"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "
پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمود: هنگامی که موسی بن عمران علیه السلام با خضر علیه السلام ملاقات کرد موسی علیه السلام به وی گفت: مرا موعظه کن. خضر گفت: ای کسی که جویای دانشی! بدان که گوینده کمتر از شنونده خسته می‌شود، پس هیچ گاه اهل مجلس خود را خسته مکن. بحار / 1 /2 26...
بعضی وقت ها آنقدر حرف می زنیم که حساب همه چی از دستمان درمی رود، بعضی وقت ها هم در سکوت مطلقیم، کدام گزینه را باید انتخاب کرد؟ به هر قیمتی باید حرف زد یا سکوت بهترین راه است؟ یا نه باید راه میانه ای در پیش گرفت؟
این روزها اکثر افراد خود را صاحب نظر می دانند و به خود اجازه می دهند در همه زمینه ها اظهار فضل کنند و اتفاقا این یکی از نقطه ضعف های اینگونه افراد است که اظهار نظر در همه زمینه ها را حق خود می دانند و کمتر اهل استفاده از نظرات دیگران هستند. از مسائل سیاسی گرفته تا فرهنگ و اقتصاد و مدیریت و... ، وقتی هم انتقادی می شود می گویند باید آزادی بیان حاکم باشد تا هر کس در هرموردی که خواست نظر بدهد، غافل از اینکه این نوع از آزادی بیان افسارگسیختگی کلامی است و باعث خلط نظر درست و کارشناسی با نظرات آبکی شده و در نهایت عده ای را در تشخیص راست و دروغ دچار اشتباه می کند.
عده ای هم به جای حرف زدن در موعد خود و از ارائه نظر حتی در حوزه تخصص خود سر باز زده و خود را از ورطه نظریه پردازی دور نگاه می دارند در حالی که اگر به مقدار نیاز حرف می زدند جا برای اظهار نظرهای غیر کارشناسی در حوزه آنها نمانده و جلوی بسیاری از انحرافات گرفته می شد.
آنچه اسلام  می پسندد نه سکوت است و نه فریاد بلکه سکوت و فریاد به موقع دستور اسلام بوده و هیچکدام به صورت مطلق مورد ئأیید نیست.
صحبت به موقع، کم حرفی و پرهیز از زیاده گویی دارای فلسفه های فراوانی است که روایت های مورد اشاره در این پست بیانگر بخشی از آن هاست.

قال علی علیه السلام: من کثر کلامه کثر خطاؤه و من کثر خطاؤ ه قلّ حیاؤه و من قلّ حیاؤه قلّ ورعه و من قلّ ورعه مات قلبه و من مات قلبه دخل النار. بحار / 71 / 286
هر که کلامش زیاد شود. اشتباهاتش زیاد می‌شود و هر کس خطایش زیاد شود، شرم و حیایش کم می‌شود و آنکه حیایش کم شود، ورع و پرهیزگاری‌اش کم شود، و هر کسی خداترسی‌اش کم شود، قلبش می‌میرد و آنکه قلبش مُرد، در آتش افکنده شود.

قال علی علیه السلام: اجملوا فی الخطاب تسمعوا جمیل الجواب.
غررالحکم /2568
در گفتار خود اختصار را پیشه کنید تا جواب های نیکو بشنوید.




طبقه بندی: اعتقادی،  فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 14 اسفند 1391 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
پست قبلی در مورد اهمیت وقت و زمان مطالبی نوشتیم و این روزها این اهمیت را بیشتر می توان احساس کرد، ذی الحجه به سرعت در حال گذر است و دهه پر از برکات آن رو به پایان است، روزه های دهه با نمازهای معروفش را کسانی میزبان شدند که توفیق و همت بیشتری داشتند.
عرفه در پیش است و دعای پر از سوز و تواضع سالار شهیدان در عصر عرفه عاشقان او را رشته اتصالی به سوی آفریدگار بخشنده است و آنان را به تقرب به سوی حضرت یار امیدوار ساخته و دلها را خدایی می کند. قربان که مظهر به چالش کشیدن نفس توسط انسان پاک و کاملی چون ابراهیم(ع) است یکی دیگر از روزهای پر از تفضلات الهی است که انسان های پاک طینت را به قربانی کردن امیال نفسانی ترغیب می کند. دهه ولایت فرصتی برای مرور تلخ و شیرین های تاریخ برای کسب علم و اندوختن تجربه در راستای ولایت مداری است که نکات مثبت و منفی گذشتگان از نگاه تیز بین ولائیان مخفی نمانده و آنان را در ادامه مسیر ولایت مداری استوارتر و زمینه را برای بازگشت دوباره و باعزت امور به دست ولی امر و حجت الهی مهیا می کند، چونکه زمان حاضر زمان زمینه سازی ظهور و فراهم کردن اسباب تشکیل حکومت مهدوی است که تعصب و جهل مسلمانان فرصت بهرمندی امت اسلامی را از حکومت عدل علوی را سلب و این اتفاق را قرن ها به تأخیر انداخت و همین امر باعث عذاب و ذلت و حقارت امت تا به امروز بوده است ولی به توفیق الهی با بهره گیری از معنویات این ایام و ماه ها و با بصیرت و آگاهی و در پرتو هدایت های الهی بتوانیم ظرفیت های فردی و اجتماعی را گسترش داده و در راستای تحقق این امر بزرگ(زمینه سازی حکومت عدل مهدوی) قدم برداریم. این امر مهم با توجه به بیداری و آگاهی که در کشورهای اسلامی به وجود آمده مسئله ای دست یافتنی است و انشاءالله امت اسلامی در پیمودن این راه پر نور موفق و سرفراز خواهد بود.
درک شرایط و حرکت در این مسیر و اهمیت دادن به مسئله مذکور مصداق بارز جهاد و تکلیف است که دو پست قبل به آن پرداختیم.





طبقه بندی: اعتقادی،  فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 14 آبان 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

با سلام میلاد پر نور حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام را تبریک و تهنیت عرض می کنم.
همه ما در مورد تکلیف و جهاد  مطالبی خوانده یا شنیده ایم، و برای هر کدام مفهوم و مصداقی در نظر داریم ولی ممکن است آنچه که در ذهن ماست اشتباه یا با اصل قضیه متفاوت باشد ، توضیح این مطلب ، ما را در شناخت جایگاه تکلیف و جهاد که هر دو برای ما مهم و حیاتی است ، کمک خواهد کرد.
تکلیف چیست؟
هر نوع وظیفه ای را که شرع برای ما معین کرده و ما را موظف به انجام آن کرده، تکلیف نام دارد. ممکن است این وظیفه واجب یا مستحب یا مباح باشد و حتی ممکن است بعضی وقت ها با یک نیت قلبی و تمایل به انجام یا عدم آن خواسته خداوند را ادا کنیم.
مثلا جایی که غیبت کسی را می کنند وظیفه ما تذکر و جلوگیری از آن است، اگر ممکن نیست، ترک مجلس وظیفه است، اگر ترک مجلس هم مصلحت نیست یا امکانش وجود ندارد تنفر قلبی تکلیف ماست.
یک مثال دیگر اینکه: تلاش برای رفاه حال خانواده وظیفه هر پدر و سرپرست خانواده است و اگر پدری دنبال تمایلات نفسانی خود رفته و از خانواده و فرزندان خویش و تربیتشان غافل شود در انجام تکلیفش قصور کرده و مورد مؤاخذه قرار خواهد گرفت، ولی اگر در راه تلاش برای کسب رزق و روزی حلال از دنیا برود ثواب شهید را خواهد داشت.
و ده ها مثال دیگر می توان ذکر کرد.....
جهاد چیست؟
هر نوع تلاشی که برای رسیدن به هدف صورت گیرد جهاد نام دارد که ممکن است صورت های مختلف داشته باشد، مثلا یک زمان ایجاب می کند این جهاد حضور در جبهه و جنگ باشد و گاهی تلاش برای کسب رزق وروزی، گاهی نماز، روزه، تربیت فرزند، تحصیل، ورزش، همسرداری، معاشرت خوب با دیگران و همسایگان، امر به معروف و نهی از منکر، کمک به دیگران و ... جهاد محسوب می شود. بعضی ها به اشتباه، فکر می کنند جهاد یعنی جنگ! در حالی که همچنان که مصادیق آن را ذکر کردم مفهومش گسترده است.
با توضیحات بالا به این نتیجه می رسیم که انجام تکالیف شرعی نوعی جهاد است و جهاد در راه خدا هم تکلیف همه ماست.
وقتی به این باور برسیم ، آیه شریفه " الّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا " حلاوت خاصی خواهد داشت. " کسانی که در راه ما جهاد کنند، آنها را به راه های خودمان ( که منتهی به صراط مستقیم است) هدایت خواهیم کرد. عنکبوت/69
یعنی هر کس به انجام تکالیف الهی کمر همت ببندد خداوند برای هدایت او راه ها را هموار خواهد کرد و در تحقق وعده خداوند شکی نیست.
پس بعضی وقت ها می بینیم که زمینه گناه را از جلوی راه ما برمی دارد یا ما را از مسیر گناه کنار می زند و از خیلی از صحنه های دردسر ساز جدا می سازد یا توفیقاتی که به دست می آید که حتی فکرش را نمی کردیم، بخاطر انجام تکالیفی است که برای انجام آن مجاهدت کردیم.
اگر در انجام وظایف دینی خود جدی باشیم و کوتاهی نکنیم طبق وعده خداوند در مسیر هدایت او قرار خواهیم گرفت.

 





طبقه بندی: فلسفه احکام،  اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 15 مهر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

یکی از عوامل بسیار مهم در آرامش روح و روان، ذکر و یاد خداست که هر چه بندگان با خدای خود ارتباطی نزدیک داشته باشند، آرامش بیشتر و امنیت روانی بهتری احساس می کنند.
قرآن کریم برای این آرامش نسخه های زیادی دارد که یکی از آن ها، این آیه شریفه است:

«أَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ آگاه باشید که با یاد خدا دل ها آرامش می یابد». (رعد:28)

ذکر خدا فقط چرخاندن تسبیح و گفتن الفاظ نیست بلکه ذکر او مفهومی گسترده دارد که عبادات و تکالیف شرعی و انجام بموقع واجبات و ترک محرمات از مصادیق آن هستند و انجام تکالیف یعنی اینکه فرد عامل، همیشه به یاد خداست، او را احساس می کند، خود را در محضرش می بیند، برای رضایت او تلاش می کند، با انجام اعمال مثبت محبتی بین او و خالق شکل می گیرد و اینجاست که آیه شریفه معنی و مفهوم پیدا می کند و اثرات مثبت آن نمود می یابد.
با این اوصاف، تکالیف شرعی، از قبیل نماز، روزه، امر به معروف و نهی از منکر و ... و حتی مستحبات همه از مصادیق ذکر خداست.
بنا به تصریح قران کریم ذکر خدا مایه آرامش است.
در نتیجه باید گفت انجام تکالیف شرعی و پایبندی به اصول و احکام شرع و انجام آن ها و دوری از محرمات مایه آرامش روح و روان است.





طبقه بندی: اعتقادی،  فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 8 مهر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

وقتی راننده ای در اثر کم دقتی یا عدم شناخت کافی نسبت به جاده از مسیر خود دور شده و فرصت پیچیدن به مسیر دلخواه خود را از دست می دهد ناراحت می شود ولی هیچ وقت نا امید نمی شود و این بار با چشمانی باز و حواسی جمع  به دنبال دور برگردان  است تا به مسیر اصلی برگردد، اگر این دوربرگردان های جاده ها نبودند مسیر انتخاب شده(به اشتباه) باید تا آخر پیموده می شد و ناچار باید این راه غلط و تبعات منفی آن را به جان می خریدیم. ولی دور برگردان فرصتی برای بازگشت و جبران است که مجبور نشویم راه غلط را تا پایان برویم.
انسان ها در مسیر زندگی نیز دچار خطا می شوند و از سر جاده خوشبختی و سعادت عبور می کنند(بعضی وقت ها) و بعضی ها خیلی دیر متوجه می شوند و بعضی ها زود ولی مهم این است که نباید نا امید شد و راه بازگشت را مسدود دید بلکه این مسیر هم دوربرگردان هایی دارد و فرصت بازگشت و جبران همیشه مهیاست.
هر روز در جاده گذریم و در حال پیمودن این راه پر پیچ و خم و هر لحظه نیاز به دقت داریم، هر روزممکن است از راه خود دور شویم، هر لحظه  نا امیدی و یأس می تواند بر ما سوار شود، ولی باید به خاطر سپرد که: هر روز و هر لحظه فرصتی برای جبران گذشته است و هیچ وقت برای بازگشت دیر نیست و جاده کمال پر است از دوربرگردان های امیدبخش.
این مطلب را برای این نوشتم که بیان کنم: هر روز ما و اینکه این فرصت الان در اختیار ماست حکمتی است برای جبران گذشته ها و نزدیک شدن به قله کمال.





طبقه بندی: فلسفه احکام،  اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 1 مهر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

با عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزیز، عید سعید فطر رو تبریک عرض می کنم (هر چند دیر) امیدوام طاعات و عبادات همه مؤمنین مورد قبول درگاه حضرت حق قرار گرفته باشد.
مسلما هر چیزی( چه مادی و چه معنوی) نیاز به مراقبت و نگهبانی دارد تا از گزند آفات مصون و محفوظ بماند، پس از یک ماه روزه داری و عبادت، حالا مأمور حفاظت از میراث رمضانیم و باید دستاوردهای ذی قیمت آن را با جان و دل نگه داشته و خود را در برابر هجوم انواع دشمنان این دستاوردها اعم از شیطان و نفس اماره و ... بیمه کنیم.
برای این نگهبانی راهکارها و ابزاری وجود دارد که باید با شناسایی آن ها زمینه را برای حفظ آثار روزه مهیا کنیم، یکی از این راهکارها استفاده از قرآن است که در طول یک ماه رمضان انیس ما بود و هر روز با تلاوت آیات وحی، با کلام خداوند آشنایی بیشتری پیدا می کردیم، قطعا تلاوت، توجه به ترجمه، تفسیر ، شأن نزول و تفکر در آیات آن ما را نورانی و روحانی خواهد کرد و صفای باطن را فزونی خواهد بخشید.
یکی دیگر از راهکارها و ابزار محافظت از آثار روزه توجه و پایبندی به نماز اول وقت و جماعت است که توان ایستادگی در برابر دشمنان این دستاوردها را مضاعف خواهد کرد. ابزار دیگر، دعا و مناجات و حفظ ارتباط با خدای متعال است که مخصوصا بعد از نمازهای واجب موجب نزول برکات الهی و دفع نقمات خواهد بود. و یکی از مهمترین ابزارهای حفظ نورانیت روزه داری توجه به وقت بابرکت سحر است که قبل از اذان صبح هر کس به مقدار توان خود در این موعد ملکوتی سیم ارتباط با عالم ملکوت را وصل و با معبود خود به راز و نیاز می پردازد که با تمرین و ممارست امری میسر و البته شیرین خواهد بود و آنوقت است که مؤمن خود را میراث دار پیامبر رحمت دانسته و با اقتدا به او سحرخیزی و شب زنده داری را پیشه خود ساخته و راه های کمال را به روی خود باز خواهد دید. سحر بزرگترین یادگار رمضان المبارک است، خدایا ما را در حفظ آن یاری فرما.
امیدواریم با کمک خداوند متعال و با دعای خیر هم بتوانیم در مسیر بندگی خداوند متعال قدم برداشته و ثابت قدم باشیم.






طبقه بندی: فلسفه احکام،  اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 14 شهریور 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

اوایل ماه شعبان یه پستی نوشتم با عنوان"خدا دنبال بهانه است" ولی الان خواستم یادآوری کنم که واقعا خدا دنبال بهانه است! میگید چرا؟
چون همه سعیش بر اینه که ماها رشد کنیم و حتی شده یک قدم به او نزدیکتر شده و از دشمنان او دور شویم، برای این کار فرصت های مختلفی ایجاد کرده و فضاهای مناسبی تدارک دیده تا با کمترین تلاش بهترین و بیشترین رشدها را داشته باشیم.
یکی از این فضاها خود ماه مبارک رمضان است، در داخل این ماه با فضیلت، شب های نورانی ، دعاهای بسیار خوب و با مضامین و محتوای معرفت بخش، روزه ای که سپر آتش جهنم است، ذکر و عبادت و حتی خواب روزه دار و...
یکی از مهمترین فرصت ها شب قدر است که در شأن آن یک سوره مستقل نازل شده و اهمیت آن را صراحتا بیان کرده است ولی نکته ای که اصل بحث بنده است اینه که مگه شب قدر یک شب نیست؟؟ پس چرا ما باید سه شب بیدار بمانیم و مشغول اعمال مخصوص شب قدر تا شاید بتوانیم درکش کنیم؟
قطعا یکی از این سه شب ، شب قدر بوده  ولی بیداری و شب زنده داری مؤمنین و مخفی بودن شب قدر در بین سه شب، یک امتیاز از طرف خداوند متعال است تا بندگان او فقط با یک شب بیداری دوباره به حالت اول خود برنگردند بلکه او دوست دارد بندگانش شب های بیشتر و فرصت های وسیع تری را با خدای خود راز و نیاز کرده و از ثواب و کمال بیشتری بهره مند شوند. حال نمی توانیم بگوییم او برای رشد ماها و نزدیک شدنمان به خودش دنبال بهانه است؟ چقدر از این بهانه ها استفاده می کنیم؟ بازم از این فرصت ها به ما خواهد داد؟
ضمن عرض تسلیت ایام شهادت امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام از همه دوستان التماس دعای خیر دارم. شاید نتونم تا آخر ماه مبارک رمضان به روز کنم.

 





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 31 مرداد 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
یکی از برکات رمضان و آثار معنوی روزه، نرم شدن دل و به وجود آمدن حس ترحم و تعاون است، انسان ها (هرچند متکبر) با چشیدن طعم گرسنگی و تشنگی به یاد شکم های همیشه گرسنه و لب های همیشه تشنه می افتند و به سختی و مشقت امورات آنان فکر می کنند و همین باعث ایجاد فضایی برای نشان دادن احساسات می شود و آن وقت روزه تأثیر خودش را گذاشته و فلسفه آن تا حدودی نمایان می شود.
این روزها قحطی در شاخ آفریقا (سومالی) بیداد می کند و توان مقاومت ساکنین آن دیار را روز به روز به نقطه صفر نزدیکتر می کند در حالیکه خیلی ها از شدت شکم سیری رؤیاهای رنگی می بینند و عالمی غیر از عالم خود را حتی تصور هم نمی کنند و اگر روزانه هزار بار هم صحنه های دلخراش مربوط به مردمان فقیر و درمانده سومالی را ببینند تحت تأثیر قرار نمی گیرند!
ولی آنان که با شکمی گرسنه و لبانی محتاج به جرعه ای آب تصاویر کودکان و مادران قحطی زده را تماشا می کنند می توانند بخشی از درد آن ها را لمس کنند و می فهمند که گرسنگی و تشنگی چه نعمت با ارزشی بوده و آنها را با واقعیت آشنا کرده و در فهم احساس حال دیگران توانا می کند.
شاید سیل سال گذشته پاکستان و قحطی امسال سومالی در ماه مبارک رمضان برای سنجش حس مسئولیت ما روزه داران بوده و یا پله ترقیی است برای آن هایی که از رهگذر روزه می خواهند به قله کرامت برسند. هر چی هست بی حکمت نیست و یک ندایی نامحسوس ولی محسوس صدایمان می کند که ای روزه داران برای دیدن فلسفه روزه خود بشتابید و اطراف خود را خوب بنگرید و بدان که تکلیفتان است عمل کنید.
میلاد کریم اهل بیت (ع)، امام حسن مجتبی (ع) را خدمت همه دوستان تهنیت عرض می کنم.

 
 




طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 25 مرداد 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

یک هفته از ماه مبارک رمضان در ایام بسیار گرم تابستان می گذرد، و مؤمنین با سنین و شغل های مختلف و با حال و هوایی معنوی و اشتیاقی فراوان  در حال انجام این فریضه الهی اند.
حتما زمانی که شدت تشنگی براتون غالب شده شما رو به فکر فرو برده و از اینکه خداوند دوست دارد بندگانش با این مشقات روزه بگیرند براتون سوال شده و از طرفی هم بخاطر تعبد و اعتقادی که در برابر خداوند متعال دارید و می دانید که او بدون حکمت امر و نهیی نمی کند به این نتیجه می رسید که پس حتما خیری در کار بوده ولی شاید برای ماها مخفی مانده باشد، ولی عده ای با گذشت ایام  به آثار روزه پی برده و رشد جسمی و روحی را احساس می کنند و در می یابند که این سختی های زودگذر نتایج ماندگاری داشته و برای تربیت آنان مفید بوده است.
هر کس برای خودش برداشت هایی دارد و منم به این نکته رسیده ام که روزه علاوه بر آثار دنیوی و اخروی فراوانی که دارد یک درس هم به ما می دهد و آن هم عبارت است از خودشناسی و کشف توان و استعداد در نهاد خودمان!
خیلی ها قبل از ماه مبارک رمضان از گرفتن روزه در ایام گرم تابستان واهمه داشتند ولی الان می بینند آنقدرها هم سخت نبوده و می توانند تحمل کنند واراده آنها بر سستی و وسوسه نفس غلبه کرده است و از این رهگذر خود را برای کارهای سخت تر آماده می کنند و برای جنگ با وساوس شیطان و نفس قوتی مضاعف می گیرند.
قطعا هر کدام از شما دوستان عزیز روزه دار به نتایج و آثار روزه عملا پی برده اید، در صورت تمایل می توانید این آثار را در کامنت های خود ذکر بفرمائید تا مورد بررسی و تطبیق با روایات وارده در این زمینه قرار گیرد و البته مورد استفاده همه دوستان.
از همه دوستان التماس دعای خیر داریم. 





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 17 مرداد 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

رمضان را همه با نام ماه ضیافت الهی می شناسند و با نزدیک شدنش  حال و هوای روحانی فضای خانه ها و جامعه و دل های مؤمنین را فرا می گیرد، خیلی ها چند روز آخر شعبان را نیز روزه می گیرند تا پاک و آماده به پیشواز رمضان بروند، چه ماه زیبا و دوست داشتنی است این ماه ضیافت! همه خدا را حس می کنند حتی آن هایی که اهل عبادت و بندگی نیستند فضای سنگینی را در اطراف خود تجربه می کنند و از اینکه روزه نمی گیرند و اهل دعا و مناجات نیستند ناراحتند و به حال بندگان مؤمن خداوند غبطه می خورند.
کدامین فضای زیبا و معنوی رمضان را بگویم؟ وقت پر از برکت و نورانیت سحر را که  در خود دنیایی از رمز و راز را جای داده است و می توان گفت پله صعود و راه میانبر کمال است و هر کس به جایی رسیده از برکات سحرگاهان بوده است، زمانی که بیداری در آن و نماز و راز و نیاز برای پیامبر رحمت(ص) واجب بوده و پیروان راستینش به پیروی از آن وجود نازنین سحرگاهان پهلو از زمین کنده و با خدای خود به راز و نیاز می پردازند.
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود

افطار را بگویم که وقتی احساس می کنی ملائک هم گوش به دعای روزه دارانند تا به برکتش نورانیتی بگیرند  و فضای معنوی حاکم بر خانه و خانواده و دعای پدر، تلاش و اخلاص مادر، چهره های راضی و امیدوار و معصومانه کودکان آن را دوست داشتنی تر کرده است.
قران برای چند صباحی هم که شده از مهجوریت در آمده و تلاوت آیات روحبخش آن معنویتی دوچندان ایجاد کرده و دعا ها و نماز و احسان های مخصوص ماه مبارک رمضان زمینه های جلب رحمت الهی را فراهم و شسته شدن گناهان و غضب الهی را مهیا می کند و او برای حضور پرشور و سرور میهمانانش بی تاب تر از خود میهمانان است، چون دوست دارد بندگان با نزدیکی به او خود را پاک کنند و رحمت های او را شامل حال خود گردانند، چه میزبان مهربان و دوست داشتنی!
روزه ابزاری برای اذیت و آزار بندگان نیست، لطفی است از طرف خداوند که با آن فقیر و غنی یکسان طعم گرسنگی را می چشند و غرورهای کاذب و فخر فروشی های جاهلانه رخت بریسته و انسان ها برابری در پیشگاه خداوند را احساس و برتری بر همدیگر را از دریچه ایمان و اخلاص و تقوا می نگرند، با گرسنگی و تشنگی یک روزه به یاد عطش و جوع طولانی روز قیامت افتاده و برای آن روزشان توشه مهیا می کنند و بخاطر همین است که در این ماه شیطان در غل و زنجیر است ، چون انسان ها بیشتر عبرت گرفته و بهتر به فکر دار آخرتند و به راحتی گول شیطان را نمی خورند و روزه سببی برای دوری آنها از گناهان و آلودگی هاست.
اثرات جسمی روزه هم برای همگان روشن است که با این کار دستگاه گوارش که یکسال مدام با جذب و دفع غذا رو به فرسودگی گذاشته یک ماه استراحت کرده و به طول عمر کمک می کند، از طرفی چربی های اضافی بدن ذوب و خطرات زیادی از این طریق دفع می گردد.
 فواید جسمی و روحی یا مادی و معنوی روزه بسیار زیادتر از آن چیز هایی است که ذکر شد و امیدواریم با نیت خالص جزو روزه داران واقعی باشیم. انشاءالله.

بخشی از احکام روزه در صفحات جانبی این وبلاگ گنجانده شده و در صورت سوال دوستان، در زیر کامنت آنها جواب داده خواهد شد. 





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 10 مرداد 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

چرا باید امر به معروف و نهی از منکر کرد؟ مگر هر کس تکلیف خود را نمی داند؟ پس به وظایف خود عمل کرده و آخرتش را آباد کند، من هم به دنبال وظایف خودم هستم  و چه کار دارم که مردم چکار می کنند؟! هر کس باید سرش تو لاک خودش باشد و گناه کسی را به پای دیگری نمی نویسند و یا به قول معروف کسی را در گور دیگری نمی خوابانند!
به نظر شما این درست است؟ و این نوع اندیشیدن و عمل کردن عاقلانه است؟ اسلام تکلیفی در این رابطه معین نکرده است؟
قطعا این طرز تفکر از اساس اشتباه بوده و شانه خالی کردن از وظیفه ای است که خداوند بر عهده همه گذاشته است، آن هم عبارت است از تعاون و همکاری برای  رفع اشکالات و ارتقا و کیفیت بخشی به خوبی ها(امر به معروف و نهی از منکر)  .
اگر انسان ها با رویی خوش و نیتی برخواسته از سر شفقت و مهربانی اشکالات هم را گوشزد و همدیگر را بر انجام خوبی ها تشویق کنند قباحت گناهان به راحتی از بین نرفته و در مقابل انجام نیکی ها دارای ارزش می شود. وقتی اینطور شد پوشیدن هر نوع لباس، زدن هر جور تیپ، بغل کردن سگ و گشت و گذار در خیابان های تهران با گردنی فراز و غروری کاذب، پرداختن به هر گناه اجتماعی بدون هیچ شرمی و ... عادت و فرهنگ نمی شود و عاملین این اعمال افرادی با کلاس و به روز شناخته نمی شوند!
 ارزش دادن به نماز اول وقت، حساس بودن به حلال و حرام، با حیا بودن، مؤدب بودن، کمک به دیگران و... ارزش شناخته شده و توسط بخشی از مردم جامعه ضد ارزش معرفی نمی شود و انجام دهندگان این اعمال مثبت در اجتماع، افراد محترم شناخته می شوند نه عقب مانده.
وقتی امر به معروف و نهی از منکر ترک و مردم نسبت به وضعیت اجتماع خود بی تفاوت می شوند به مرور زمان جای نیک و بد عوض شده و فرهنگ و ضد فرهنگ جای همدیگر را می گیرند در این صورت همه مقصرند و آن اجتماع مستعّد عقوبت و بلای خداوندی است، چرا که خوبان آن برای در امان ماندن از گزند بدان نسبت به ارزش های دینی خود، کوتاهی کرده و خود را در جرم بدان جامعه شریک کرده اند.
برای رهایی از این سرنوشت چه کار باید کرد؟


امام صادق(ع) از امیرالمؤمنین(ع) نقل کرده که فرمود: ای مردم ! خداوند توده و عموم مردم را به واسطه گناه عده ای عذاب نمی کند اگر که آنها در پنهانی و بدون اینکه مردم بفهمند مرتکب گناه شوند اما اگر آن گروه(گناهکاران) آشکارا عمل زشت را انجام دهند و توده مردم بر آنان عیب نگیرند و آنان را سرزنش نکنند هر دو گروه مستحق عقوبت از جانب خدا می شوند.
وسائل الشیعه ج 2 ص 531





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 4 مرداد 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز مخصوصا آنهایی که با نظرات مفیدشون در جواب سوالات پست قبلی به روشن شدن زوایای بحث کمک کردند، مجددا میلاد مسعود حضرت مهدی موعود (عج) رو خدمتتون تبریک و تهنیت عرض می کنم.
در ادامه پست قبلی و جهت پاسخگویی به سوالات مطرح شده ابتدا برخی نظرات رو در معرض دید دوستان قرار میدم و در پایان نیز نظرات و برداشت های خودم رو می نویسم. امیدوارم دوستان با کامنت های خوبشان نواقص بحث رو بر طرف کنند.

y
سلام. میلاد حضرت مهدی موعود (عج) مبارک. امام عصر عج حجت خدا بر روی زمین است و بدون ایشان اتصالی بین زمین و آسمان نیست(این السبب المتصل بین الارض و السماء) یعنی او ولی نعمت است و بواسطه او خداوند به بندگانش رزق و روزی و سلامتی و ... می دهد پس او هر لحظه با ماست و برای ما دعا می کند و قطعا جواب سلام و دعا و توسل ما را هم می دهد ولی برای بعضی ها خصوصا دعا می کند و عنایت دارد(اونم بخاطر عمل خود افراد است) پس عموما همه ما شامل دعا و عنایت حضرتش هستیم ولی خصوصا افراد ناب.
اصلا دوران غیبت یکی از عللش برای آزمودن افراد است شاید این جواب نشنیدن ظاهری برای این باشد که ما آزموده شویم و با وجود این نشنیدن جواب ها دلسرد نشده و همچنان به انتظار بنشینیم.
از طرفی انتظار از این حیث بهترین اعمال معرفی شده که موجب رشد است، انسانی که منتظر است باید خودش را آنطور تربیت کند که شخص مورد انتظار دوست دارد و منتظر باید هر روزش بهتر از دیروز بوده و در راه رشد و تعالی باشد اگر چنین شد می توان گفت روز به روز به امام عصر نزدی تر می شویم و برای ظهور آماده می شویم.

در نتیجه باید گفت:

این دوران دو حیث امتحان و تربیت دارد و باید در هر دو موفق بود.

خداوند توفیق خوب بودن، خوب ماندن و پاک به آقا رسیدن را روزیمان کند.
___________________________
مهدی
سلام
در مورد مطالبی که نوشتین زیاد فکر کردم، راستش این مائیم که کوتاهی می کنیم و به وظایفمون عمل نمی کنیم و گرنه امام زمان هم سلام ما را می شنود، هم جواب می دهد و هم توسلات و دعا و قربانی ما را می پذیرد و جواب می دهد.
حقیقت اینست که ما آنطو که باید با ایشون انس نمی گیریم و این یکی از نشانه های غربت اوست و تا ماها مضطر نشیم و عاجزانه نخواهیمانگار آمادگی ظهورش را نداریم و به نظرم این دعاها و نذر و نیاز برای فرجشش خوب است ولی
" دو صد گفته چون نیم کردار نیست "
باید اهل عمل بود و بس.

از مطلب خوب و فکورانه شما ممنونم.
____________________________
وحید
سلام.
مطلب بسیار خوبی بود به شرط اینکه این سوالات رو جواب بدید و برای مخاطبین روشن شود چی به چیه.

قطعا امام زمان (عج) سلام ما رو می شنود و جواب می دهد ولی مشکل از ماست که جواب را نمی شنویم.
در توسلات و قربانی ها هم همینطور حتما جواب ما را می دهند و عنایت دارند ولی چون ما خودمون رو کامل نساخته ایم نمی توانیم درک کنیم.
البته خیلی جاها برامون محسوس و ملموس هست که جواب گرفتیم.
ولی ای کاش با ترک گناهان می توانستیم آنقدر پاک بشیم و ظرفیت پیدا بکنیم تا صدای آقا رو هم بشنویم.
البته مهم دیدن یا شنیدن چهره و صدای آقا نیست، مهم عمل ماست که باید ا توجه به رضایت ایشون صورت بگیره.
اگه اقا رو ببینیم و جواب سلاممون رو هم بدهند و ما بشنویم ولی اهل عملی نباشیم که رضایت ایشان در آن باشد چه فایده ای دارد؟؟؟!
مثل بیشتر افراد زمان پیامبر(ص) و ائمه (ع).

نتیجه:

مهم اینه که در انجام و ترک کارها رضایت امام عصر (عج) رو در نظر بگیریم و بر همون اساس عمل کنیم. همین کافی خواهد بود.
_____________________________
پریا
سلام دوست گرامی مث همیشه عالی بود.فکر میکنم آقاهمیشه به ما لطف دارن این ماهستیم که الطاف آقارا نمی بینیم.اعیاد برشما مبارک.
_____________________________
دختران باباعطا
سلام علیکم.
امام عصر روحی فداه، همیشه حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار ما هستند. امکان ندارد به ایشان سلام کنیم و جواب نگیریم. اما دنیاطلبی، گناهان کوچک و بزرگ، ظلم و حق کشی، و بسیاری از خطاهای ما، حجابیست میان ما و حضرتش

برای درک ایشان و ایجاد انس و الفت، راهی نیست جز ترک گناه و افزایش حب اهل بیت علیهم السلام در روح و جانمان.
______________________________
فاطمه
سلام و عرض ادب...
خیلی جالب بود.. به نظر من ایجاد اتصال فقط در قلب کلید میخوره و این برقرار کردن ارتباط یا همون اتصال با امام عصر عج خیلی هم سخت نیست. قلب پاک و صاف هم برای ایجاد اتصال لازمه رعایت کردن یک سری موارده.. وقتی همه چیز سلسله وار مثل زنجیر با هم ارتباط صحیح پیدا کند اتصال خودش برقرار میشه چون قلبت صاف شده.. التماس دعا..اللهم عجل لویک الفرج
______________________________
مردانپور
با سلام. دیدن و شنیدن آنچه که همه می بینند ومی شنوندهنر نیست هنر دیدن وشنیدن نادیده ها وناشنیده هایی است که دیگران (نامحرمان)نه می بینندونه می شنوندواین هم شروطی داردکه اصلی ترین آن محرمیت است ومحرم بودن یعنی اهلیت داشتن یعنی مشابهت وهم سنخ بودن ویعنی عاشق بودن که عاشقی شیوه رندان بلاکش باشدوباید طوری زیست که به قول حافظ:
در ضمیر ما نمی گنجد به غیراز دوست کس
هردو عالم را به دشمن ده مارا دوست بس
واگر این شدهم می بینی وهم می شنوی وهم.....................
پاسخ عیسی برادری : سلام. ممنون از بابت حضور و نظر عالمنتون.
تو اول بگو با کیان زیستی
من آنگه بگویم تو کیستی
___________________
ناریان مر ناریان را همدمند
نوریان مر نوریان را جاذبند
__________________
از شعر حافظ هم استفاده میشه که باید غیر دوست را از دل بیرون کرد تا دوست در دل جای گرفته و انس با او سهل گردد.
اگر چنین شود به تدریج حرف زدن با او نجوا و درد دل با او لذت بخش و آرامش میهمان وجودمان خواهد شد.
و این انس رفته رفته به ملکه تبدیل شده و عامل بازدارنده ای در برابر آفات دنیوی خواهد بود. در نتیجه توجه او هم جلب خواهد شد و حضورش احساس.
با این احساس تقرب حاصل خواهد شد و لذت از انس با او فزونی خواهد گرفت و دیگر کسی و چیزی نخواهد توانست مانع حضور او در دل شود و البته از این رهگذر آثار فراوانی در گفتار، رفتار، و زندگی انسان آشکار خواهد شد.
بخاطر همین است که معصوم (ع) می فرماید: با هر که دوست شوی شبیه او می شوی. یا هر کس با دوست خود محشور خواهد شد.
_________________________
هادی تلنگر
سلام. در اذن دخول حرم امام رضا(ع) ( کاش وقتی اذن دخول را ترجمه می کردند اسمش را می گذاشتن اجازه ورود) می خوانیم: خداوندا من معتقدم... که معصومین مقام و رتبه مرا می بینند؛ " یرون مقامی"
وکلام مرا می شنوند؛ " وتسمع کلامی"
و سلام مرا علیک می کنید؛ " و ترد سلامی"
منتها حجابی بر گوش های ما قرار دادی که از شنیدن جواب آنان محرومیم؛ "و انک حجبت عن سمعی کلامهم"
ولی در عوض بابی دیگری را برایمان گشودی "و فتحت بابی"
اگر چه از شنیدن صدایشان محرومم ولی همین قدر که از مناجات با آنها لذت می برم معلوم است که جوابم را (حتی قبل سلام من ) داده اند؛ "و فتحت بابی بلذیذ مناجاتهم"...
***
این از طرف اهل بیت***
*
اما حرف این جاست که زبان حال امام زمان (عج) چیز دیگری است می فرماید:
بارها دیدم تو را کردم سلام تو جواب من ندادی یک کلام*


جمع بندی:
1- ضمن سپاس از نظرات خوب دوستان، نظرات عموما مفید و بعضیاشون قانع کننده بودند.
2- اینکه امام عصر (عج) از نظرها غایبند دلیل بر دوری ایشان از ما و احوالاتمان نیست بلکه ایشان اشراف کامل بر کارها و اموراتمان دارند.
3- جواب حضرت به سلام، دعا و توسلات ما امری بدیهی است چون ایشان حجت خداوند در روی زمین بوده و سبب اتصال و ارتباط بند گان به خداوند متعال می باشند و از آن جهت که جانشین رسول خدا(ص) می باشند، مأمور خداوند برای هدایت بشر بوده و وظیفه تربیت افکار و سوق افراد به سوی کمال را دارند، البته در دوران غیبت بخشی از این کار را شخص حضرت انجام می دهند مثلا در اثر دعای ایشان ماها به بعضی از توفیقات دست می یابیم و از بعضی محرمات دور می شویم بخش دیگری از کارهای ایشان به دست معتمدین و نواب خاصشان در دوران غیبت صغری و توسط نائب عام در دوران غیبت کبری انجام می گیرد( انجام کارهای اجرایی حکومت و زمینه سازی دوران ظهور و رتق و فتق امور مؤمنین و گرفتن وجوهات و خرج آن در امور مورد نیاز)
4- نحوه شناسایی نائب عام حضرت، بر اساس کدی است که خودشان فرمودند: که در حوادثی که برایتان پیش می آید به راویان احادیث ما مراجعه کنید.(منظور علمای عادل و مراجع هستند که در بین ایشان ولی فقیه که زعامت امت اسلامی را بر عهده دارد دارای ارجحیت است و حکم حکومتی او برای سایر مراجع هم تکلیف آور است)
5- حضرت ولی عصر از آن جهت که ولی خدا بر روی زمین هستند به صورت عام همه را دعا می کنند حتی کافران! چون ایشان دلسوز همه هستند و دوست دارند همگان به سوی خداوند هدایت شده و از عذاب و عقاب اخروی در امان باشند که در این میان بعضی افراد به دلیل نداشتن زمینه و ظرفیت از فیض دعای حضرت محروم شده و دعای ایشان در حقشان مستجاب نمی شود. ولی عده ای شامل این دعای عام شده و تعداد دیگری به دلیل اعمال صالحشان به صورت مخصوص مورد عنایت و دعای امام عصر(عج) قرار می گیرند. ایشان در توقیع شریفشان به شیخ مفید(ره) می فرمایند: انّا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم یعنی: ما از مراعات حال شما کوتاهی نکرده و یادتان را فراموش نمی کنیم که اگر چنین بود فیض و رحمت الهی از شما قطع و بلای او شامل حالتان می شد. از این فرمایش هم صحت مطالب فوق را در می یابیم.
6- در مورد اینکه آیا امام ما را دوست دارد یا نه، باید عرض کنم: در روایات هم داریم که هر وقت خواستی بدانی کسی تو را دوست دارد یا نه به دلت مراجعه کن و ببین خودت چقدر او را دوست داری، هر مقدار که تو او را دوست داشته باشی او هم تو را دوست دارد.
اما در مورد امام زمان(ع) مقداری فرق می کند، چون دوست داشتن های ما معمولا جنبه عاطفی و احساسی دارد و البته این دوست داشتن هم خالی از عاطفه نیست ولی باید جنبه اعتقادی و معنوی را هم اضافه کرد چون اینجا ایشان امام است و ما پیرو، و باید دوست داشتن و محبت قلبی خودمان را در عمل به اثبات برسانیم یعنی دوست داشتن منهای عمل صالح و گوش به فرمان امام بودن به معنی سستی و عدم اثبات دوستی است و باعث دوری ما از ایشان می شود.
پس برای ایجاد، دوام و ارتقای این دوستی باید علاوه بر محبت قلبی در عمل هم آنطور باشیم که او از ما انتظار دارد.
نتیجه اینکه: او ما را به مقدار عملمان دوست دارد و ما هم به اندازه کارهای خوبمان به حضرتش نزدیک و به مقدار کارهای بدمان از او دور می شویم.
امام باقر (ع) در این مورد می فرمایند: کاش به همان مقدار که در دلهایتان ما را دوست دارید در عملتان نشان می دادید و پیرو ما بودید.





طبقه بندی: اعتقادی،  عمومی،  دلنوشته،  فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 26 تیر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

با ورود ماه با فضیلت شعبان، زنگ دوم بندگی آغاز شد و یک قدم به رمضان زنگ آخر زدودن غبارها و آزمون نهایی بندگی نزدیک شدیم.
راستی چرا برای این سه ماه (رجب، شعبان و رمضان) این همه فضیلت قرار داده شده است؟ چرا دعا و عبادت و اعمال این ماه ها ثوابی ویژه دارد؟ مگر با دیگر ماه ها چه تفاوتی دارند ؟
با کمی تأمل در این رابطه، به این نتیجه می رسیم که همه این امتیازات، برای ترغیب بندگان به عبادت و بندگی و جبران نواقص بوده و در نتیجه اصلاح بین خود و خدای خویش را در پی دارد و به عبارتی دیگر می توان گفت خداوند کریم دنبال بهانه است، او از هر خیر کوچکی به دنبال گشودن روزنه ای به روی بندگان خود است، می خواهد دست آنها را گرفته و به خود وصلشان کند، از هر فرصتی برای بخشش و عفو استفاده می کند، گناهان را نادیده می گیرد و زود می بخشد، فرصتی ایجاد می کند تا بندگان برگردند وآنقدر مشتاق برگشت آنان است که هیچ کس را یارای درک این اشتیاق نیست، خریدار توبه های بندگان است، هر کس زودتر برگردد محبوب تر است، هر چه سن پائین تر باشد محبوبیتش بیشتر و...
او از اینکه بنده ای سر به خاک گذاشته و او را بخواند و از اعمال بد گذشته اش اظهار ندامت کند با آغوشی باز استقبال می کند و به ملائک خود می گوید: این بنده من است که در می زند و من او را دوست دارم.
[[ انّ الله یحبّ الشّاب الذی یفنی شبابه فی طاعه الله]] رسول مکرّم اسلام می فرماید: خداوند جوانی را که، جوانی خودش را در راه خدا صرف کند دوست دارد.
شعبان زنگ دوم بندگی است و با اندوخته های رجب باید از این کلاس هم سربلند بیرون آمده تا رمضانی مطلوب و دوست داشتنی را رقم بزنیم و آزمون بندگی را با بالاترین نمره ممکن به پایان رسانده و راه جدیدی را پیش روی خود قرار دهیم.

           ..........اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم..........

 





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 12 تیر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

عده ای فکر می کنند سعی و تلاش برای ساختن آینده، امری بیهوده است بلکه هر چه قسمت انسان باشد همان اتفاق خواهد افتاد! و هر اتفاقی که می افتد می گویند " قسمت همین بوده است" و با این جمله هم به خود تسکین خاطر می دهند و هم تکلیف را از دوش بر می دارند و انگار نه انگار که خود فرد هم باید برای رقم خوردن نتیجه بهتر، تلاش می کرد.
واقعا قسمت ما چیست و چه طوری رقم می خورد؟ یا به عبارتی دیگر فلسفه قسمت های ما در زندگی چیست؟ و چه علت یا عللی این معلول را رقم می زنند؟
برای یافتن جواب سوال اعتقاد به این یک آیه از قران کریم [ لیس للانسان الّا ما سعی ] (نجم 39) کفایت می کند. در آیه شریفه، عمل انسان ها و تلاش و جدیت آن ها را علّت رقم خوردن نتیجه می داند و آنچه که ما نامش را "قسمت" می گذاریم همانی است که با فکر، اعتقاد و عمل افراد به دست می آید و اعتقاد به سکون و رکود و عدم تلاش و چشم دوختن به عاقبتی مجهول که ارتباطی با عمل و جدیّت ما ندارد را ردّ می کند.
پس قسمت هر کس آن چیزی است که با تلاش و فعالیت خود به دست می آورد و چیزی به نام  "قسمت" منهای سعی و کوشش وجود ندارد.

نظر شما چیست؟

 





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 5 تیر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
در روایات مختلف از مرگ ناگهانی در آخرالزمان صحبت به میان آمده و در موارد زیادی هم از علل آن بحث شده است  از جمله علت های مرگ مفاجاتی قطع رحم، اذیت والدین، گناهان جدید، روابط نامشروع، ربا، قسم دروغ و...می باشند که امروزه در جامعه به وفور قابل مشاهده است.
اشتغالات فراوان، ماشینی شدن روابط، هزینه های بالا و... باعث قطع ارتباط با اقوام و نزدیکان شده و افراد از انرژیی که از این دیدارها و ارتباط ها قرار بود نصیب آنها بشود، محروم می شود.
عواطف پاک و خدادای و استثنائی میان پدران و مادران و فرزندان بخاطر مسائل جزئی و دنیوی دچار خدشه شده و رضایت والدین که خود عامل معنوی بزرگی برای رشد و تعالی انسان هاست، از او سلب ، آرامشی که از این طریق  تزریق می شد قطع ، دعاهای خالصانه مادر و پدر که اثرات معجزه آسا داشت، دیگر او را همراهی نمی کند.
بر اساس روایات رسیده از معصومین علیهم السلام "هر وقت گناه جدیدی در زمین رخ بدهد عذاب جدیدی هم اتفاق می افتد" در دنیای امروز بشر به واسطه پیشرفت های علمی و گستردگی وسایل ارتباط جمعی روزانه چندین نوع گناه رو ابداع می کند که بر اساس وعید های اولیاء الهی قطعا عذاب های جدیدی هم رو خواهد شد که یکی از آنها مرگ ناگهانی است.
روابط نامشروع یکی دیگر از عوامل مرگ ناگهانی است که دین اسلام نسبت به پرهیز از آن دستور داده است، اینگونه روابط باعث از هم گسستگی روابط عاطفی میان خانواده ها شده، حق و حقوق انسان ها را ضایع می سازد، انسانی که دنبال این نوع روابط است، استرس و اضطراب یار همیشگی اوست، آبروی خود را همیشه در معرض خطر می بیند، این فشارهای روحی و عصبی باعث اختلالات جسمی و روحی فراوانی در وجودش شده و او را به سوی مرگ رهنمون می سازد.    
در معاملات امروز جامعه ربا رایج شده و تعداد زیادی از مردم از روی غفلت و تعدادی هم بدون توجه به توصیه های دینی از طریق ربا و کسب حرام زندگی خود را آلوده می کنند همین امر یکی از علل مرگ ناگهانی است. حضرت علی "ع" فرمود : زمانی که ربا در میان قومی شایع شود و آشکارا به ربا مشغول باشند ، به مرض وبا دچار می شوند و به مرگ ناگهانی می میرند . امام صادق "ع" هم فرمود : زمانی که ربا زیاد شود ، زلزله ها نیز زیاد می شود .
قسم دروغ نقل محافل و ورد زبان اغلب مردم است و متأسفانه قبح این کار به شدت شکسته شده و حتی صدا و سیمای ما هم بدون توجه به بار تربیتی  منفی آن، به این گناه بزرگ دامن می زند.
خلاصه: با توجه به علل بالا که جزئی از علت های بسیار زیاد مرگ ناگهانی بود به نظر می رسد انسان امروز، خودش را به سوی مرگ رهنمون می سازد.
به نظر شما چطور می شود از این گناهان به دور بود و از عواقب خطرناکش در امان؟ راهکارتان چیست؟

روایات مرتبط در ادامه مطلب


ادامه مطلب


طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 8 خرداد 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3