"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شدو با لحنی مودبانه گفت:"ببخشید آقا میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟"مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشتو حسابی جا خورده بود،مثل آتشفشان از جا در رفتو میان بازار و جمعیت،یقه ی جوان را گرفت و عصبانی ،طوری که رگ گردنش بیرون زده بود،او را به دیوار کوفت و فریاد زد:"مرتیکه عوضی ،مگه خودت ناموس نداری....خجالت نمیکشی؟"جوان اما ،خیلی آرام،بدون اینکه از رفتار و فحش های مردعصبی شود و واکنشی نشان دهد ،همانطور مودبانه و متین ادامه داد:"خیلی عذر میخوام ،فکر نمیکردم این همه عصبانی و غیرتی بشین،دیدم به خاطر وضع خانومتون دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت میبرن ،من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم....حالا هم یقمو ول کنین،از خیرش گذشتم!"مرد خشکش زد.... همانطور که یقه ی جوان را گرفته بود ،آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد.

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:"مردی که در برابر دیدگانش و با رضایت و با اجازه ی او زنش آرایش کند و از خانه بیرون رود به صورتی که در معرض دید همگان قرار گیرد دیوث است،هرکه آن مرد را دیوث بنامد گناهی نکرده.زنی که بدین صورت بیرون رود و همسرش راضی باشد،به هر قدمی که آن زن برمیداردخانه ای از آتش برای شوهرش بنا میشود،بال و پر زنان خود را در این زمینه بچینید.نگذارید در این امور پر بگیرند که بی بال و پر بودنشان در این مسائل موجب خشنودی و سرور برای شما و کل خانواده است"1
__________________________
به نقل از سایت گروه اینترنتی رهروان ولایت
1(بحارالانوار ج 103، ص 249)






طبقه بندی: اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 18 فروردین 1393 | توسط : عیسی برادری | نظرات()