"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "

حضرت فاصمه زهرا سلام الله علیها: بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمند ترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند. کنزالعمال ج 7 ص 225

دوستان عزیز سلام، ایام شهادت بانوی بزرگ اسلام و سرور زنان دو جهان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رو خدمتتون تسلیت عرض می کنم.

امروزه ارتباطات میان اغلب زن و شوهرها با مشکلات و معضلاتی روبرو است که با ذکر نمونه هایی از آن فاصله و تفاوت های زندگی عصر مدرن با زندگی نرمال که 14 قرن پیش (زندگی امام علی علیه السلام و صدیقه طاهره سلام الله علیها) بر پا بوده است را بنمایانیم.
زندگی امروزی:
مرد قبل از ازدواج جهت انتخاب همسر آینده خود مجبور است چندین دختر را تست کند و در این میان مراعات مسائل شرعی هم چندان ملاک نیست، از طرق مختلف جرقه های ارتباط را زده و از شانس خوش او ارتباط با چندین نفر همزمان برقرار می گردد و روزهای ابتدایی آشنایی، با فدایت شوم های عاشقانه(به اصطلاح) مجذوب همدیگر می شوند دختر بیچاره چه آرزوهایی در سر دارد! این پسر دیگر بهترین مرد روی زمین است، مهربان، با محبت، خوش اخلاق... . کار هر روز او تفأل زدن به دیوان حافظ است، چه شعرهای قشنگی!

ادامه مطلب رو حتما بخوانید...

غافل از اینکه زمانی که او در رؤیای زندگی سراسر عاشقانه آینده غوطه ور گشته، مرد مهربان آینده او با یه ننه قمر دیگر قرار گذاشته است، دختره چه ساده است! در اوهام و خیالات خود نام فرزندان خودش را هم انتخاب کرده است و مو لای درز انتخابش نمی رود این داستان همچنان ادامه دارد، ماه ها، یا شاید سال ها و بالاخره از میان این همه مورد، یکی با همون اهداف مقدس انتخاب می شود و همزمان چندین دختر دیگر نیز خبردار می شوند که پسر مورد علاقه آنها، همانی که تا چند روز قبل قربون صدقش می رفت با یکی دیگه مزدوج شده است و حالا وقت ناله و نفرین و غم اشک و آه است و ماه ها و سال ها اندوه و کسالت روح و هزاران درد بی درمان نتیجه این ارتباط مقدس!! است، کی مقصر است.... نمی دونم! شما می دونید؟
حالا این پسره با همسر جدید وارد زندگی جدید شده که از همه جای آن عشق! می بارد و دوستی و محبت غوغا می کند حالا دیگه وقتشه که تازه عروس برای پیاده کردن رؤیاهای خود دست به کار شود و می شود و برای حال و آینده نقشه می کشد چندین ماه می گذرد و آرام آرام فدایت شوم ها، توعشق منی، یه دونه ای، عزیزم مواظب خودت باش و..... رو به زوال می رود، حالا دیگه هر از چندگاهی یک مورد عزیزم، یک قبضه فدایت شوم، چندین مثقال مواظب خوت باش هم رد و بدل می شود... چرا؟ نمی دونم! باز ممکنه شما بدونید.
مرد که وارد خانه می شود عبوس و تلخ !خانم دیگر مثل ماه های قبل به استقبالش نمی رود و کیفش را از دستش نمی گیرد!
با عتاب درخواست چایی و غذا و.. می کند! زن هم غذایی می آورد ولی مثل سابق لقمه دهن همدیگه نمیذارن و با گپ و گفت و خنده مشغول نیستند، مرد به فکر کارهای بیرون است و هنوز درگیری صبح در .. را فراموش نکرده و انگار نه انگار که در کنار خانواده است و باید از فضای بیرون خانه و شغل و.. خارج شود، و زن هم خواسته های خودرا بدون در نظر گرفتن وقت و اقتضائات زمانی و مکانی مطرح می کند و در این میان دقایقی به همدیگه می پرند و قضیه فعلا فروکش میکند... تا بعد... .
باز صبح مرد از خانه بیرون می رود ولی دیگر از آن زن مهربان ماه های اول زندگی خبری نیست و مرد بدرقه نمی شود و مثل آن روزها با انرژی بیرون نمی رود!
مدتهاست زن روی تفریح و گردش و ... ندیده است، هر وقت که مطرح کرده اقا کارهای مهمتری را بهانه می کند، سفر زیارتیی هم در کار نیست، چون نیازی احساس نمی شود!
پول خیلی خوب است و باید برای به دست آوردنش دو دستی چسبید و در این راه زن، زندگی و خوشی ها فدا هم بشود اشکالی ندارد!

آرام آرام آثار پژمردگی در سر و روی زندگی هویدا می شود و دیگر روزمرگی بر همه چیز حاکم شده و کسی هم به فکر نیست و اتفاقا رها شدن از این وضعیت را در سر می پرورانند ولی با فکر جدایی!
این خلاصه آن چیزی بود که امروزه در اغلب زندگی ها حاکم است و لطفا بگویید چرا اولا به این بن بست می رسند و راه چاره چیست؟





طبقه بندی: دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 28 فروردین 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
نمایش نظرات 1 تا 30