"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "



در سنگرت خامنه ای پیمان عشق بستیم
هرگز گمان مبر که پیمان خود شکستیم
بیست و هفتم میائیم تا همصدا بگوئیم
دیروز با تو بودیم امروز با تو هستیم
(1)

این روزها قم منتظر خورشیدی دیگر است که با تابش او آفتاب بساط خود را جمع خواهد کرد و آشیانه اهل بیت (ع) به نور یکی از سربازان نامی و خادم سخت کوش مکتب تشیّع منوّر خواهد شد.
مقام عظمای ولایت و رهبری ، خلف صالح امام(ره) با حضور خویش شوری دیگر در وجود ولائیان دیار همیشه ولائی قم به پا خواهد کرد و بار دیگر مردم انقلابی و معتقد با ولی خویش دست بیعت خواهند داد.
چند روزی است زمزمه حضور امام خامنه ای شور و هیجان خاصی را در شهر حاکم کرده و مردم ستادهای استقبال تشکیل داده و خود را آماده پذیرائی از نائب مهدی زهرا(عج) می کنند.
چه زیباست این شور و چه ستودنی است این عشق و ایمان ، و کجایند آنهائی که برای جدائی مردم از رهبری دندان تیز کرده بودند و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نکردند ؟! امروز پیوند بین امام و امت پیوندی است نا گسستنی که با هیچ حیله و فریبی از بین نخواهد رفت.
حضور حماسی و شور و احساس از سر اعتقاد مردم انقلابی قم این واقعیّت را نشان خواهد داد و مشت محکم دیگری خواهد بود بر دهان یاوه سرایان و دشمنان دین و ولایت.
باشد که این شور و شعور زمینه ای باشد برای برپائی حکومت عدل مهدوی انشاءالله. 


(1) شعر متعلق به خودم می باشد.





طبقه بندی: دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 18 مهر 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

آثار دنیوى و مادّى حج در روایات بیش از آن است که در بخشى از یک مقاله منعکس شود. آنچه آورده مى شود، اهم موارد است که عبارت اند از:

1. تبادل فرهنگى و اقتصادى
اجتماع شکوهمند حج، اجتماعى است از همه قشرهاى مسلمانان جهان؛ چرا که زائران کعبه از میان تمام گروهها، نژادها، زبانها و کشورهاى مختلف اسلامى مى باشند و اگر انسان بخواهد تمامى این کشورها و مردم آنها را از نزدیک ببیند، هزینه هنگفتى مى طلبد؛ ولى در حج با پرداخت هزینه حج به راحتى به این مسئله نیز دست مى یابد.

هشام بن حکم مى گوید: از امام صادق علیه السلام درباره فلسفه حج و طواف کعبه سؤال کردم، حضرت فرمود: «اِنَّ اللّهَ خَلَقَ الْخَلْقَ... وَاَمَرَهُمْ بِما یَکُونُ مِنْ اَمْرِ الطّاعَةِ فِى الدِّینِ وَمَصْلِحَتِهِمْ مِنْ اَمْرِ دُنْیاهُمْ فَجَعَلَ فِیهِ الاِْجْتِماعَ مِنَ الشَّرْقِ وَالْغَرْبِ لِیَتَعارَفُوا وَلِیَنْزِعَ کُلُّ قَوْمٍ مِنَ التِّجاراتِ مِنْ بَلَدٍ اِلى بَلَدٍ... وَلِتُعْرَفَ آثارُ رَسُولِ اللّهِ صلى الله علیه و آله وَتُعْرَفَ اَخْبارُهُ وَیُذْکَرَ وَلا یُنْسى؛ خداوند این بندگان را آفرید... و فرمانهایى در طریق مصلحت دین و دنیا به آنها داد، از جمله اجتماع مردم شرق و غرب را [در مراسم حج] مقرر داشت تا مسلمانان به خوبى یکدیگر را بشناسند [و از حال هم آگاه شوند و تبادل فرهنگى داشته باشند] و هر گروهى سرمایه هاى تجارى را از شهرى به شهر دیگر منتقل کنند [و تبادل اقتصادى داشته باشند]... و براى اینکه آثار پیامبر صلى الله علیه و آله و اخبار او شناخته و به خاطر آورده شود و فراموش نگردد.»

در جملات فوق به تبادل فرهنگى و شناخت همدیگر و همین طور تبادل اقتصادى و تجارت به عنوان فلسفه و پى آمد حج اشاره شده است.

و در ذیل حدیث با تأکید بیشتر بر نقش تبادل فرهنگى و اطلاعاتى، مى فرماید: «وَلَوْ کانَ کُلُّ قَوْمٍ اِنَّما یَتَکَلَّمُونَ عَلى بِلادِهِمْ وَما فِیها هَلَکُوا وَخَرِبَتِ الْبِلادُ وَسَقَطَتِ الْجَلَبُ وَالاَْرْباحُ وَعَمِیَتِ الاَْخْبارُ...؛
اگر هر قوم و ملّتى تنها از بلاد خویش و آنچه در آن است سخن بگویند، همگى نابود مى گردند و کشورهایشان ویران مى شود و منافع آنها ساقط مى گردد و اخبار واقعى در پشت پرده قرار مى گیرد.»

و در حدیث دیگرى، امام صادق علیه السلام در ذیل آیه «لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّکُمْ»؛ «گناهى بر شما نیست که از فضل پروردگارتان طلب کنید.» مى فرماید که منظور از این آیه کسب روزى است:
«فَاِذا اَحَلَّ الرَّجُلُ مِنْ اِحْرامِهِ وَقَضى نُسُکَهُ فَلْیَشْتَرِ وَلْیَبِعْ فِى الْمَوْسِمِ؛
هنگامى که انسان از احرام بیرون آمد و مناسک حج را به جا آورد، در همان موسم حج خرید و فروش کند!»

2. محافظت مال و عیال
از آثار و برکات مادّى حج این است که در این ایّام، خداوند از اموال و اهل و عیال زائر خانه اش محافظت و نگه دارى مى کند. حضرت صادق علیه السلام در ذیل آیه «لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ» فرمود: «اَنَّهَ لا یَشْهَدُها اَحَدٌ اِلاَّ نَفَعَهُ اللّهُ اَمّا اَنْتُمْ فَتَرْجِعُونَ مَغْفُورا لَکُمْ وَاَمّا غَیْرُکُمْ فَیُحْفَظُونَ فِى اَهالِیهِمْ وَاَمْوالِهِمْ؛
به راستى کسى در مکّه [و زیارت حج خانه خدا] حضور نمى یابد، مگر اینکه خداوند به او نفعى مى رساند؛ امّا شما [شیعیان] بخشیده شده برمى گردید، ولى غیر شما مال و اهل و عیالشان محافظت مى شود.» همچنان که اگر کسى مانع انجام حج افراد شود، به او فتنه و بلایى مى رسد.

حضرت صادق علیه السلام فرمود: «لِیَحْذَرْ اَحَدُکُمْ اَنْ یُعَوِّقَ اَخاهُ عَنِ الْحَجِّ فَتُصِیبَهُ فِتْنَةٌ فِى دُنْیاهُ مَعَ ما یُدَّخَرُ لَهُ فِى الاْآخِرَةِ؛
آن که برادر [ایمانى] خود را از حج باز دارد، باید بترسد که افزون بر آنچه در آخرت براى او ذخیره شده [از عذاب] در دنیایش نیز به مصیبت گرفتار شود.»

3. برآورده شدن حاجات
خانه خدا ـ مخصوصا در اولین نگاه ـ مکانى است براى استجابت دعا و همین طور است صحراى عرفات و دیگر مواقف و به طور کلّى، حاجى مورد توجّه خاص خداوند است و خداوند حاجات او را برآورده مى سازد.

امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود: «مَنْ تَرَکَ الْحَجَّ لِحاجَةٍ مِنْ حَوائِجِ الدُّنْیا لَمْ یُقْضَ حَتّى یَنْظُرَ اِلَى الْمُحَلَّقِینَ؛
کسى که حج را براى حاجتى از حاجتهاى دنیوى ترک گوید، [حاجتش] برآورده نمى شود، مگر اینکه نگاهش به [حاجیان] سر تراشیده بیفتد.»

4. فقرزدایى
انجام حج براى همیشه فقر را از انسان دور مى سازد. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: «الْحَجُّ یَنْفِى الْفَقْرَ؛
حج باعث از بین رفتن فقر [به صورت دائم[ مى شود.» وامام صادق علیه السلام فرمود: «مَنْ حَجَّ ثَلاثَ حِجَجٍ لَمْ یُصِبْهُ فَقْرٌ اَبَدا؛ هر کس سه بار حج انجام دهد، تا ابد فقر به او نمى رسد.»

5. افزایش رزق و روزى
از دیگر آثار و برکات مادى حج این است که بر رزق و روزى انسان افزوده مى شود.

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: «حُجُّوا تَسْتَغنُوا؛
حج انجام دهید [تا از نظر مالى] بى نیاز شوید.» امام صادق علیه السلام نیز فرمود: «ما رَأَیْتُ شَیْئا أَسْرَعَ غِنىً وَلا أَنْفَى لِلْفَقْرِ مِنْ اِدْمانِ حِجِّ هذا الْبَیْتِ؛ چیزى سریع تر براى بى نیازى [مالى] و نابود کننده فقر از مداومت حج خانه [خدا[ ندیدم.»

اسحاق بن عمار مى گوید که به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من با خود این گونه قرار گذاشته ام که هر سال تنها و یا با یکى از بستگان با سرمایه خودم حج انجام دهم. حضرت فرمود: «بر این قرار، تصمیم جدى دارى؟» عرض کردم: بلى. فرمود: «اِنْ فَعَلْتَ ذلِکَ فَأَیْقِنْ بِکَثْرَةِ الْمالِ أَوْ أَبْشِرْ بِکَثْرَةِ الْمالِ؛
اگر این کار (حج در هر سال) را انجام دهى، پس یقین کن به زیادى مال [خویش] و یا بشارت باد تو را به زیادى مال!»

6. بیمه سلامتى
اثر دیگر سفر حج این است که بر سلامتى بدن و صحت جسم نیز اثر مى گذارد.

امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «حُجُّوا وَاعْتَمِرُوا تَصِحَّ أَجْسامُکُمْ؛
حج کنید و عمره انجام دهید که باعث سلامتى بدنهاى شما مى شود.»





طبقه بندی: اعتقادی، 
مطالب مرتبط: حوزه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 13 مهر 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

چرا طواف هفت دور قرار داده شد؟

 ابو حمزه ثمالى گوید: از حضرت على بن الحسین(علیهما السلام) ، پرسیدم: چرا طواف هفت شوط است؟ فرمودند: زیرا خداوند تبارک و تعالى به فرشتگان فرمود: من در زمین براى خود جانشین و خلیفه قرار مى دهم.
فرشتگان به خدا عرض کردند: آیا کسى را در زمین قرار مى دهى که در آن فساد کرده و خون ها مى ریزند؟
خداوند متعال فرمود: من آنچه را که شما نمى دانید مى دانم.
 خداوند تبارک و تعالى قبلا فرشتگان را از نور خود محروم و ممنوع نکرده بود ولى پس از ایراد این سخن، آن ها را از آن محجوب و ممنوع داشت، این منع هفت هزار سال طول کشید و فرشتگان هفت هزار سال به عرش پناه بردند. خداوند بر ایشان ترحّم نمود و توبه ایشان را پذیرفت و بیت المعمورى را که در آسمان چهارم هست براى آن ها بازگشتگاه و مأمن قرار داد و بیت الحرام را برابر آن، براى مردم بازگشتگاه مأمن نمود. از این رو، طواف پیرامون آن، به مقدار هفت شوط بر بندگان واجب شد. براى هر هزار سال عبادت فرشتگان، یک شوط چرخیدن بربندگان واجب شد.
ابو خدیجه، گوید: از امام صادق(علیه السلام) شنیدم که مى فرمود:
پدرم در حال طواف بود و مردى که از کنارش مى گذشت، دستش را روى شانه آن حضرت نهاد و گفت: سه پرسش از تو دارم که جز تو و مرد دیگرى جواب آن ها را نمى داند.
پدرم ساکت ماند و جوابش را نداند تا از طواف فارغ گردید، سپس داخل حِجر اسماعیل گشته، دو رکعت نماز گزارد و من هم همراهشان بودم. پس از فراغت از نماز، با صداى بلند فرمودند: مردى که پرسش داشت کجا است؟
آن مرد آمد و در مقابل آن حضرت نشست. پدرم به او فرمودند: پرسش هاى خود را بگو. آن مرد ابتدا از آیه: " ن ، وَالْقَلَمِ وَ مَا یَسْطُرُونَ" . پرسید؟
پدرم جوابش را دادند.
سپس پرسید: وقتى فرشتگان بر حق تعالى اعتراض کرده و او را به غضب آوردند، چگونه حضرتش از ایشان راضى گردید؟
حضرت فرمودند: فرشتگان به مدّت هفت سال اطراف عرش طواف کرده و خدا را خواندند و از او طلب آمرزش نموده، از جنابش درخواست مى کردند که از آن ها راضى و خشنود گردد.
پس از سپرى شدن چند سال، حق تعالى از آن ها راضى شد.
آن مرد گفت: درست فرمودید. پس از آن، عرض کرد: بفرمایید پروردگار چگونه از آدم(علیه السلام) راضى شد؟
فرمود: وقتى آدم از عالم بالا به پایین فرود آمد، به زمین هند نازل شد و از پروردگارش جویاى بیت الحرام گردید. حق تبارک و تعالى به او فرمان داد که به بیت رفته، آن را هفت بار طواف کند و پس از آن، به منا و عرفات رود و مناسک و اعمال آن ها را انجام دهد. آدم(علیه السلام) از هند حرکت کرد و جاى دو قدمش همان جایى است که عمران قدم گذارده و میان هر قدم و قدم بعدى آدم، صحراهایى که در آن ها چیزى نبود و بدین ترتیب خود را به بیت رسانید. ابتدا هفت بار دور بیت چرخید و سپس مناسک و اعمال را آن گونه که حق تعالى به او فرمان داده بود، انجام داد و خدا توبه اش را پذیرفت و وى را آمرزید.
سپس امام(علیه السلام) فرمودند: چون فرشتگان در اطراف عرش، هفت سال طواف نمودند، طواف آدم در اطراف بیت نیز هفت شوط قرار داده شد و پس از اتمام هفت شوط و انجام مناسک، جبرئیل به آدم(علیه السلام) بشارت داد و گفت: گوارا باد تو را اى آدم، حق ـ عزّ وجلّ ـ تو را آمرزید، سه هزار سال پیش از تو من این بیت را طواف کرده ام.
آدم به درگاه الهى عرضه داشت: پروردگارا! من و فرزندانم را پس از من بیامرز.
حق تعالى فرمود: باشد، هر کدام از ایشان که به من و رسولانم ایمان آورند، مى آمرزم.
آن مرد حضرت را تصدیق کرد و رفت و پدرم(علیه السلام) فرمودند: این جبرئیل است که نزد شما آمده تا معالم و شرایع دین شما را به شما بیاموزد.

علت طواف کردن از اطراف حِجر

 ابوبکر حضرمى از امام صادق(علیه السلام) درباره حِجر پرسید، حضرت فرمود: اسماعیل مادرش را در حجر دفن کرد و آن را بالا آورد و دورش را دیوار گذاشت تا قبر مادرش لگدمال نشود.
معاویة بن عمّار گوید: از امام صادق(علیه السلام) درباره حجر پرسیدم که آیا جزو کعبه است یا بخشى از کعبه در آن است؟ فرمود: نه، حتى به اندازه چیده یک ناخن هم. لیکن اسماعیل(علیه السلام) مادرش را آن جا به خاک سپرد و چون دوست نداشت که پا بر روى آن بگذارند، دور آن حصارى کشید. قبور پیامبرانى هم در آن جاست.
 و مردم از کنار حجر طواف مى کنند نه داخل آن; زیرا مادر حضرت اسماعیل(علیه السلام)داخل حجر مدفون است و قبرش در آن است، این گونه طواف مى شود تا قبر وى پایمال نگردد.

چرا عمره مانند حج بر مردم واجب گردید؟

 معاویة بن عمّار از حضرت صادق(علیه السلام) نقل کرده که آن جناب فرمودند: عمره به منزله حج بوده و بر مردم و آنانکه مستطیع هستند (در طول عمر یک بار) واجب است; زیرا خداوند متعال مى فرماید:
حجّ و عمره را براى خدا انجام دهید.
آیه اى که عمره را همچون حج واجب نموده، در مدینه نازل گردید و برترین عمره ها، عمره اى است که در ماه رجب انجام شود.
 زراره از امام صادق(علیه السلام) نقل مى کند که فرمود: عمره همانند حج واجب است، چون خداوند مى فرماید: حج و عمره را براى خدا انجام دهید، عمره واجب است مثل حج، و هرکس حج تمتع به جا آورد، از عمره کفایت مى کند و انجام عمره در ماه هاى حج، همان تمتّع است.

 





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
مطالب مرتبط: حوزه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 4 مهر 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

دلیل به پا کردن کعبه؟
 ابوبصیر لیث مرادى از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده: تا زمانى که کعبه برپاست، دین نیز برپا و استوار است.

بناى کعبه براى چیست؟
عبدالله بن سنان از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده که فرمود: اگر مردم حج را ترک کنند، بر رهبر واجب است که مردم را; چه بخواهند و چه نخواهند، به حج وادار کند; چرا که این خانه، براى حج قرار داده شده است.

از چه رو بیت الله در وسط زمین است؟
 محمّد بن سنان گوید: حضرت رضا(علیه السلام) در جواب مسائلى که از آن جناب سؤال کرده بودم، مرقوم فرمودند:

علّت قرار گرفتن بیت الله در وسط کره زمین، آن است که وسط زمین نقطه اى بود که از زیر آن زمین کشیده شده و هر بادى در دنیا از آن جا می وزد. سپس در مقام توضیح فرمودند:

زمین از زیر رکن شامى، اوّلین بقعه اى بود که در زمین قرار داده شد، خارج گردید، چه آن که رکن شامى وسط زمین است و بدین ترتیب اهل مشرق و مغرب در انجام فریضه حج با هم مساوى هستند.

1 . در متن عربى «انبطاح» آمده و شاید منظور مطلق دراز کشیدن براى خواب و نه لزوماً بر چهره باشد و احتمال هم دارد که این خوابیدن بر صورت، در آیین او مکروه نبوده است. و گفته شده که آن کنایه از استقرار بر زمین براى دعا و نه خواب است و گفته اند کنایه از رکوع و سجود طولانى در نماز است.

2 . در محاسن افزوده است: و آن را اعتراف قرار داد تا سنتى میان فرزندانش باشد و از این رو قربانى آورد.

3 . طریحى در مجمع البحرین گفته است: آن، مسجدى از مساجد مدینه است که روایت شده خورشید در آن براى امیرمؤمنان بازگشت.

4 . مجلسى مى فرماید: مشهورتر در وجه نامگذارى آن است که «فضح» یعنى شکستن و فضیح شرابى است که از خرماى نرسیده و شکسته تهیه مى شود و در جاهلیت، در نزدیکى هاى این مسجد شراب مى ساختند. از همین رو مسجد را بدین نام خواندند. اما فضیح به معناى نخل در کتب لغت ما موجود نیست و بعید نیست که نام نخل مخصوصى در آنجا بوده است و متن کافى این احتمال را تأیید مى کند که آورده است: به دلیل نخلى، فضیح نامیده شد.

 





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
مطالب مرتبط: حوزه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 28 شهریور 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

امیر المؤمنین(ع) در خطبه عید فطر می فرماید:

«الا و ان المضمار الیوم و السباق غدا الا و ان السبقة الجنة و الغایة النار » . (1)

دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزای بازندگان است. در روایتی از فرزند گرامیش چنین آمده است:

«مر الحسن (ع) فی یوم فطر بقوم یلعبون و یضحکون فوقف علی رؤوسهم، فقال: ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه، فیستبقون فیه بطاعته الی مرضاته، فسبق قوم ففازوا، و قصر آخرون فخابوا، فالعجب کل العجب من ضاحک لاعب فی الیوم الذی یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و ایم الله لو کشف الغطاء لعلموا ان المحسن مشغول باحسانه و المسی ء مشغول باسائته. ثم مضی ». (2)

در این حدیث، امام حسن (ع) انجام اعمال عبادی در ماه مبارک رمضان را، تشبیه به مسابقه بین افراد نموده اند و عید فطر را زمان اخذ جوایز برندگان آن می دانند.

لذا حضرت علی (ع) در ویژگی های عید فطر می فرمایند:

1- روزی که نیکوکاران ثواب می برند.

«هذا یوم یثاب فیه المحسنون ».

2- روزی که گنهکاران زیان می بینند.

«و خسر فیه المبطلون »


منبع مقاله:

ره توشه راهیان نور 1377ش 1419ق 




طبقه بندی: اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 21 شهریور 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

در قسمت صفحات جانبی وبلاگ احکام روزه رو گذاشته ام تا اگه لازم بود مورد استفاده دوستان قرار گیرد ، البته احکام روزه بر اساس فتاوای مقام معظم رهبری است و در بعضی موارد با فتاوای دیگر مراجع بزرگوار تفاوت هایی وجود داره و می تونید جهت اطمینان خاطر به فتوای مرجع مورد نظر خودتون مراجعه و جواب سوالتون رو به دست آورید.


به اطلاع دوستان بزرگوار می رساند تا آخر ماه مبارک رمضان از خدمتتون مرخص میشم و انشأالله بعد عید سعید فطر بر می گردم.
خواهشمندم در این مدت نظرات خودتون رو در مورد وبلاگ برام بنویسید تا بتوانم با استفاده از نظرات شما نواقص رو جبران کرده و سطح کیفی مطالب رو ارتقاء بخشم.

"زندگی حکایت مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند: فروختی؟
گفت: نخریدند امّا تمام شد."


دعا گویتان خواهم بود ، شما هم دعام کنید. خدا یار و نگهدارتان.

 





طبقه بندی: دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 3 شهریور 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

اینک به پای درس اخلاق و موعظه حضرت ابوذر یار با وفای پیامبر بزرگ اسلام می نشینیم، ششمین اختر تابناک آسمان ولایت حضرت صادق ( علیه السلام) می فرماید:

«وقف ابوذر رحمه الله عند باب الکعبة، فقال: ایها الناس انا جندب ابن السکن الغفاری، انی لکم ناصح شفیق، فهلموا! فاکتنفه الناس »

ابوذر بر درب کعبه ایستاد، پس فرمود: آی مردم، من جندب فرزند سکن از قبیله بنی غفارم، من برای شما ناصح مهربانی هستم، پس بشتابید برای موعظه و نصیحتم، مردم از هر طرف دور او را گرفتند (و آماده استماع نصایح او شدند) .

فقال:

«ان احدکم لو اراد سفرا لاتخذ من الزاد ما یصلحه و لا بد منه، فطریق یوم القیامة احق ما تزودتم له »

پس فرمود: براستی اگر یکی از شما اراده سفر کند هر آینه از زاد و توشه سفر به قدر لازم (که رفاه و آسایش و سلامت او را در آن تضمین نماید) فراهم می کند، که ناچار از تهیه آن است (زیرا آدم عاقل مسافرتی کوتاه یا بلند را بدون تهیه مرکب و وسیله و اسباب رفاه و پول به قدر کافی و رفیق و مصاحب و غیره شروع نمی نماید و حرکت نمی کند) .

بنابر این راه طولانی و پر خطر قیامت (و عظمت و اهمیت حساب و کتاب آن) سزاوارتر است از آنچه که برای سفر دنیا تهیه می نمائید.

پس مردی برخاست، گفت:

«فارشدنا یا اباذر، فقال: حج حجة لعظائم الامور، و صم یوما لزجرة النشور، و صل رکعتین فی سواد اللیل لوحشة القبور، و کلمة حق تقولها او کلمة سوء تسکت عنها صدقة منک علی مسکین فلعلک تنجو من یوم عسیر، اجعل الدنیا کلمة فی طلب الحلال، و کلمة فی طلب الآخرة، و انظر کلمة تضر و لا تنفع فدعها، اجعل المال درهمین: درهما قدمته لآخرتک و درهما انفقته علی عیالک کل یوم صدقة (1)

ای اباذر، ما را ارشاد و هدایت فرما، سپس فرمود: برای اهمیت و عظمت اموری (که در قیامت در پیش دارید) حج خانه خدا کنید (که آثار معنوی حج مشکلات امور اخروی را آسان می نماید) و جهت سختیها و دشواریهای قیامت و حساب و کتاب دقیقش روزه بگیرید، و جهت وحشت قبر در دل شب دو رکعتی نماز بخوانید، و سخن حق بگوئید، و از سخنان زشت پرهیز نمائید (این دو عمل) و اعطاء صدقه ای بر مسکین، شاید شما را از فشار و سختی روز وانفسای قیامت نجات بخشد، و دنیا را در دو کلمه خلاصه کنید، یک کلمه، طلب حلال (تهیه روزی حلال) و کلمه دیگر طلب آخرت (تهیه زاد و توشه برای آخرت) بنگرید و دقت کنید، هر سخن مضر و غیر نافع را رها سازید، دور بریزید، و مالتان را هم همیشه به دو درهم تقسیم نمائید درهمی (یعنی نصفش را) برای ذخیره آخرتتان و درهمی (یعنی نصف دیگر) را صرف نفقه عائله خود نمائید، که این در هر روز برای شما ثواب صدقه در راه خدا را دارد.



1) بحار الانوار، ج 96، ص 258.





طبقه بندی: اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 27 مرداد 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

آغاز ماه شعبان، آغاز دگرگونی های قابل توجه است. بعد از نیمه شعبان و جشن های آن نوبت استقبال از ماه رمضان می شود. چیزی که سبب برتری این ماه نسبت به دیگر ماه هاى سال می شود، آیین ها و سنت هاى ویژه آن، روزه دارى و لطف بی نهایت خداوند در این ماه است. در میان اقوام مختلف ایرانی، آیین های ویژه ای برای این ماه وجود دارد که همگی نشانه عشق و علاقه مردم این دیار به مذهب شان است.

استقبال از ماه رمضان

رمضان در فرهنگ عامه، ماهى بزرگ و ارجمند است. بنابراین، باید براى استقبال از آن، آیین هاى ویژه اى برگزار شود. از گذشته هاى دور، مراسم های بسیاری برای استقبال از رمضان برپا می شد که نشانه عظمت و بزرگی این ماه در فرهنگ ما است. از جمله این مراسم ها، تطهیر است.

از گذشته، در نواحى مختلف ایران، خانه تکانى رسمی مهم براى استقبال از رمضان بوده است و تقریباً همه خانواده ها به خانه تکانى قبل از رمضان توجه داشته اند. نظافت اماکن عمومى، تکیه ها، مساجد و... نیز رسم دیگرى بوده که امروز نیز رایج است، اما در گذشته رونق بیش تری داشته است.

مراسم «گلکارى» مساجد که طى آن ظاهر مسجد را پیراسته و با نوعى گل و گچ مى اندودند و «حمام روزه» یعنى رفتن به حمام قبل از رمضان نیز از جمله سنت های مهم بوده است.

از سنت هاى رایج دیگر، تهیه مواد غذایی است که هنوز هم این سنت باقى است. در گذشته رسم بر این بود که بسیارى از خانواده ها، در روز هاى آخر شعبان، نان رمضان مى پختند. نان رمضان با نان سایر روزهای سال تفاوت داشت و پرمایه تر بود. از جمله مراسم عمومى دیگر، مراسم رشته برى بود که تقریباً در همه نواحى ایران رواج داشت.

از سنت های خوب دیگر در ماه رمضان، مراسم آشتى کنان بود. هر سال در آستانه رمضان، بزرگان هر منطقه به سراغ خانواده ها، زن و شوهرها و کسانى می رفتند که با هم کدورتى داشتند و آن ها را براى ورود به رمضان، آشتى مى دادند و اعتقاد داشتند کسانى که با وجود کدورت وارد رمضان شوند، عباداتشان قبول نخواهد شد.

گرفتن روزه در آخرین روز شعبان نیز از آیین هاى دیگرى است که امروز هم این رسم وجود دارد.

رؤیت هلال ماه

رؤیت هلال ماه رمضان، در هر دوره ای، آیین هاى ویژه اى داشته است. درست است که امروزه مردم در شب ماه رمضان از طریق تلویزیون و رادیو آگاه مى شوند که فردا روز اول رمضان است یا خیر، اما در گذشته، شروع ماه و رؤیت هلال، آیین هاى ویژه اى داشته است که امروز به کلى از بین رفته اند.

در شهرهاى بزرگ، رؤیت هلال توسط «عالمِ بلد» انجام مى شد. عالم بلد، یا خود مجتهد جامع الشرایط بود و سخنش مورد قبول همه یا نماینده مجتهد بود. البته آیین های رؤیت هلال توسط خود مردم هم انجام مى شد. مردم از غروب روز آخر شعبان به بام ها و نقاط بلند مى رفتند و در جست وجوى هلال ماهِ نو، چشم به آسمان مى دوختند. در مناطق مرکزى ایران، مردم با سینى قرآن و آینه و سبزه به پشت بام ها رفته و در آینه مى نگریستند تا ماه را در آن ببینند. بعد قرآن را باز و به آن نگاه مى کردند و بعد سبزه را در آب مى انداختند.

در نواحى جنوب ایران نیز مردم معتقد بودند که باید بعد از رؤیت هلال به شمشیر نگاه کرد. در نواحى شمالى هم، بعد از رؤیت هلال، به صورت سادات می نگریستند تا برکت و رحمت آورد. در برخى نواحى هم نگریستن به صورت کودکان به خاطر صداقت آنان مرسوم بود. به همین دلیل، موقع رؤیت هلال، کودکى را نیز با خود به بام مى بردند.

مراسم رؤیت، شب قبل از شروع ماه برگزار مى شد که به آن «شب نیت» مى گفتند؛ شبى که مردم نیت مى کردند تا یک ماه بنده خدا باشند.

سحرخیزی

امروز همانند رؤیت هلال ماه، برای یافتن زمان سحر و افطار نیز مشکلى نداریم، اما در گذشته چنین نبوده و هر یک از این موضوعات، رسم ویژه ای داشته است.

در گذشته تشخیص وقت سحر کار سختی بود. آن زمان از روى ستارگان و موقعیت آن ها زمان سحر و پایان وقت سحر مشخص می شد. در روستاها و برخى نواحى نیز، صداى خروس زمان سحر را اعلام مى کرد. در برخی نواحی هم افرادى به عنوان «سحرخوان»، مسئول بیدار کردن مردم بودند. سحرخوانى در دوره هاى بسیارى یک سنت رایج بود که سال ها در یک خانواده مى ماند و از پدر به پسر و همین طور به نسل هاى بعدى مى رسید.

شیوه هاى متفاوتى براى اعلام سحر رایج بود. از در کوبیدن و نقاره نوازى در شهرهاى مذهبى مثل مشهد و قم گرفته تا طبل کوبى، شیپورزنى، سُرن نوازى، دمام¬ زنى در جنوب. همه این ها شیوه هاى رایج اعلام وقت شروع و پایان سحر بود.

توپ در کردن موقع سحر هم از جمله این رسم ها بود که در بسیارى از مناطق ایران رواج داشت، اما مهم ترین شیوه و شاید رایج ترین آن ها، سنت قدیمى و فراگیر «چراغ گذاران» بود که در بسیارى نواحى ایران به خصوص نواحى مرکزى رواج داشت. در این شیوه، بعد از شناخت وقت سحر توسط «سحرخوانان»، تعداد زیادى چراغ بر سر مناره ها و گل دسته هاى مساجد گذاشته مى شد و بعد از پایان وقت سحر هم برداشته مى شد. مردم نیز براى تشخیص شروع و پایان سحر، به چراغ هاى روشن نگاه مى کردند. البته در کنار همه این سنت ها، سنت بیدار کردن همسایه ها نیز رایج بود و هر همسایه اى که زودتر بیدار مى شد، سایر همسایگان را با کوبیدن در منزل یا دیوارشان بیدار مى کرد.

آیین هاى افطار

در گذشته نیز مانند امروز، کارهاى سخت و سنگین در روزهاى ماه رمضان تعطیل مى شد و مغازه هایی مانند قنادى و شیرینى پزى و... با آن که جزو کارهای سخت نبودند، ولی برای رعایت حال روزه داران صبح ها تعطیل بود. برعکس، کشاورزان فقط صبح ها به دلیل سرحال تر بودن به کشت زارها و باغ ها مى رفتند و عصر استراحت می کردند.

«ختم قرآن» یکى از مراسم ماه رمضان است که در مسجد ها، تکیه ها و حسینیه ها برگزار مى شود. آموزش قرآن و خواندن نمایش نیز در این ماه به صورت جدى پى گیرى مى شود.

وقت افطار هم مانند سحر با شیوه هاى گوناگونى اعلام می شد. عده اى براى افطار به منزل و عده اى دیگر قبل از افطار براى خواندن نماز به مساجد مى رفتند. گروه دوم در مساجد با خرما و گاه آش، روزه خود را مى گشودند. اعتقاد ما بر این است کسى که روزه روزه دارى را بگشاید، در ثواب آن شریک است. به همین دلیل، در گذشته رسم دیگرى به نام «خرماگردانى» وجود داشت که مردم نزدیک افطار با ظرفى از خرما به کوچه مى آمدند و با تعارف کردن خرما به مردم، روزه آن ها را باز مى کردند و در ثواب افطار کردن آن ها شریک مى شدند.

بدرقه ماه رمضان

شب هاى آخر ماه رمضان، به شادى و سرور مى گذرد. در دو ـ سه روز آخر ماه رمضان مردم به حمام مى رفتند و غسل عید یا حمام عید مى کردند و براى برگزارى مراسم عید فطر آماده مى شدند.

هم چنین آشی به نام «آشِ روزه» یا «آش بدرقه» پخته مى شد که باید هفت زن که همگی فاطمه نام داشتند، آن را تهیه می کردند. آش روزه، در شب آخر رمضان خورده می شد و مردم دسته دسته در مکان هاى مختلف براى برگزارى مراسم ماه دیدنى جمع مى شدند و دنبال هلال ماه شوال در آسمان می گشتند. اگر ماه را می دیدند، فردا عید رمضان بود و مراسم های ویژه آن برگزار مى شد، مانند نماز عید، دادن فطریه، بازدید از اقوام و صله رحم، عیادت از بیماران و... که هنوز بخش هایى از این ایین ها باقى است.

در گذشته کودکان یا نوجوانانى که در طول ماه، روزه هاى کله گنجشکى یا به قول خراسانى ها روزه هاى «چقوکى» گرفته بودند، از سوى پدر و مادر یا اقوام بزرگ تر خود، در روز عید رمضان هدیه مى گرفتند.





طبقه بندی: عمومی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 20 مرداد 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

آیات بسیاری در قرآن بر لزوم روزه و فوائد آن نازل گردیده، چنان که روایات فراوانی در خصوص آن از خاندان عصمت و طهارت، وارد شده که از بررسی همه آنها ارزش و اهمیت روزه و فوائد و لزوم آن استفاده می‌شود:

1. تقوی و خویشتن داری که بزرگترین سجیه و بالاترین خلق در انسان است.
2. یار و مدد کار آدمی است.
3. صورت شیطان را سیاه می‌کند.
4. بدن را پاک خواهد کرد،‌ و رشد و نمو به آن خواهد داد.
5. فرشتگان برای شخص روزه دار، درود فرستند، و به جای  او تسبیح نمایند.
6. در عبادت خداست گرچه خواب باشد، تا زمانی که غیبت مسلمانی را نکند.
7. فرشتگان او را دعا کنند.
8. فرشتگان خود را به صورت او می‌مالند و به او مژده می‌دهند.
9. پروردگار فرشتگان را شاهد بگیرد: که من او را آمرزیدم.
10. نفس او تسبیح است.
11. در نزد خدا محترم و گرامی خواهد بود.
12. دعای او مستجاب خواهد شد.
13. پاداش عمل او چندین برابر داده خواهد شد.
14. سپر و ایمن از عذاب و آتش و از خطرات دیگر است.
15. پاداش آن با خود پروردگار است.
16. یکی از درهای بهشت، مخصوص روزه داران است.
17. اعمال او قبول خواهد گردید.
18. برای اوست خوشحالی دنیا و آخرت، و بوی دهان روزه دار نزد خدا از مشک خوشبوتر است.
19. موجب صحت بدن است.
20. بالاترین جهاد در فصل گرما است.
21. زیر بنا و اساس اسلام است.
22. رحمت خدا، و توفیق، و فرج اوست که به سبب آن حیات انسانی حاصل گردد.
23. روزه در زمستان غنیمتی لذت بخش، بی ‌رنج و زحمت است.
24. وسیله قرب به خداست.
25. وسوسه سینه را بر طرف سازد.
26. برای هر روز و شبی جوائز مخصوص مقرر شده است.
27. در صورتی که شرائط را مراعات کند، از گناهان بیرون آید مثل روزی که از مادر متولد گشته است.
28. روزه دار مهمان خداست.
29. برکت و رحمت به سویش رو آورد.
30. تهییج عواطف انسانی کند، مالدار را بیدار کرده، غنی و ثروتمند به یاد فقیر و درمانده افتد و گرسنگی و زحمت و رنج و محرومیت را در زندگی لمس نماید که این خود یکی از فوائد بزرگ ماه روزه و روزه داری است.
31. آدمی به یاد قیامت می‌افتد.
32. یک نوع مساوات و تسویه از جانب احادیث پدید خواهد آمد که فقیر و غنی همه در یک زمان گرسنه و تشنه در یک حالت باشند و امتیازی میان آنها نباشد.
33. شهوات و خواهش های نفسانی شکسته خواهد شد.
34. کنترل غرائز است.
35. کنترل وقت است.
36. اراده را قوی می‌کند.
37. جهاد اکبر است زیرا با این عمل به دشمن درونی پیروز گشته، و خود آن مقدمه برای پیروزی بر دشمن بیرونی است و در حقیقت ماه مبارک میدان نبردی است بین حق و باطل و صحنه پیروزی است بر دشمن.
 





طبقه بندی: اعتقادی، 
مطالب مرتبط: حوزه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 13 مرداد 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

خصال هفتگانه مخصوص روزه داران

در حدیثی طویل حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می فرماید که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ما من مؤمن یصوم شهر رمضان احتسابا الا اوجب الله تبارک و تعالی له سبع خصال: اولها یذوب الحرام من جسده، و الثانیة یقرب من رحمة الله عزوجل، و الثالثة قد کفر خطیئة ابیه آدم، و الرابعة یهون الله علیه سکرات الموت و الخامسة امان من الجوع و العطش یوم القیمة و السادسة یطعمه الله عزوجل من طیبات الجنة، و السابعة یعطیه الله عزوجل برائة من النار، قال: صدقت یا محمد» (7).

هیچ مؤمنی نیست که ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه بگیرد، مگر آنکه خدای تبارک و تعالی هفت خصلت را برای او واجب و لازم گرداند:

1- هر چه حرام در پیگرش باشد محو و ذوب گرداند.
2- به رحمت خدای عزوجل نزدیک می شود.
3- (با روزه خویش) خطای پدرش حضرت آدم را می پوشاند.
4- خداوند لحظات جان کندن را بر وی آسان گرداند.
5- از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان خواهد بود.
6- خدای عزوجل از خوراکی های لذیذ بهشتی او را نصیب دهد.
7- خدای و عزوجل برائت و بیزاری از آتش دوزخ را به او عطا فرماید. (پرسش کننده در این حدیث مفصل، عالم یهودی بود) که عرض کرد راست گفتی ای محمد (ص).

فلسفه و دلائل وجوب روزه از امام رضا(ع)

امام رضا(علیه السلام) در فلسفه و دلائل وجوب روزه می فرماید: «انما امروا بالصوم لکی یعرفوا الم الجوع و العطش، فیستدلوا علی فقر الآخرة، و لیکون الصائم خاشعا ذلیلا مستکینا ماجورا و محتسبا عارفا، صابرا علی ما اصابه من الجوع و العطش، فیستوجب الثواب مع ما فیه من الامساک عن الشهوات و یکون ذلک واعظا لهم فی العاجل و رائضا لهم علی اداء ما کلفهم و دلیلا لهم فی الآجل و لیعرفوا شدة مبلغ ذلک علی اهل الفقر و المسکنة فی الدنیا فیؤدوا الیهم ما افترض الله لهم فی اموالهم » (8)

وقتی از حضرت درباره فلسفه روزه می پرسند، می فرماید: همانا (مردم) مامور به روزه شدند تا بشناسند درد و ناگواریهای گرسنگی و تشنگی را، و آنگاه استدلال کنند بر سختیهای گرسنگی و تشنگی و فقر آخرت، (که پیامبر صلی الله علیه و آله در خطبه شعبانیه می فرمود: و اذکروا بجوعکم و عطشکم جوع یوم القیمة و عطشة، یاد آورید از گرسنگی و تشنگی روزه داریتان گرسنگی ها و تشنگی های روز قیامت را، که این یادآوری انسان را به فکر تدارک قیامت می اندازد که تا سعی کند، جد و جهد بیشتری در کسب رضای خداوند و کمک به مخلوق ضعیفش بنماید و آنان را از امکانات مادی و غیر مادی خویش بهره مند سازد).

(آنگاه امام علیه السلام خصوصیات صائم را این چنین توصیف می فرماید) و هر آینه روزه دار باید (به پیشگاه خداوند) بنده ای خاشع و ذلیل و دارای استکانت و وقار باشد، (و خود و عمل خویش را) ماجور و مثاب دانسته، (و بداند که اعمال و زحماتش) به حساب می آید، (و نادیده گرفته نمی شود) و در همه حال به آنچه که انجام می دهد از عبادات عارف باشد، و بر آنچه که از گرسنگی و تشنگی به او می رسد صبر کند، و در آن هنگام با امساک از شهوات (و پیروی نکردن از نفس اماره بسوء) مستوجب ثواب فراوانی می شود، (و خداوند اجر و ثواب عبادت روزه داریش را به او مرحمت خواهد فرمود) و این اوصاف حمیده (که برای صائم ذکر شد) واعظ خوبی برای روزه داران در دنیا خواهد شد، (که اثرات وضعی این اوصاف کاملا در چهره و اعمال و رفتار آنان مشهود خواهد گشت) و رائض و راغب است بر روزه داران بر اداء آنچه که مکلف به آنند و راهنمای خوبی برای آنان است در عالم عقبی، و آنان باید بشناسند شدت و اهمیت مشکلات فقرا و بیچارگان را که تا رحمت آورند بر فقراء و مساکین در دنیا، سپس اداء نمایند حقوق آنان را که خداوند در اموالشان مقرر فرموده است. (یعنی اینطور نباشد که خود خوب بخورند و بپوشند و دیگران گرسنه باشند).

شاعر عرب «حاتم بن عبد الله طائی » می گوید:

و حسبک داء ان تبیت ببطنة و حولک اکباد تحن الی القد! (9)

یعنی: این درد برای تو بس است که شب با شکم پر بخوابی و در گردت جگرها باشد که قدح پوستی را آرزو کنند (و برای آنان فراهم نشود چه جای آنکه طعام داشته باشند.



منابع در ادامه مطلب...

 


ادامه مطلب


طبقه بندی: فلسفه احکام، 
مطالب مرتبط: حوزه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 6 مرداد 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

روزه از نظر بهداشت جسم و سلامت بدن و ابعاد دیگر دارای فواید فراوانی است، روزه در سلامت معده و پاکسازی آن از انواع غذاها که موجب انواع بیماری هاست اثرات فوق العاده ای دارد.

مرکز بیماری ها معده است

پیامبر خدا فرمود: «المعدة بیت کل داء، و الحمئة راس کل دواء» (1)

معده مرکز و خانه هر دردی است، و پرهیز و اجتناب (از غذاهای نامناسب و زیاد خوری) اساس و راس هر داروی شفابخش است.

پیامبر(ص) سه باب از علوم به روی ما گشود

پیامبر عظیم الشان اسلام در یک بیانیه کوتاه، اثرات و فوائد سه چیز را به این شرح بیان می فرماید: «اغزوا تغنموا، و صوموا تصحوا، و سافروا تستغنوا» اول، جنگ و جهاد کنید تا مستغنی شوید، که غنائم جنگی باعث استغنا می باشد، دوم، روزه بگیرید تا صحت و سلامتی خویش را تضمین کنید، سوم، سفر کنید تا مال دار شوید، زیرا مسافرت و حمل کالای تجارتی از شهری به شهر دیگر یا از کشوری به کشور دیگر باعث رفع نیازمندی های جامعه و عمران کشورها می گردد، در این سه جمله پیامبر(صلی الله علیه و آله) سه باب از درهای علم: جهاد (که خود باعث تمکن و امکانات مالی می شود)، بهداشت جسم و اقتصاد جامعه را بر روی ما می گشاید.

امام علی(ع) در فلسفه روزه چه می فرماید؟

ما اگر پویای فلسفه روزه و حکمت تشریع آن باشیم و از خواص و فوائد آن بخواهیم اطلاعات بیشتری پیدا کنیم و به اشکال تراشیهای منتقدین پاسخ اقناع کننده بدهیم به سخنان حکیمانه و درربار حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه گوش فرا می دهیم در قسمتی از این خطبه امام می فرماید: «و مجاهدة الصیام فی الایام المفروضات، تسکینا لاطرافهم، و تخشیعا لابصارهم، و تذلیلا لنفوسهم و تخفیضا لقلوبهم، و اذهابا للخیلاء عنهم لما فی ذلک من تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق کرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحقوق البطون بالمتون من الصیام تذللا» (2) امیرمؤمنان علیه السلام به دنباله مطالب ارزشمندی می فرماید: از خدا بترسید و از کیفر تباهکاری در دنیا، و از زیان ستمگری در آخرت ... و خداوند بندگان مؤمنش را حفظ می فرماید، به وسیله نمازها و زکاتها، ( و سپس فوائد و پاره ای از علل و فلسفه روزه را بیان می فرماید) و کوشش در گرفتن روزه در روزهای واجب، برای آرام ماندن دست و پا و اندام و دیگر ایشان (از معصیت و نافرمانی) و چشم به زیر انداختنشان و فروتنی جانهاشان، و زبونی دلهاشان، و بیرون کردن کبر و خودپسندی از آنان، چون در نماز است مالیدن رخسارهای نیکو برای فروتنی، و (هنگام سجده نمودن) چسبانیدن اعضاء شریفه (هفت موضع) را به زمین برای اظهار کوچکی و «ذلت به پیشگاه با عظمتش » و در روزه رسیدن شکمها به پشتها برای خضوع و ناچیز دانستن خویش که روزه و نماز و زکات فلسفه اش سازندگی و تزکیه، و تذلل و تقلل به پیشگاه حضرت حق است، و از چیزهائی است که می تواند آدمی را از چنگ شیطان نجات بخشد، و از انواع بیماریهای ظاهری و باطنی برهاند، و مخصوصا درس مقاومت و مبارزه را عملا یاد آدمی دهد، مخصوصا روزه است که از امتیازات بخصوص برخوردار است، که پاداش آن فقط به خداوند بزرگ واگذار شده است. که امیرالمؤمنین(علیه السلام) درجائی دیگر می فرماید:«و الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق » (3)

روزه برای آزمایش اخلاص مردم است

خداوند روزه را برای آزمایش اخلاص مردم واجب فرموده است، که روزه در اخلاص عمل بسیار مؤثر است، یعنی کسی که روزه می گیرد و تمامی روز را با همه امکان بخوردنی ها و آشامیدنی هایی که در اختیار دارد، در عین حال امساک می نماید، جز اخلاص به پیشگاه حضرت حق مفهومی دیگر ندارد، و در قسمتی از نهج البلاغه می فرماید: «و صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب » (4) و یکی از دلائل وجوب روزه این است که روزه ماه رمضان سپر است از عقاب الهی، یعنی روزه موجب غفران و آمرزش گناهان و معاصی انسان است، که به وسیله روزه نجات از آتش جهنم و عقوبت پروردگار به دست می آید.

خدایا از گرسنگی به تو پناه می آوریم

فوائد کم خوری از نظر بهداشت و تندرستی جسم و روح:
درست است که آدمی تاب گرسنگی زیاد را ندارد، و اسلام هم نخواسته است که انسان خود را در زحمت تحمل گرسنگی زیاد قرار دهد، بلکه در بعضی روایات رسیده است: «اللهم اعوذبک من الجوع » (5) خدایا از گرسنگی به تو پناه می برم، ولی در عین حال باید متوجه بود، که مقداری از گرسنگی برای انسان لازم است! و فوائد بسیاری در بردارد، و بر عکس پرخوری و سیری بیماری زیادی به همراه می آورد.

از نظر بهداشت و تندرستی، باید غذا کمتر مصرف شود، و هنوز اشتهاء تمام نشده، دست از غذا خوردن بکشد، به تجربه ثابت شده است. افرادی که کم می خورند، از کسانی که همیشه سیر می خورند سالم تر می باشند، و تن درست ترند.

ابعادی در فلسفه روزه از بیان امام صادق(ع)

هشام بن حکم از رئیس مذهب تشیع حضرت جعفر بن محمد (علیهما السلام) می پرسد از علت و فلسفه روزه، امام می فرماید: «انما فرض الله الصیام لیستوی به الغنی و القیر و ذلک ان الغنی لم یکن لیجد مس الجوع، فیرحم الفقیر، لان الغنی کلما اراد شیئا قدر علیه، فاراد الله تعالی ان یسوی بین خلقه، و ان یذیق الغنی مس الجوع و الالم لیرق علی الضعیف و یرحم الجائع » (6)

حضرت صادق(علیه السلام): براستی خداوند روزه را واجب کرد، تا به وسیله او بین اغنیاء و فقراء مساوات و برابری به وجود آید، و این برای آن است که ثروتمندانی که هرگز درد گرسنگی را احساس نکرده اند، به فقراء ترحم نمایند، زیرا اغنیاء هرگاه (خوردنی و آشامیدنی را) اراده نمودند (و هوس هر نوع ماکولات و مشروبات کردند) برایشان میسر است، پس خداوند متعال «روزه را واجب نموده » که تا بین بندگانش از فقیر و غنی، برابری به وجود آورد، و اینکه سرمایه داران مسلمان الم جوع و گرسنگی را لمس نمایند، تا بر ضعفاء رقت آوردند، و بر گرسنگان عالم ترحم نمایند، (و این تنها شعار اسلام است، آری تنها مکتبی که به حال گرسنگان عالم ترحم نمایند، (و این تنها شعار اسلام است، آری تنها مکتبی که به حال گرسنگان و محرومان می اندیشد اسلام است.


منابع در ادامه مطلب...


ادامه مطلب


طبقه بندی: فلسفه احکام، 
مطالب مرتبط: حوزه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 30 تیر 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

بهترین راه تقویت روح، نماز است. بیشتر بزرگان، دانشمندان و روان شناسان، شفای دردها و درمان بیماری ها، نگرانی ها، ناامیدی ها را راز و نیاز با خدا و پرستش اومی دانند.

از جمله، روان شناس معروف، دکتر هانری لینک می گوید:

در نتیجه تحقیقات طولانی خود در اجرای آزمایش های روانی بر روی افراد، به این موضوع پی برده ام کسی که با دین سر و کار داشته باشد و به عبادت و نیایش بپردازد،آنچنان شخصیتی قوی و نیرومند پیدا می کند که هیچ گاه یک بی دین، نمی تواند چنین شخصیتی به دست آورد.

همچنین، کارلایل محقق معروف اروپایی می گوید: «دعا و نیایش، عمیق ترین سرچشمه نیرو و کمال است، ولی ما از این سرچشمه نیرو و کمال غفلت داریم.»
مهاتما گاندی
رهبربزرگ هند و نجات بخش این سرزمین از استعمار انگلیس، در زمینه تأثیر نماز در غلبه برناامیدی ها می گوید:

دعا و نماز زندگی مرا نجات داده است. وگرنه من بدون آنها مدت ها پیش دیوانه شده بودم، من در تجارب زندگی عمومی و خصوصی خود تلخ کامی های بسیار سخت داشته ام که مرا دست خوش ناامیدی می ساخت. اگر توانسته ام بر این ناامیدی ها چیره شوم، به خاطر دعا و نمازهایم بوده است.

دکتر ادوین فردریک باورز، استاد بیماری های اعصاب نیز در زمینه نیروی شگفت انگیزدعا و نماز در درمان بیماری های سخت روانی می گوید:

هزاران حالت و بیماری های سخت داریم که مشهورترین پزشکان ماهر نتوانسته اندکوچک ترین امیدی به درمان آن پیدا کنند، ولی همین بیماران با این همه ناامیدی که درشفای آنان بوده است، ضمن یکی از معجزات شگفت انگیز نماز و دعا، بیماری شان به طورکامل شفا یافته و سلامت و عقل خود را باز یافته اند.

پروفسور روالتر کوفمان، استاد دانشگاه بریستول انگلستان نیز درباره تأثیر نماز ونیایش چنین می گوید:

هنگام ستایش و نیایش در آدمی، چنان صمیمیت و اخلاقی ایجاد می شود که در تمام حالات معمولی ممکن نیست. سکوت تنهایی می شکند. فضای گسترده ای در پیش روی نیایش کننده گشوده می شود. احساسات و عطوفتی که در گفت وگوهای معمولی با مردم دچارشرمساری ها و رودربایستی ها می شود، در اینجا به شکل سپاس گزاری صمیمانه،گله گزاری های خودمانی و خواهش های دوستانه درمی آید. روح آدمی پر و بال گرفته، به آسمان ها پرواز کرده و اوج می گیرد.

پیام متن:

1.احراز شخصیت قوی و نیرومند در سایه نماز؛

2.درمان بیماری های روحی و روانی و غلبه بر ناامیدی ها و نگرانی ها از رهگذرنماز؛

3.نماز، عمیق ترین سرچشمه نیرو و کمال؛

4.نماز، وسیله ای برای سپاس گزاری های صمیمانه، گله گزاری های خودمانی وخواهش های دوستانه.





طبقه بندی: اعتقادی، 
مطالب مرتبط: حوزه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 23 تیر 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

اوّلاً: تنها شیعیان نیستند که با دست باز نماز مى خوانند، بلکه مالکى ها نیز با دستِ باز نماز مى خوانند.

ابن رشد از علماى معروف اهل سنّت در «بدایة المجتهد» مى گوید:

المسألة الخامسة: إختلف العلماء فی وضع الیدین إحداهما على الأخرى فی الصلاة فکره ذلک مالک فی الفرض و أجازه فی النفل.

علما در مسئله قرار دادن یک دست بر روى دست دیگر در نماز، اختلاف دارند و «مالک» این عمل را در نمازهاى واجب مکروه مى داند ولى در نمازهاى مستحبى اجازه داده است.

ثانیا: بحثى که در میان مذاهب اهل سنّت وجود دارد این است که آیا این عمل مستحب است یا نه؟

سه مذهب این عمل را - که «تکتف یا تکفیر» نیز نامیده مى شود - در نمازهاى واجب، مستحب و یک مذهب مکروه مى داند. علاوه بر این، همان سه فرقه هم که مستحب مى دانند، در کیفیت با یکدیگر اختلاف دارند. یکى مى گوید: «تحت السرّة»؛ یعنى باید دستها زیر ناف گرفته شود. دیگرى مى گوید: «فوق السرّة» و همین اختلاف خود ثابت مى کند که مسئله «تکتف و تکفیر» مسئله ثابت و روشنى نیست.

ابن حزم نیز که از بزرگان اهل سنّت است در کتاب «المحلّى بالاثار» مسأله تکتّف را مطرح نموده و این عمل را جزء مستحبّات نماز ذکر مى کند: «مسألةٌ: و یستحبّ أن یضع المصلّى یده الیمنى على کوع یده الیسرى فی الصلاة».

در نتیجه، تمام فرقِ اسلامى نماز با دستِ باز را صحیح مى دانند، ولى نماز با دستِ بسته اختلافى است: سه مذهب (حنفى، شافعى و حنبلى) این عمل را در نمازهاى واجب، مستحب مى دانند و یک مذهب (مالکى) مکروه و یک مذهب دیگر (تشیّع) این عمل را حرام مى دانند.

فرقه هاى حنفى و شافعى و حنبلى که این عمل را مستحب مى دانند، براى اثبات این حکم، به چند روایت استدلال نموده اند که بعضى از آنها دلالت بر این مطلب ندارد و بعضى هم ضعف سندى دارد.

اما شیعیان که این عمل را حرام و باطل کننده نماز مى دانند، استدلال مى کنند به روایاتى که از اهل بیت (علیهم السلام) در نهى از این عمل -این عمل را کار مجوسیان دانسته اند- وارد شده و مسلما اهل بیت (علیهم السلام) بهتر مى دانند که جدّ بزرگوارشان پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) چگونه نماز مى خوانده است؛ چرا که «أهل البیت أدرى بما فی البیت» از طرف دیگر به نصّ آیه تطهیر و حدیث متواتر ثقلین، کلام ایشان مصون از هر گونه خطا و اشتباه است.

ابن رشد مى گوید: و السبب فی اختلافهم أنّه قد جائت آثار ثابتة نقلت فیها صفة صلاته علیه الصلاة و السلام و لم ینقل فیها أنّه کان یضع یده الیمنى على الیسرى.

احادیث ثابته اى در وصف نماز پیامبر نقل شده ولى در آن احادیث نقل نشده که پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) دست راست را بر دست چپ مى گذارده اند.

بعضى از علماى اهل سنّت براى این عمل (دست بسته نماز خواندن) توجیه دیگرى ذکر کرده و گفته اند: این عمل موافق با ادب و خضوع است و مناسب است با حال نماز.

در جواب مى گوییم:

اوّلاً: در عبادات حق اِعمال سلیقه نداریم و عبادات توقیفى است و هر گونه حذف و اضافه در عبادات بدعت محسوب مى شود.

ثانیا: احترام در هر جایى به گونه اى است؛ مثلاً در محیط هاى نظامى، احترام به گونه خاصى است. پس یک فرد نظامى بگوید من در نماز دستم را در مقابل پیشانى مى گیرم چون ادب و احترام نظامى به این کار است! یا احترام اقوام مختلف، مثل چینى ها به روش مخصوص خودشان است.

توجیه سومى را نیز بعضى از مؤلّفین اهل سنّت براى استحباب این عمل (تکتّف) ذکر کرده اند که در کتاب «بدایت الصنایع» از ابراهیم نخعى نقل شده: أنهم کانوا یفعلون ذلک مخافة إجتماع الدم فی رؤوس الأصابع...

صحابه در نماز دست ها را به هم مى گرفتند از ترس اینکه خون بر سر انگشت هایشان جمع نشود.

در جواب مى گوییم: مگر بدن انسان به نحوى است که ظرف چند دقیقه نماز، خون بر سر انگشتان جمع شود! علاوه بر این، در وسط روز که انسان مشغول نماز نیست، چنین اتفاقى نمى افتد، چطور ممکن است در چند دقیقه خون جمع شود!


 آدرس ها رو در ادامه مطلب مشاهده بفرمائید.                                       



ادامه مطلب


طبقه بندی: فلسفه احکام، 
برچسب ها: فقه مقارن،
مطالب مرتبط: حوزه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 15 تیر 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

اگر در رکعت دوم به امام جماعت برسد، اقتدا نموده قنوت و تشهد را با امام می­خواند و احتیاط آن است که موقع خواندن تشهد،  انگشتان دست و سینه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند کند (حالت نیم خیز) و باید بعد از تشهد با امام برخیزد و حمد و سوره را به اخفات بخواند و حتی بسم الله الرحمن الرحیم را اخفات و آرام (بدون صدا) بخواند و اگر برای سوره وقت ندارد، حمد را تمام کند و در رکوع یا سجده، خود را به امام برساند، یا نیت فرادی کند و نمازش صحیح است ولی اگر در سجده به امام برسد بهتر است که احتیاطاًََ نماز را دوباره بخواند، به هر صورت در رکعت دوم خود، که رکعت سوم امام است، باید تشهد را به جا آورده و بقیه نماز را ادامه دهد.
(توضیح المسائل امام خمینی (ره) مساله 1439)


 





طبقه بندی: احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 5 تیر 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

قبل از هر چیز باید دانست که مهر در نماز موضوعیت ندارد بلکه ما یصح السجود علیه (آن چه که سجده بر او صحیح است) مطرح است. اگر ما در بیابانی نماز بخوانیم و زیر پای ما علف (غیر خوراکی برای انسان) یا خاک و یا سنگ و شن باشد احتیاجی به گذاشتن مهر نداریم بلکه ما سجده را بر بعضی از اشیاء که خوردنی، پوشیدنی و مصنوعی (مانند انواع پلاستیک و مواد شیمیایی) نباشد مثل چوب و سنگ و خاک و برگ درخت و پوست میو ه هایی که خوردنی نیستند جایز می دانیم ولی مثلاً بر پشم و کرک و ... جایز و درست نمی دانیم پس سجده بر فرش و پارچه صحیح نیست برای رفع این مشکل قطعه ای از خاک یا سنگ یا برگ درخت و... به عنوان آن چه که سجده بر آن صحیح است قرار می دهیم و نماز را می خوانیم.

نکته جالب توجه دیگر این که در بازار داغ شایعات حرفهای نامربوط فراوان زده می شود ما بر مهر سجده می کنیم نه برای مهر و خاک، سجده بر چیزی کردن غیر از سجده برای چیزی کردن است.

2-پیامبر اکرم(ص) فرمود:«جُعِلَتْ لِیَ الْأَرْضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً، زمین برای من محل سجده پاک قرار داده شد»[1]

جابر بن عبدالله انصاری می گوید با پیامبر نماز (ظهر) می خواندم که یک مشت سنگریزه را در دستم گرفتم که خنک شود تا بتوانم بر آن سجده کنم
[2].

مردی نماز می گزارد و عمامه اش به پیشانی اش آمده بود که پیامبر(ص) فرمود پیشانیت را بر خاک بگذار.[3]

یکی از اصحاب نماز می گزارد که عمامه اش جلوی پیشانیش بود و پیامبر اکرم (ص) برای این که پیشانیش به خاک برسد عمامه اش را عقب آورد.[4]

و روایات دیگری هست که پیامبر(ص) بر حصیر و خمره سجده می کرد.[5]

این هم مجموعه ای از روایات اهل سنت.

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]صحیح بخاری، ج1، ص 9 کتاب تیمم حدیث 2.

[2]مسند احمد، ج 3، ص 327 حدیث جابر و سنن بیهقی، ج 1، ص .439

[3]کنزالعمال ج 7، ص 465، حدیث ش 19810.

[4]سنن بیهقی ج 2 ص 105.

[5]مسند احمد، ج 6، صفحات 179ـ309ـ331 و ج 2 صفحات 192ـ198.
 





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
مطالب مرتبط: حوزه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 29 خرداد 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 6  صفحات :
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6