى رسید.

شیوه هاى متفاوتى براى اعلام سحر رایج بود. از در کوبیدن و نقاره نوازى در شهرهاى مذهبى مثل مشهد و قم گرفته تا طبل کوبى، شیپورزنى، سُرن نوازى، دمام¬ زنى در جنوب. همه این ها شیوه هاى رایج اعلام وقت شروع و پایان سحر بود.

توپ در کردن موقع سحر هم از جمله این رسم ها بود که در بسیارى از مناطق ایران رواج داشت، اما مهم ترین شیوه و شاید رایج ترین آن ها، سنت قدیمى و فراگیر «چراغ گذاران» بود که در بسیارى نواحى ایران به خصوص نواحى مرکزى رواج داشت. در این شیوه، بعد از شناخت وقت سحر توسط «سحرخوانان»، تعداد زیادى چراغ بر سر مناره ها و گل دسته هاى مساجد گذاشته مى شد و بعد از پایان وقت سحر هم برداشته مى شد. مردم نیز براى تشخیص شروع و پایان سحر، به چراغ هاى روشن نگاه مى کردند. البته در کنار همه این سنت ها، سنت بیدار کردن همسایه ها نیز رایج بود و هر همسایه اى که زودتر بیدار مى شد، سایر همسایگان را با کوبیدن در منزل یا دیوارشان بیدار مى کرد.

آیین هاى افطار

در گذشته نیز مانند امروز، کارهاى سخت و سنگین در روزهاى ماه رمضان تعطیل مى شد و مغازه هایی مانند قنادى و شیرینى پزى و... با آن که جزو کارهای سخت نبودند، ولی برای رعایت حال روزه داران صبح ها تعطیل بود. برعکس، کشاورزان فقط صبح ها به دلیل سرحال تر بودن به کشت زارها و باغ ها مى رفتند و عصر استراحت می کردند.

«ختم قرآن» یکى از مراسم ماه رمضان است که در مسجد ها، تکیه ها و حسینیه ها برگزار مى شود. آموزش قرآن و خواندن نمایش نیز در این ماه به صورت جدى پى گیرى مى شود.

وقت افطار هم مانند سحر با شیوه هاى گوناگونى اعلام می شد. عده اى براى افطار به منزل و عده اى دیگر قبل از افطار براى خواندن نماز به مساجد مى رفتند. گروه دوم در مساجد با خرما و گاه آش، روزه خود را مى گشودند. اعتقاد ما بر این است کسى که روزه روزه دارى را بگشاید، در ثواب آن شریک است. به همین دلیل، در گذشته رسم دیگرى به نام «خرماگردانى» وجود داشت که مردم نزدیک افطار با ظرفى از خرما به کوچه مى آمدند و با تعارف کردن خرما به مردم، روزه آن ها را باز مى کردند و در ثواب افطار کردن آن ها شریک مى شدند.

بدرقه ماه رمضان

شب هاى آخر ماه رمضان، به شادى و سرور مى گذرد. در دو ـ سه روز آخر ماه رمضان مردم به حمام مى رفتند و غسل عید یا حمام عید مى کردند و براى برگزارى مراسم عید فطر آماده مى شدند.

هم چنین آشی به نام «آشِ روزه» یا «آش بدرقه» پخته مى شد که باید هفت زن که همگی فاطمه نام داشتند، آن را تهیه می کردند. آش روزه، در شب آخر رمضان خورده می شد و مردم دسته دسته در مکان هاى مختلف براى برگزارى مراسم ماه دیدنى جمع مى شدند و دنبال هلال ماه شوال در آسمان می گشتند. اگر ماه را می دیدند، فردا عید رمضان بود و مراسم های ویژه آن برگزار مى شد، مانند نماز عید، دادن فطریه، بازدید از اقوام و صله رحم، عیادت از بیماران و... که هنوز بخش هایى از این ایین ها باقى است.

در گذشته کودکان یا نوجوانانى که در طول ماه، روزه هاى کله گنجشکى یا به قول خراسانى ها روزه هاى «چقوکى» گرفته بودند، از سوى پدر و مادر یا اقوام بزرگ تر خود، در روز عید رمضان هدیه مى گرفتند.





طبقه بندی: عمومی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 20 مرداد 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

                   یا بنی اقم الصلواه واءمر بالمعروف

 لقمان به پسرش می فرمود: ای فرزندم نماز را به پا دار و مردم را به نیکی سفارش کن. (1)

همراه با همسر و فرزند سه ساله ام مکانی را در کنار دیوار چین برای اقامه نماز بین اتوبوسهایی که توریستها را آورده بودند، پیدا کردم و پس از پهن کردن یک دستمال کوچک در محل سجده و تعیین قبله بوسیله قبله نما و قرار دادن یک برگ بعنوان سجده گاه مشغول نماز شدم. در اثنای نماز، اتوبوسهای حایل بین ما و محل رفت و آمد مردم، حرکت کردند و توجه بسیاری از توریست ها به آدم عجیب و غریبی که هر از چند گاهی بر روی زمین خم می شود جلب شد، چشمها به طرف من خیره شد و با تعجب به من نگاه می کردند.

چون جای مناسبتری برای نماز دوم نبود و تقریبا همه جا پر از جمعیت بود، نماز دوم را نیز همانجا خواندم مردمی که در اتوبوسها منتظر حرکت بودند، اکنون به جای توجه به دیوار چین، منظره جالبتری را برای نگاه کردن و عکس گرفتن پیدا کرده بودند.

پس از من همسرم مشغول نماز شد، بطوری که چادر مشکی، کاملا سر و صورت ایشان را پوشانده بود در این حال شخصی نزد من آمد و اجازه خواست که از ایشان عکس بگیرد چون سؤال غیر منتظره بود در ابتدا جواب منفی دادم ولی پس از تاملی کوتاه در حالیکه چندان از من فاصله نگرفته بود اجازه دادم تا شاید همین عکس بهانه ای می شد برای ذکر اسلام در کشوری که حامل عکس به آنجا می رفت.

 


--------------------------------------------------------------------------------

(1) لقمان - 17
منبع: خاطرات تبلیغی حسین دهنوی
خاطره از حجت الاسلام حمید شهریاری





طبقه بندی: عمومی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 31 فروردین 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

برخی کارشناسان کشور معتقدند که نماز خواندن تنها غذای روح انسان نیست، بلکه جسم انسانها را نیز تقویت کرده و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد.
وقتی چشم ها در حالت نماز ثابت می ماند، جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم، باعث ضعف و نواقصی مانند نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بی خوابی و افکار نا آرام را از انسان دور می کند.
ایستادن در حال نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد.
نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم نگاه می دارد. تقویت احشاء و ماهیچه های شکم، حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن، سوء هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع است.
رفع تنبلی کبد، طحال، لوزالمعده و کلیه ها، برطرف کردن دردها و ناراحتی های ناحیه شکم، ماساژ دادن دستگاه های داخلی موجود در شکم، نگهداری ستون فقرات و مهره های کمر در وضعیّت صحیح و مطلوب و کمک به نرمی و قابلیّت انعطاف کمر از دیگر خواص طبّی رکوع در نماز است.
کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود که در متعادل و آرام کردن اعصاب سمپاتیک موءثر است. مدّت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن، ساق پاها و ران ها می شود که البته در سرعت بخشیدن به جریان خون در قسمت های مختلف بدن منتهی می شود.
نظم متابولیسم بدن، فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماری ها از بدن، کمک به حالت افزایش حالت استواری و استحکام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان از دیگر خواص رکوع در نماز است.
سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و درد های سیاتیک را آرام می کند. سجده علاوه بر از بین بردن یبوست و سوءهاضمه، پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی کمک می کند.
سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه بهتر بافت های پوست صورت، غدد موجود در سر و گردن، ساق پاها وران و تغذیه این غدد، باعث حفظ شادابی، زیبائی و طراوت پوست می شود.
حالت سجده به واسطه باز شدن مهره ها از یکدیگر، باعث کشیده شدن اعصابی که قسمت های مختلف بدن را به مغز وصل می کند، شده و این اعصاب را در یک تعادلی قرار می دهد که این عمل برای سلامت انسان بسیار حائز اهمیّت است.
سجده باعث ایجاد آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیّت را تسکین می دهد. همچنین سجده برای زنانی که دچار اختلال یا نا هماهنگی در لگن خاصره و عادت ماهانه می باشند، بسیار مفید است.
استحکام بخشیدن و تقویت عضلات پاها و ران ها، کمک به رفع نفخ معده و روده، تقویت کل دستگاه عصبی، تسریع جریان خون در لگن خاصره و نواحی داخل شکم، کاهش فشار خون در دستگاه تناسلی، بهبود فتق و بیضه در مردان، از خواص طبّی نشستن بعد از سجده نماز است.
روشن است که نماز فلسفه خاص خود را دارد که معراج موءمن و مایه قرب به حق است و آن را باید فقط برای خداوند تعالی خواند نه به انگیزه فواید وآثاری از این دست. ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می تواند برای برخی مفید باشد.
..................................................................
منبع: پیام زن ، خرداد ماه سال 1383 شماره: 147








طبقه بندی: عمومی، 
مطالب مرتبط: حوزه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 20 فروردین 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()