"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "

علی بن حسان واسطی از یکی از اصحابش از امام صادق(ع) نقل کرده که فرمود: آدم از بهشت بر کوه صفا فرود آمد و حوا بر کوه مروه، حوا در بهشت موی خویش را شانه می کرد و وقتی در زمین قرار گرفت با خود گفت: حال من مورد غضب الهی واقع شده ام[شانه را برای چه می خواهم] پس شانه اش را شکست و آنگاه از آن شانه عطری که در بهشت استفاده کرده بود، در فضا پخش شد، و باد، آن عطر را با خود برد، ولی اثر آن در هند باقی ماند به همین جهت اصل عطر در هند است.


منبع: علل الشرایع.ج2.باب241.ص455





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 16 اسفند 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

زید بن علی از پدرانش از حضرت علی (ع) نقل کرده: رسول خدا (ص) به مردی از فرزندان عبدالمطلب وارد شد و او در حال جان دادن بود او را به طرفی غیر قبله کرده بودند. حضرت فرمود: او را رو به قبله کنید زیرا اگر چنین کنید فرشتگان به او روی می آورند و خدا نیز با نظر رحمت به او روی می کند و پیوسته به آن حال بماند تا آنکه قبض روح گردد.(1)

علت پاشیدن آب بر قبر

ابن ابی عمیر از یکی از اصحابش نقل کرده: از امام صادق(ع) راجع به پاشیدن آب بر قبر پرسیدم، فرمود: تا زمانی که رطوبت در خاک است عذاب از صاحب قبر دور است.(2)


(1) علل الشرایع. ج 1. ص 799. باب 234. انتشارات امین الله.
(2) //      //         //   ص 825. باب 255.      //          //




طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 9 اسفند 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

از آنجا که در روزهای گذشته اتفاقاتی افتاد و دوباره فتنه گران فرصت عرض اندام پیدا کرده و فضای کشور را ملتهب ساختند، این پست را خارج از موضوع وبلاگ می نویسم تا در این زمینه هم ادای تکلیف کرده باشیم.

از سخنان کسانی استفاده می کنم که خود آتش بیار معرکه بودند و تنور فتنه را گرم نگه داشته اند و از هر فرصتی برای رسیدن به مقاصد شومشان استفاده می کنند.

1- موسوی و کروبی: اطلاعیه دادند و مردم را به تجمع و اعتراض دعوت کردند، البته گفتند برای حمایت از مردم مصر!!

ولی نگفتند که حضور پرشور و کم نظیر مردم در روز 22 بهمن روز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی خود حمایت معنوی از انقلاب مردم مصر هم بود و نیازی به دعوت دیگری نبود!
باز نگفتند که نوچه هایشان سال گذشته برای رژیم صهیونیستی سنگ تمام گذاشتند و با شعار «نه غزه نه لبنان ... » تن یتیمان و بیوه زنان فلسطینی را لرزاندند و قوت قلبی برای دوستان اسرائلی شان شدند! حال که با سرنگونی رژیم ظالم مبارک، رژیم صهیونیستی به سرگیجه افتاده و مردم ایران هم حمایت خود را اعلام و ابراز کرده، دیگر چه نیازی به تجمع(اغتشاش)است؟!
جالب اینکه در این تجمعات باز شعار معروفشان«نه غزه نه لبنان ... » طنین انداز شد! و باز معلوم شد آقایان و دوستان و مریدان کاکلیشون نگران شیمون جانشون هستند تا مردم مظلوم مصر!

2- با وجود رهبری در جامعه و حاکم بودن قانون اساسی مورد قبول ملّت، چه نیازی به دعوت افراد غیر مسئول و البته مشکل دار برای تجمعات است؟

الف) این افراد رهبری را توقیفی می دانند و با ارتحال حضرت امام(ره)  نتوانستند قبول کنند فرد دیگری به عنوان رهبر جامعه اسلامی جانشین امام(ره) شود. با مرور مواضع ، واکنش ها و حرکات و سکنات گذشته شان این امر محرز است ولی این زخمی بود که بعد از 20 سال سر باز کرد.( علّت هم همانی بود که مقام عظمای ولایت فرمود: مرض های نفسانی).
ب) اساسا این افراد با قانون اساسی مشکل دارند و از طرفی هم خود را رهبر می دانند و البته اینم باید گفت همدیگر رو به هیچوجه قبول ندارند و  پشت پرده حسابی از خجالت هم در میاند ولی برای شکستن اقتدار رهبری و پیدا کردن راه نفوذ به بدنه مدیریتی کشور فعلا وحدت تاکتیکی دارند.

ج) ولایت فقیه را قبول دارند البته نه از روی اعتقاد و علم بلکه از باب اینکه چیزی از ولایت نمی فهمند و فقط می دانند با پیروزی انقلاب و رهبری حضرت امام(ره) این ها هم به لطف ملّت صاحب منصب شدند. الان هم به اعتبار گذشته ولائی اند ولی در حال حاضر با تأکید بر ولایت امام و شعار عملی ساختن آرمان های ایشان بزرگترین میراث امام(ولایت فقیه) را تضعیف می کنند.( ریشه هم سخن نیروی فکری لندن نشینشان است مهاجرانی: ما با مصداق ولایت مشکل داریم).

د) حکومت ولی فقیه را دیکتاتوری می دانند! چون مانع از اعمال دیکتاتوری افرادی نظیر موسوی است.(پس چون ولایت با دیکتاتوری معارضه دارد باید خودش را دیکتاتور معرفی کرد).

3- آقای هاشمی اعلام کرد به فتوای امام(ره) کار خلاف قانون حرام است.

نکته اول: چه جالب الان سال 42 است و ملّت به دلیل عدم دسترسی به منابع خبری، از فتوای حضرت امام(ره) خبر نداشتند و آقای هاشمی با اعلام این فتوا خدمت بزرگی به ملّت ایران کردند و پسران کاکلی و دخترانی که با مانتوهای سبز خاله فائزه به خود تنوعی داده بودند به پدر معنویشان(هاشمی) قول می دهند دیگر به خیابان ها نیایند، تقصیر رسانه ملی است که در این زمینه اطلاع رسانی نکرده بود و برادران و خواهران سبز ما از فتوای امام(ره) خبر نداشتند و الان که فهمیده اند 20 ماه بر خلاف فتوای امام(ره) عمل کرده اند شدیدا عذاب وجدان گرفته اند و حتی حال بعضیاشون وخیم اعلام شده!
کروبی هم ناراحتیشو سر میر حسین خالی کرده و گفته: چرا به من نگفتی امام همچین فتوایی داشته؟ اونم جواب داده: چیزه، نشنیده بودم. شیخ شجاع با تندی و در حالی که با همان دستمال زمان مناظره های انتخاباتی آب لب و لوچشو پاک می کرده گفته برو بمیر تو اگه از فتوای امام(ره) خبر نداشتی پس خیلی خنگی چون وقتی نخست وزیر امام از فتوای ایشان خبر نداشته باشد این یعنی نفهمی، ولی اگه خبر داشتی و نگفتی پس خائنی و 20 ماه ملّت رو بازی دادی(منظور از ملّت برادران و خواهران سبز هستند، بقیه که بازی نخوردند). البته میگن شیخ در خلوت کمی فکر کرده و دوباره به میرحسین پیام داده صلاح اینه که فتوا رو انکار کنیم، این هاشمی با این کارش(موضعگیری بعد از 20 ماه) می خواد ما رو خراب کنه و خودشو نجات بده.

 نکته دوّم: آقای هاشمی در توجیه حضور فائزه دلبندش در اغتشاشات سال گذشته و تحریک جوانان گفته این وصله ها به صبیه ما نمی چسبه، اون رفته بود خیابان انقلاب ساندویچ بخوره که حسین شریعتمداری (مدیر مسئول کیهان) به دروغ نوشت فائزه هم در اون تجمّعات بوده.[به فتوای امام(ره) ساندویچ خوردن در خیابان یا حتی میدان انقلاب اشکالی ندارد].
در مورد مهدی هم گفت: او یک نابغه است و به هر جا رسیده از هوش و استعداد ذاتی خودش بوده و از بابت اینکه خلافی نکرده خیالش کاملا راحت است و در زمان انتخابات هم تخلفی نکرد فقط کمی پول پس انداز کرده بود که خرج کرد! الانم رفته لندن هم به شعبه های دانشگاه آزاد در آنجا سرکشی کنه و هم دکتراشو بگیره و برگرده!

4- موسوی شهادت شهید ژاله را تبریک و تسلیت گفت!

ولی نگفت (به روی خودش نیاورد، نفهمید) که ایشان از دانشجویان بسیجی بوده و به دست دوستان منافق میر به شهادت رسید.
باز نفهمید که شهید و شهادتی که او از آن دم می زند و به آن دلخوش کرده است(کشته شدگان فتنه گران) همان خط بطلان کشیدن بر راه سرخ شهیدان 8 سال جنگ تحمیلی است.


پی نوشت:
 امام خمینی(ره) : هر وقت دیدید دشمنان از شما تعریف و تمجید می کنند به خود شک کنید.(نقل به مضمون)





طبقه بندی: سیاسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 2 اسفند 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

مفضل بن عمر می گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: چرا نمازگزار بعد از سلام نماز سه بار تکبیر می گوید و همراه با آن دستش را بلند می کند؟ فرمود: زیرا پیامبر(ص) انگاه که مکه را فتح نمود با یارانش نماز ظهر را در کنار حجرالاسود به جا آورد. سپس چون سلام کرد، دستش را بلند کرد و سه بار تکبیر گفت و گفت: «لا اله الا الله وحده وحده، انجز وعده، و نصر عبده، و اعزّ جنده، و غلب الاحزاب وحده، فله الملک و له الحمد، یحیی و یمیت و یمیت و یحیی و هو علی کل شیء قدیر». [خدایی جز الله نیست یگانه است، یگانه است، وعده اش را عملی ساخت و بنده اش را یاری کرد و سپاهش را عزّت داد و به تنهایی بر سپاهیان دشمن غلبه کرد و حمد مخصوص اوست، زنده می کند و می میراند، و می میراند و زنده می کند، و اوست که بر همه چیز قادر است].
سپس رو به اصحابش نمود و فرمود: این تکبیر و این کلام را در پس هر نماز واجبی ترک نکنید، چرا که هر که این کار را انجام دهد و این کلام را بگوید، آنچه از شکر خدای تعالی به خاطر قدرت بخشیدن به اسلام و سپاهش بر او واجب گشته، ادا کرده است.


 منبع: علل الشرایع. ج 2. ص 127. باب 78. انتشارات امین الله





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 24 بهمن 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
 محمّد بن مسلم می گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: چرا نماز مغرب را در سفر و حضر سه رکعت می خوانیم و سایر نمازها را دو رکعت؟ فرمود: زیرا نماز بر رسول خدا(ص) دو رکعت، دو رکعت، واجب شد و رسول خدا(ص) بر آن، دو رکعت افزود و از نماز مغرب یک رکعت کم کرد و نمازها را در سفر دو رکعت قرار داد ولی نماز مغرب را به همان سه رکعت باقی گذاشت و فرمود: حیا می کنم که دوبار از نماز مغرب کم کنم برای همین نماز مغرب در سفر و حضر سه رکعت گزارده می شود.
________________________________________________________________________________________
    منبع: علل الشرایع ج 2 ص 37 انتشارات امین الله 




طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 17 بهمن 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

خداوند متعال در سوره مبارکه هود آیه 46 در مورد پسر حضرت نوح(ع) می فرماید: [قال یا نوح انّه لیس من اهلک انّه عمل غیر صالح...]

حسین بن علی الوشاء گفت: از امام رضا(ع) شنیدم که می فرمود: پدرم علیه السلام از حضرت صادق(ع) نقل کردند که فرمود: خداوند به نوح (ع) فرمود: [او در حقیقت از کسان تو نیست.] چرا که او مخالف نوح بود و خداوند هر کس که از نوح پیروی کرد از کسان او قرار داد.

حسن بن علی الوشاء می گوید: حضرت از من پرسیدند: این آیه مربوط به پسر نوح را چگونه قرائت می کنید؟ عرض کردم : مردم به دو صورت قرائت می کنند: 1- او(پسر نوح) کار ناشایستی کرد. 2- او(پسر نوح) کار ناشایستی است.(ممکن است معنی این نوع قرائت بیانگر این نکته باشد که پسر نوح(ع)  از صلب خود حضرت نبوده است.)

حضرت فرمود: دروغ گفته اند، او پسر نوح(ع) بود، ولی خداوند زمانی که او با دین نوح(ع) مخالفت کرد او را از نوح(ع) نفی کرد[و فرمود از اهل تو نیست.]


منبع: علل الشرایع. ج 1. ص 91





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 8 بهمن 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

بدون هیچگونه تردید اگر تلاش گسترده امامان در حوزه تبیین دین نبود امروز از دین چیزى جز خرافه و موهومات باقى نمانده بود. آنها بودند که حتى در سخت ترین شرائط تمام همّت خود را در این جهت مصروف نمودند. آنها از هر فرصتى براى این کار استفاده مى کردند در تاریخ زندگى مولى على(ع) آمده است:[روى انّه کان اذا یفرغ من الجهاد یتفرغ لتعلیم الناس و القضاء بینهم](1) روایت شده است که هرگاه مولى على(ع) از نبرد فراغت پیدا مى کرد به آموزش مردم و داورى بین آنان مى پرداخت.

نیز حضرت امام باقر(ع) در تبیین سیره مولى على(ع) مى فرماید: [کان علىٌ(ع) اذا صلّى الفجر لم یزل معقب الى ان تطلع الشمس فاذا طلعت اجتمع الیه الفقراء و المساکین و غیرهم من الناس فیعلّمهم الفقه و القرآن و کان له وقت یقوم فیه من مجلسه ذلک](2) روش حضرت مولى على(ع) این بود که وقتى نماز صبح را به جا مى آورد در حال تعقیب نماز بود تا خورشید طلوع مى کرد. هنگام طلوع خورشید، تهى دستان و مستمندان و دیگر قشرهاى مردم نزد او جمع مى شدند او به آنان دین شناسى و قرآن مى آموخت و در ساعتى خاص از این جلسه برمى خاست.

این منش مولى على(ع) بود. همانگونه که در جبهه رزم نظامى اهتمام داشت همانگونه در جبهه فرهنگى تلاش وافر داشت و اصولاً حضور در این جبهه را وظیفه حکومت مى دانست، مى فرمود از جمله وظیفه حکومت اسلامى آن است که: [...و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تأدیبکم کیما تعلموا...](3) شما را تعلیم دهم تا نادان نمانید و آداب آموزم تا بدانید.

نیز به استاندارش قثم بن عباس مى نویسد:[...و اجلس لهم العصرین فافت المستفتى و علّم الجاهل و ذاکر العالم...](4) ...بامداد و شامگاه براى آنان مجلس ساز آنرا که خواهد فتوا ده و نادان را بیاموز و با دانا به گفتگو بپرداز...


ادامه مطلب


طبقه بندی: اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 1 بهمن 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

جهاد فرهنگی کاری دشوار و حساس‌تر از جهاد نظامی است و تداوم بیشتر و هماهنگی افزون‌تر و دانش و هنر بیشتر لازم دارد.

اصلاح اندیشه‌های جامعه، اصلاح احساسات عمومی، اصلاح اخلاق و روحیات مردم، اصلاح فرهنک و رسوم مردمی، اصلاح برداشت‌های نادرست از قرآن، اصلاح برداشت‌ها از احادیث نبوی(ص)، تکمیل و اصلاح اطلاعات جامعه از اوضاع اجتماعی، اصلاح رسانه‌ها و عناصر تأثیرگذار بر فرهنگ عمومی، اصلاح مواد و متون و مدرسان و استادان نظام آموزشی، اصلاح روش‌های تحقیق و تألیف و تبلیغ و تدریس و اطلاع رسانی، همه تحولاتی است که در جهاد فرهنگی باید مورد توجه قرار گیرد.

امام صادق(ع) در برابر جامعه‌ای قرار داشت که بازسازی آن در زمینه‌های ده‌گانه فوق ضرورت داشت، توده‌های مردم از یک سو باید بر اساس اندیشه‌های الهی تربیت می‌شدند، سردمداران قدرت سیاسی بیشترین محدودیت‌ها را بری امام و یاران وی فراهم می‌آوردند، سران مذاهب انحرافی و قدرت‌های فرهنگی امام صادق(ع) را رقیب شکست‌ناپذیر خویش در عرصه علم و دانش می‌دیدند، و دنیازدگان و سران اقتصادی جامعه، بی‌توجه به حلال و حرام الهی به رفاه و آسایش خویش می‌اندیشیدند. در این شریط امام صادق(ع) با تکیه بر قرآن و رهنمود‌های نبوی(ص) جهادی بزرگ را آغاز می‌کند که همه را یک جا مورد هجوم قرار داده است.

عبدالمومن انصاری از امام صادق نقل کرده که آن بزرگوار فرمود:

قال رسول الله(ص):

«انّی لعنت سبعة لعنهم الله و کل نبی مجاب قبلی. فقیل: و من هم یا رسول الله؟ فقال:

1. الزائد فی کتاب الله؛

2. و المکذب بقدر الله؛

3. و المخالف لسنَتی ؛

4. والمستحل من عترتی ما حرّم الله؛

5. والمتسلط بالجبریهِ لیعز من اذل الله و یذّل من اعزّ الله؛

6. والمستأثر علی المسلمین بفیئهم مستحلاً له؛

7. والمحرّم ما احّل الله ـ عزّوجل ـ [1]

پیامبر خدا(ص) فرمود:

هفت گروه‌اند که من و هر پیامبر مستجاب الدعوه‌ ای قبل از من لعنت کرده است، گفتند: آنان کیانند، حضرت فرمود:

1. کسی که بر کتاب خدا چیزی بیفزاید. 2. کسی که برنامه‌ریزی خدا را تکذیب کند. 3. کسی که با سنت من مخالفت کند. 4. کسی که تجاوز به حقوق و حرمت عترتم را حلال بشمارد. 5. کسی که به زور، قدرت را به دست گیرد تا عزیزان الهی را ذلیل و خوارشدگان خدا را عزیز کند. 6. کسی که اموال عمومی مسلمین را برداشته و به  خودش اختصاص دهد. 7. کسی که حقوق و آزادی‌های خدایی را از مردم سلب کند.

اخلال در منابع فکر و اندیشه اسلامی، تکذیب برنامه‌ریزی الهی در جهان آفرینش، مخالفت با سیره و سنت نبوی در زندگی اجتماعی، تضعیف جایگاه پاسداران قرآن و سنت پیامبر و اهل بیت آن بزرگوار، سلطه استبدادی و عزل و نصب‌های ناهماهنگ با دستورات الهی، انحصارطلبی در اموال عمومی، تحریم حلال‌های الهی، عصاره و زیر بنای تمام انحرافات عقیدتی و اخلاقی و سیاسی و اجتماعی است.

جهاد فرهنگی امام صادق(ع) برافراشتن رایت توحید و عدالت و امامت به طور همزمان بود. که با کمال تأسف هنوز ابعاد آن ناشناخته است. تا دانشنامه بزرگ امام صادق(ع) و تک تک پیشوایان اسلام تدوین نشود و کارنامه عبادی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و  خدمات اجتماعی و فعالیت‌های نظامی و حتی کارنامه آموزش بهداشت و درمان در زندگی این پیشوای بزرگ مذهب جعفری تدوین نگردد.


[1] . بحارالانوار، ج72، ص339.





طبقه بندی: اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 22 دی 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

امر به معروف و نهی از منکر از فرایض بزرگ اسلامی است و آثار گسترده ای را به دنبال دارد، از این رو کسانی که به اجرای این فریضه الهی اقدام می کننند باید خود نیز دارای ویژگی های ارزنده ای باشند تا کلام و سخن آن ها در دیگرن اثر بخشد، و با بکارگیری روش ها و شیوه های صحیح تربیتی که موافق روح و طبع افراد است، زمینه هدایت آنها را فراهم نمایند. در روایات اسلامی ویژگی های متعددی را برای امر کنندگان به معروف و نهی کنندگان از منکر بیان کرده اند که در این مبحث به مهم ترین آنها اشاره می کنیم:

1 . معروف و منکر را بشناسد: یعنی اگر خود مصادیق معروف و منکر را نشناسد، چگونه می تواند دیگران را به انجام آنها وادارد و یا به ترک آن ها امر کند؟

2 . خود عامل به معروف و تارک منکر باشد:

ذات نایافته هستی بخش                 کی تواند که شود هستی بخش؟!

خداوند در توبیخ آمرینی که خود عامل نیستند می فرماید:

آیا مردم را به نیکی و خوبی امر می کنید و خود را فراموش می کنید؟

ای مؤمنان! چرا آن چه را بدان عمل نمی کنید، می گویید؟

افرادی که می خواهند این فریضه الهی را انجام دهند باید تمام تلاش و کوشش خود را در راه تزکیه و تهذیب نفس به کار برده و به آنچه که می گویند و یا قصد گفتنش را دارند عمل کنند .

شخصی فرزندش را نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله آورده و عرض کرد: این کودک، زیاد خرما می خورد، و برای او ضرر دارد و گفته ما هم در او اثری ندارد، شما به او بفرمایید ترک کند . حضرت فرمود: من امروز خودم خرما خورده ام . او را فردا بیاور تا من خودم خرما نخورم و گفته ام در او اثر داشته باشد .

امام صادق (ع) می فرماید:

«کسی که امر به معروف و نهی از منکر می کند، باید به آنچه که امر می کند خودش عامل باشد و آنچه را نهی می کند خود ترک کند .»

نکته قابل توجه اینکه اگر انسان عامل به همه معروف ها و تارک همه منکرها نبود، آیا می تواند این فریضه الهی را زمین بگذارد؟

در پاسخ باید گفت: اگر چنین قیدی قرار داده شود، امر به معروف و نهی از منکر تقریبا به کلی از بین می رود، زیرا به هر حال هر کسی در یک یا چند مورد لغزشی دارد و خود به کار خویش بهتر از دیگران آگاه است و یا دست کم هر کسی خود را باید دارای کوتاهی و تقصیر بداند و گرنه دچار خود پسندی خواهد شد که خود منکری بزرگ است .

عده ای به پیامبر صلی الله علیه وآله عرض کردند: ما امر به معروف نمی کنیم مگر این که به تمام خوبی ها عمل کنیم و نهی از منکر نمی کنیم مگر اینکه از همه بدی ها اجتناب کنیم ; پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: نه (این چنین نباشید) بلکه امر به معروف نمایید اگر چه به تمام خوبی ها عمل نمی کنید و نهی از منکر کنید اگر چه از همه بدی ها اجتناب نمی کنید .


ادامه مطلب


طبقه بندی: اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 15 دی 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
1- عزت و سربلندی
جامعه ای که خود را نسبت به تغییر و تحولات درونی مسئول دانسته و در مقابل ضعف ها و کاستی ها از خود عکس العمل نشان می دهد و برای آن چاره جویی می کند، جامعه ای زنده و پر تحرک خواهد بود. چنین جامعه ای برای انجام کارهای فرهنگی و از بین بردن جهل و نادانی و یا آفت زدایی و خشکاندن گنداب های فساد، مردانه به میدان می آید و از دل و جان از ارزش های خود پاسداری می کند و بدین وسیله، خود را عزیز و سربلند نگاه می دارد. اجرای امر به معروف و نهی از منکر نیز در همین راستا بررسی می شود; به عبارت دیگر در جامعه ای که این فریضه الهی اجرا می شود، ضمن تقویت و نفوذناپذیر کردن بنیه دفاعی جامعه، افراد آن را نیز از گزند دشمن محفوظ و همواره عزیز و سربلند می دارد.
قرآن کریم می فرماید: (شما به این دلیل با ارزش ترین امت ها هستید که امر به معروف و نهی از منکر می کنید. )1
پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرماید: (باید امر به معروف و نهی از منکر کنید، در غیر این صورت بَدان بر شما مسلط می شوند و آن گاه خوبانتان دعا می کنند (و خواسته های خود را مطرح می کنند)، اما جوابی داده نمی شود. )2
استاد شهید مرتضی مطهری(ره) در توضیح معنای سخن پیامبر(ص) می فرماید: معنای حدیث (این نیست که خدا را می خوانند و خدا دعای آنها را مستجاب نمی کند، معنایش این است: وقتی که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند، آن قدر پست می شوند، آن قدر رعبشان، مهابتشان (شوکت و عظمتشان)، عزتشان و کرامتشان از بین می رود که وقتی به درگاه همان ظلمه [ستم کاران ] می روند، هر چه ندا می کنند، به آنها اعتنا نمی شود [ یعنی حضرت می فرماید] اگر می خواهید عزت داشته باشید و دیگران روی شما حساب کنند، امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید. اگر امر به معروف و نهی از منکر نداشته باشید، اولین خاصیّت آن ضعف شماست، پستی و ذلت شماست، دشمن هم روی شما حساب نمی کند.)3
2- استواری پایه های دین
امام باقر(ع) در حدیثی به مهم ترین آثار امر به معروف و نهی از منکر اشاره کرده و می فرمایند: (امر به معروف و نهی از منکر، راه پیامبران و شیوه صالحان است. واجب بزرگی است که با آن، فریضه های دیگر برپا می شود و راه ها امن و کسب و کارها حلال می گردد. آنچه به ستم ستانده شده، به صاحبان آن بازگردانده می شود. زمین ها آباد، از دشمنان انتقام گرفته و امور پا بر جا می شود). 4 به فرموده آن حضرت، پایه و استوانه نماز، روزه، حج، جهاد، خمس، زکات و سایر دستورات دین، امر به معروف و نهی از منکر است.
استاد شهید مرتضی مطهری(ره) در این باره می فرماید: (امر به معروف و نهی از منکر، یگانه اصلی است که ضامن بقای اسلام است… اصلاً اگر این اصل نباشد، اسلامی نیست… آیا یک کارخانه بدون بازرسی و رسیدگی دائمی مهندسین متخصص که ببینند چه وضعی دارد، قابل بقاست؟ اصلاً آیا ممکن است یک سازمان همین طور به حال خود باشد، هیچ در باره اش فکر نکنیم و در عین حال به کار خود ادامه دهد؟ ابداً. جامعه هم، چنین است. )5
امام حسین(ع) نیز در کلامی زیبا به همین نکته اشاره می کند و می فرماید: (اگر امر به معروف و نهی از منکر اجرا گردد، همه واجبات، چه آسان و چه سخت، پا بر جا خواهد بود. )6
بی توجهی به این مسئولیت اجتماعی، باعث رنگ باختن معنویات و چیرگی هواهای نفسانی در فرد و جامعه می شود و در نتیجه، زمینه برای حاکمیت هواپرستان و ستمگران فراهم خواهد شد. در این هنگام است که به فرموده امام حسین (ع) باید فاتحه اسلام را خواند: (فعلی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید; با اسلام باید خداحافظی کرد هنگامی که کسی مثل یزید، زمامدار مردم گردد. )7
3- امنیت
امنیت، یکی از نیازهای اساسی افراد و اجتماعات است که از راه امر به معروف و نهی از منکر تأمین می شود.
رونق کسب و کار و تجارت و سامان یابی امور مختلفِ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در هر جامعه ای، به امنیت ارتباط دارد. اگر محیط خانه، مدرسه، دانشگاه، کارخانه، بازار، شهر و جاده ایمن نباشد و اموال و نوامیس مردم هر لحظه از سوی دزدان، زیاده خواهان و اراذل و اوباش تهدید شود، ترس و اضطراب و آشفتگی بر همگان سایه خواهد انداخت و آرامش و آسایش عمومی از بین خواهد رفت و جرأت هر کاری از مردم گرفته خواهد شد.
اجرای مقررات دینی و قوانین اجتماعی و نظارت دائمی دستگاههای مربوط; مانند نیروهای انتظامی و نیز مراقبت های عمومی صالحان و نیکان، از زیاده خواهی ها و تجاوز فرصت طلبان و سوء استفاده کنندگان جلوگیری خواهد کرد و امنیت و آرامش عمومی را به ارمغان خواهد آورد. امام باقر(ع) می فرماید (…و تأمن السبل; اجرای امر به معروف و نهی از منکر، راه ها را امن خواهد کرد. )
4- کسب حلال
بعضی افراد برای پیدا کردن پول به هر کاری متوسل می شوند. اینان به علت ناآگاهی و یا تربیت نادرست، به دنبال کسب حلال نیستند و تنها در این فکرند از راه هایی مانند تقلّب، رشوه، احتکار، قاچاق، گران فروشی یا کم فروشی و غیر آن، بر درآمدهای خود بیفزایند. بی توجهی به این دست از خلاف کاری ه، سبب رواج درآمدهای نامشروع در بین مردم و رخنه لقمه های حرام در زندگی افراد می شود که زیان ها و آسیب های جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت. بنابر این باید از راه امر به معروف و نهی از منکر، ناآگاهان را به شغل های حلال و درآمدهای مشروع آگاه ساخت و آنان را از کارهای خلاف باز داشت.
اجرای این وظیفه الهی به حدی ثمربخش است که گاهی چنین افرادی وقتی می بینند جامعه به عنوان یک منکر به شغل آنان نگاه می کند، خود به خود به دنبال کسب و کارهای حلال و درآمدهای مشروع خواهند رفت. از این رو امام باقر(ع) می فرماید: (…و تحل ّ المکاسب; یکی دیگر از فواید امر به معروف و نهی از منکر این است که کسب و کارها حلال می شود. )
آبادانی کشور، باز پس گرفتن حقوق پایمال شده افراد، مبارزه با تبغیض ها و بسیاری از اصلاحات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، از پیامدهای مهم اجرای امر به معروف و نهی از منکر به شمار می رود که به علت محدودیت صفحات، از شرح آن خودداری می کنیم.

پی نوشت ها:
1: آل عمران(3) آیه 110.
2: فروع کافی، ج 4، ص 56.
3: حماسه حسینی، همان، ص 45.
4: وسائل الشیعه، ج 11، ص 395، ح 6.
5: جامعه و تاریخ، ص 236.
6: تحف العقول، ص 237.
7: بحا رالانوار، ج 44، ص 32




طبقه بندی: اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 6 دی 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
1- رحمت بی پایان الهی و بهشت و نعمتهای اخروی
(المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف...اولئک سیرحمهم الله ان الله عزیز حکیم وعدالله المؤمنین والمومنات جنات تجری من تحتهاالانهار. (1)
مردان و زنان مؤمن برخی سرپرست برخی دیگرند. یکدیگر را امربه معروف و نهی از منکر می کنند... خدا ایشان را رحمت کند. به راستی خداوند شکست ناپذیر و حکیم است. خداوند مردان و زنان مؤمن را به بهشت هایی که در آن شهرهایی جاری است وعده می دهد.
2- فلاح و رستگاری
در برخی از آیات، فلاح و رستگاری در گرو امر به معروف و نهی ازمنکر شمرده شده است.
(ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون (2)
باید گروهی از شماباشند که دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر کنند; و ایشان رستگارانند.
3- آمران به معروف شایستگانند
(یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر اولئک من الصالحین)
امر به معروف و نهی از منکر می کنند. ایشان از شایستگانند.
4- نجات از عذاب الهی
(انجینا الذین ینهون عن السوء و اخذنا الذین ظلموا) 
نجات دادیم آنان را که از زشتی ها نهی می کردند و آنان را که ستم می کردند، به عذاب گرفتار کردیم.
5- شرکت در ثواب اعمال دیگران
(و من یشفع شفاعه حسنه یکن له نصیب منها (5)
هرکس به کار نیکی تشویق کند و دیگران را به نیکی ها دعوت کند(و وادارد)از آن بهره می برد. شفاعت به معنی جفت و ضمیمه شدن در انجام دادن کار است. گاه مراد شفاعت در آخرت است که شفاعت کننده با گنه کار همراهی کرده،او را به بهشت هدایت می کند. شفاعت کننده گاه در دنیا تحقق می یابد، یعنی فرد، با هدایت و امر به معروف، دیگران را همراهی کرده، به صراط مستقیم رهنمون می شود. در تفسیر نورالثقلین آمده است:
رسول الله(ص)فرمود: «من امر بمعروف و نهی عن المنکر اودل علی خیر او اشار به فهو شریک و من امر بسوء او دل علیه اواشاره به فهو شریک.» (6)
آن که امر به معروف می کند یا از منکری باز می دارد یا راهنایی به خیر و نیکی کند یا اشاره ای به نیکی و خیر کند، در(ثواب)آن عمل شریک است; و آن که به زشتی فرمان دهد یا بدان راهنایی کندو یا به آن اشاره کند نیز(در مجازات و آثار آن) شریک خواهدبود.
آن حضرت همچنین فرمود: «الدال علی الخیر کفاعله » (7)
6- همراهی معصومان
رسول اکرم(ص)می فرماید: کسی که یک شیعه را هدایت و ارشاد کند و  شریعت را به وی تعلیم دهد، با ما در جایگاه رفیع و والا همراه خواهد بود. (8)
امام صادق(ع)می فرماید: علمای شیعه ای که مرزهای عقیدتی را پاس می دارند و از تسلط شیطان و دشمنان بر شیعیان جلوگیری می کنند،یک میلیون بار از مجاهدان صحنه جنگ برترند. (9)
7- ارزشمندتر از جان زمینیان
مردی کسی را کشت. فرزند مقتول او را به محضر امام سجاد(ع)آورد تا قصاص شود. حضرت فرمود: آیا قاتل حقی برگردن شما ندارد؟
عرض کرد: چرا، او توحید و نبوت و امامت را به ما تلقین کرده ولی این به اندازه خون پدر ما نیست. حضرت فرمود:
«والله هذا یفی بدماء اهل الارض کلهم مناالاولین و الاخرین سواالانبیاء و الائمه » (10)
به خدا سوگند، این عمل هم سنگ جان تمام اهل زمین از اولین و آخرین(جز انبیاء و ائمه)است.
امام صادق(ع)فرمود: «لایتکلم الرجل بکلمه حق یوخذ بها الا کان له مثل اجر من اخذبها» (11)
مردی سخن حقی را بگوید و دیگران به آن عمل کنند، برای اوهمانند پاداشی کسانی است که به آن سخن عمل کرده اند.
8- مقامی ویژه در قیامت
رسول خدا(ص)فرمود: «الا حدثکم عن اقوام لیسوا بانبیاء و لاشهداء یغبطهم یوم القیامه الانبیاء و الشهداء بمنازلهم من الله علی منابر من نورفقیل: من هم قال هم الذین یحببون عبادالله الی الله و یحببون عبادالله الی یامرونهم بما یجب الله و ینهونهم عمایکره الله فاذا اطاعوهم احبهم الله.» (12)
آیا با شما سخن نگویم از کسانی که از پیامبران و شهدا نیستند ولی پیامبران و شهیدان از مشاهده مقام آنان مسرور می شوند که چه جایگاه والای نزد خدا دارند و بر چه جایگاه های نورانی تکیه زده اند. یکی از اصحاب عرض کرد: ای رسول خدا! کیانند؟ فرمود: کسانی هستند که بندگان خدا را نزد خدا و رسول خدا محبوب می سازند. بندگان خدا را به معروف و آنچه خدا دوست دارد فرمان می دهند واز آنچه خدا نمی پسندد، باز می دارند و چون بندگان خدا به امر و نهی آنان عمل کنند، خداوند آنها را دوست خواهد داشت.


پی نوشتها:
1- توبه، آیه 71.
2- آل عمران، آیه 2.
3- آل عمران، آیه 114.
4- اعراف، آیه 165.
5- نساء، آیه 85.
6- نور الثقلین، ج 1، ص 524.
7- وسائل الشیعه، ج 11، ص 398.
8- بحار الانوار، ج 2، ص 2.
9- همان، ص 5.
10- همان، ج 2، ص 12.
11- همان، ص 19.
12- همان، ص 24. 




طبقه بندی: اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 8 آذر 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
روز عرفه از اعیاد عظیم است اگر چه به اسم عید نامیده نشده و روزی است كه حق تعالی بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود فراخوانده و سفره های جود و احسان خود را برای ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده تر، و در خشمناك ترین اوقات خواهد بود، و روایت شده كه حضرت امام زین العابدین علیه السلام در روز عرفه صدای سائلی را كه از مردم كمك می نمود شنید، و به او فرمود: وای بر تو آیا از غیر خدا سوال می كنی در این روز و حال آن كه امید می رود در این روز برای بچه های در شكم كه فضل خدا شامل آنها شود و سعید گردند ...

پس در این روز در زیر آسمان روند و اعتراف و اقرار كنند نزد حق تعالی به گناهان خود تا سعادتمند گردند به ثواب عرفات و گناهانشان آمرزیده گردد و مشغول گردند به اعمال و ادعیه عرفه كه از حجج طاهره علیهم السلام روایت شده است؛ برای اطلاع بیشتر به كتاب مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی اعمال روز عرفه مراجعه نمایید.

عرفات نام جایگاهی است كه حاجیان در روز عرفه (نهم ذی الحجه) در آنجا توقف می كنند و به دعا و نیایش میپردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مكه مكرمه باز میگردند و وجه تسمیه آنرا چنین گفته اند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد.

و نیز گفته اند سبب آن این است كه مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف میكنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی میدانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا كه یكی از معانی «عرف» صبر و شكیبایی و تحمل است.

حضرت آدم (ع) در عرفات:

فَتَلَقی آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَلیهِ اِنَّه’ هو التَّوابُ الرّحیمْ

آدم از پروردگارش كلماتی دریافت داشت و با آن بسوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبه پذیر مهربان است.

طبق روایت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید:

ـ چرا گریه می كنی ای آدم؟

ـ چگونه می توانم گریه نكنم در حالیكه خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است.

ـ ای آدم به درگاه خدا توبه كن و بسوی او بازگرد.

ـ چگونه توبه كنم؟

جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منی برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت، جبرئیل بهنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید تلبیه را قطع كرد و به دستور جبرئیل غسل نمود و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتی را كه از پروردگار دریافت كرده بود به وی تعلیم داد، این كلمات عبارت بودند از:

خداوندا با ستایشت تو را تسبیح می گویم سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك

جز تو خدایی نیست لا الهَ الاّ اَنْتْ

كار بد كردم و بخود ظلم نمودم عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی

به گناه خود اعتراف می كنم وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی

تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهربانی اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحیمْ

آدم (ع) تا بهنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك می ریخت، وقتیكه آفتاب غروب كرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نیز با كلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت......

حضرت ابراهیم (ع) در عرفات

در صحرای عرفات، جبرئیل، پیك وحی الهی، مناسك حج را به حضرت ابراهیم (ع) نیز آموخت و حضرت ابراهیم (ع) در برابر او می فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).

پیامبر اسلام (ص) در عرفات

و نیز دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام كلاس صحرایی پیامبر اسلام (ص) بود و بنا به گفته مفسرین آخرین سوره قرآن در صحرای عرفات بر پیغمبر (ص) نازل شد و پیغمبر این سوره را كه از جامع ترین سوره های قرآن است و دارای میثاق و پیمانهای متعدد با ملل یهود، مسیحی و مسلمان و علمای آنها می باشد، و قوانین و احكام كلی اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعلیم فرمود.

و طبق مشهور میان محدثان پیامبر (ص) در چنین روزی سخنان تاریخی خود را در اجتماعی عظیم و با شكوه حجاج بیان داشت:

...... ای مردم سخنان مرا بشنوید! شاید دیگر شما را در این نقطه ملاقات نكنم. شما به زودی بسوی خدا باز می گردید. در آن جهان به اعمال نیك و بد شما رسیدگی میشود. من به شما توصیه می كنم هركس امانتی نزد اوست باید به صاحبش برگرداند. هان ای مردم بدانید ربا در آئین اسلام اكیداً حرام است. از پیروی شیطان بپرهیزید. به شما سفارش می كنم كه به زنان نیکی کنید زیرا آنان امانت های الهی در دست شما هستند و با قوانین الهی برشما حلال شده اند.

هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است و مسلمانان جهان با یکدیگر برادرند و چیری از اموال مسلمانان بر مسلمان دیگری  حلال نیست مگر این که به طیب خاطر به دست آورده باشد.




طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 25 آبان 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()


فلسفه حج نساء چیست؟

در پاسخ به این سؤال لازم است که اشاره شود در اعمال حج و عمره دوگونه فلسفه مطرح است فلسفه عام که در تمام اعمال حج و عمره جاری و ساری است و فلسفه خاصی که در یک عمل به خصوص قرار دارد. بنظر می آید که هدف اساسی اینگونه اعمال آن ست که انسان از غیر خدا ببرد، خود را از تعلقات مادی رها کند و از کثرت به وحدت برگردد. اگر گفته می شود که بعد از احرام 24 چیز بر تو حرام می شود مثلا نباید روابط زناشویی حلال داشته باشی نباید به آینه نگاه کنی و نباید...

بدان خاطر است که در این مانور و تمرین، یاد بگیری که می توانی برای خدا از حلال بگذاری تا چه برسد به حرام تمرین کنی که خود را نبینی و فراموش کنی و آنکه از خود بگذرد به خدا می رسد.

2- همه در زندگی خود بر دور چیزی طواف می کنند، گاهی انسان بر گرد زن و شهوت طواف می کند و گاهی برگرد مقام و گاهی برگرد مال و ... اما باید توجه داشت که این چرخش از نوع گرداب است که هر مقدار از زمان آن بگذرد انسان بیشتر گرفتار می شود و هر مقدار به حلقه های زیرین تر برسد، کارش سخت تر می شود و امیدی به نجاتش نیست و در نتیجه همین گرفتاری و دنیا محوری باعث خواهد شد که راه فهم او بسته شود و این است سرّ این نکته که قرآن می فرماید:«إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ ءَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ»کسانی که کافر شدند، برای آنان تفاوت نمی‏کند که آنان را (از عذاب الهی) بترسانی یا نترسانی؛ ایمان نخواهند آورد.[i] 
«وَ ذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْری‏ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنینَ»[ii]. اما خداوند می خواهد در طواف این نکته را بیاموزد که همه کثرات باید به وحدت برگردند، باید از گرداب دنیا رهایی یابند و فانی در خدا گردند، همچون پروانه که برگرد شمع طواف می کند، برگرد خداوند و خانه اش و دستوراتش طواف کند و لحظه ای از آن فاصله نگیرد.

3- در طواف نساء بنظر می آید که از یک طرف بخاطر نیرومند بودن غریزة جنسی[iii] و لزوم رهایی انسان از این غریزه، و از طرف دیگر اهمیت مسائل جنسی و نقش اساسی آن در زندگی انسان مستقلاً طوافی تشریع شده است تا انسان با توجه و عنایت به این دستو دریابد که اولاً: رهایی از بند شهوت توجه ویژه و اعمال خاصی را می طلبد، طواف دیگری بر گردخانة خدا باید انجام گیرد تا بهره گیری جنسی بر انسان حلال گردد و ثانیاً خدا محوری اصلی است که حتی در بهره مندی از تمتعات دنیایی هم باید مورد توجه قرارگیرد یعنی بهره مندی از لذائذ دنیایی هم باید رنگ خدایی داشته باشد و صرفاً امر حیوانی تلقی نگردد، اول طواف بدور خانه خدا و آنگاه حلیت و جواز بهره مندی از تمتعات جنسی. و اینجاست که بهره مندی از لذائذ جنسی ارزشمند تلقی می شود و ثواب زیادی بر آن مترتب می گردد تا جائیکه در روایات آمده است که با ریخته شدن یک قطره آب غسل حلال خانه ای در بهشت برای غسل کننده ساخته می شود.[iv]


[i]سوره بقره آیه 6

[ii]سوره ذاریات، آیه 55

[iii] و لذاست که در روایات آمده است: در مکان خلوت با زنی اجنبیه خلوت نکن که سومی شما شیطان است.
حافظ چه زیبا گفته است:
قوت بازوی پرهیز به خوبان مفروش که در این خیل حصاری به سواری گیرند.

[iv] وسایل الشیعه ج2 ص 179 باب وجوب الغسل من الجنابه


منبع: پایگاه حوزه56115611





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 10 آبان 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

نکاتی که حاجی باید به عنوان آداب باطنی حج رعایت کند، عبارتند از:


1 ـ اخلاص در نیّت

حاجی جز امتثال امر الهی و رسیدن به پاداش او و پرهیز از عذاب خدا، هدفی ندارد. و هرگاه شائبه ریا، ترس از تفسیق مردم،خوف (ازفقری که شایع شده باشد) که هرکس حج را ترک کند بدان گرفتار شود، قصد تجارت یا هدف دیگری در آن مد نظر باشد، شخص از دایره اخلاص خارج شده ومانعی در راه رسیدن به هدف مورد نظر خواهد بود. و کسی که به خاطر چنان پندارهای ضعیفی دشواری های فراوان حج را تحمل کند، جز ضرر و خسارت بر آن مترتب نخواهد شد.


2 ـ توبه حقیقی

توبه خالص، ردّ مظالم و بریدن علاقه ای که موجب می شود آدمی به غیر خدا متوجه گردد، از آداب دیگرِ حج است. این ادب از آن جهت ضرورت دارد که زائر بیت اللّه الحرام قلبش را متوجه تعالی کند، گویا از این سفر باز نخواهد گشت و وصیتش را برای همسر و فرزندانش بنویسد و برای سفر آخرت آماده شود و هنگام تهیه اسباب و مقدمات این سفر و قطع دلبستگی هایش به یاد تهیه مقدمات سفر آخرت و قطع علایق دنیوی برای آن باشد. چقدر این سفر با سفر آخرت تشابه دارد و بدان نزدیک است!


3 ـ تعظیم خانه خدا

قدر و منزلت خانه خدا و پروردگار کعبه را بزرگ دارد و بداند که اگر خانواده و وطنش را ترک می کند، به منظور امر مهم زیارت خانه خداست که شباهتی به سفرهای دنیوی ندارد. از این رو، باید متوجه باشد که در پی چیست؟ و اینکه با زیارت خانه خدا، در حقیقت به زیارت ملک الملوک می رود تا به اوج آرزویش برسد و با توجه به مولایش سعادتمند شود.


4 ـ تخلیه دل

در این سفر، از آنچه که قلبش را در میان راه یا در مقصد به خود مشغول می کند مانند معامله و امثال آن  خالی کند تا همه همّتش برای خدا و همه حرکات و سکنات قلبش به یاد او و تعظیم شعائر او باشد.


5 ـ انفاق در راه خدا

زاد و توشه سفر حاجی حلال باشد و از خرج کردن و بخشش و انفاق نمودن، ابایی نداشته باشد؛ زیرا انفاق مال در سفر حج، انفاق در راه خداست و یک درهم آن با هفتصد درهم انفاق در مکان ها و زمان های دیگر برابری می کند. امام سجاد علیه السلام همواره در سفر حج از بهترین زاد؛ مانند گردو و شکر و آرد خالص و شیرین همراه می برد. البته اسراف و زیاده روی و مصرف انواع غذاها به مانند مترفین مکروه است، زیرا خیری در اسراف نمی باشد، اما بخشش فراوان به مستحقین، اسراف نیست؛ و اگر مالی در این راه ضایع شود یا گرفتاری برایش پیش آید، جزع و بی تابی نکند، اگر یک درهم در این راه تباه شود، مانند آن است که هفتصد درهم در راه خدا خرج کرده است.


6 ـ اخلاق نیکو

خُلق نیک، تواضع فراوان، پرهیز از درشتی و غلظت در سخن گفتن و فحاشی کردن و حرف لغو زدن، خروج از طاعت الهی، مبالغه در دشمنی و مجادله با دیگران که حقد و کینه را به ارمغان می آورد، از آداب این سفر است. بدیهی است که حُسن خلق تنها پرهیز از آزار و اذیت دیگران نیست، بلکه تحمّل اذیت دیگران و نرم خویی و تواضع نسبت به همراهان و متصدیان کاروان و همسفران است.

 





طبقه بندی: اعتقادی، 
مطالب مرتبط: حوزه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

Bahjat-1حجت الاسلام فقیهی اصفهانی از اساتید حوزه علمیه قم  : یکی از رفقا ما به نام آقای رجالی ، که خیلی رفت و آمد داشت از قدیم با حضرت آیت الله بهجت و درس ایشان را خیلی شرکت می کرد و خیلی آدم با صفا و سالم و خوبی است، ایشان چند مورد از ایشان را برای ما نقل می کرد .

یکی اینکه می گفت ، آیت الله بهجت ، به این راحتی هر کسی را راه نمی دادند برای ملاقات ، آن هم برای ملاقات های طولانی و این حرف ها .

ولی آیت الله خامنه ای مرتب خدمت آیت الله بهجت می رسیدند و این ها یک رابطه صمیمی داشتند . زیاد و به طور مخفیانه آقا می آمدند قم و می رفتند خدمت آیت الله بهجت .

یکی از زمان هایی که ایشان می گفت زمان ملاقات این دو بزرگوار بوده است ، سحر بود دو ساعت مانده به اذان صبح . ایشان می گفت که آیت الله خامنه ای گاهی سحر می آمدند . در آن موقعیت حساس می آمدند خدمت آیت الله بهجت و می رفتند . خوب این نشانه علاقه شدید آیت الله بهجت به مقام معظم رهبری است که در این موقع شب و سحر آقا را می خواستند و با هم بودند و صحبت می کردند .

بعد باز ایشان می گفتند چند سال پیش که آیت الله خامنه ای یک هفته ای تشریف آوردند قم ، جمعیت زیادی برای استقبال آمده بودند در خیابان ها .

آیت الله بهجت هم آمدند جزء جمعیت استقبال کنندگان . حالا یک مرجعی در سن حدود نود سال ! ایشان هم آمدند در جمع استقبال کنندگان آیت الله خامنه ای . ایشان می گفت که یک شخصی به ایشان گفت که حاج آقا شما با این سن و سال آمدید وسط این جمعیت استقبال کنندگان ؟

آیت الله بهجت فرمودند : " اگر مردم می دانستند که استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس در خانه نمی نشست " .

 Agha-_Safar

این تعبیر خیلی زیباست که اگر مردم می دانستند استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس تو خانه نمی نشست .

حاج آقا صدیقی هم که خوب تو مراسم آیت الله بهجت نقل کردند که چقدر آقا برای سلامتی آیت الله خامنه ای نذر می کردند و گوسفند نذر می کردند و کارهایی انجام می دادند . خوب این باز نشانه شدت علاقه بود به آقا .

بعد چیزی که نقل کردند این که شش ماه قبل از فوت آیت الله بهجت ایشان فرموده بودند که : " آقا را بگویید بیایند اینجا با ایشان کار دارم " .

Bahjat-2
آقا را خواسته بودند و آیت الله خامنه ای آمده بودن این جا قم . صحبت هایی با هم داشتند از جمله آیت الله بهجت فرموده بودند : " خطری به سمت شما دارد می آید و من این خطر را احساس می کنم و من آن چه باید برای شما انجام بدهم ، برای سلامتی شما انجام داده ام (حالا نذر باشد یا هر چیز دیگر) " .

 

و فرموده بودند : " خودتان هم هر کاری می توانید انجام بدهید " .

البته کاملش را حاج آقای صدیقی روی منبر نگفتند .

ولی بعدها یکی از دفتری های آیت الله بهجت  که اطلاع داشتند و کامل تر گفتند .

گفتند چند روزی گذشت و باز دوباره حضرت آیت الله بهجت گفتند که : " آیت الله خامنه ای را بگویید یک نفر بفرستند من با ایشان کار دارم " . حاج آقا محمدی گلپایگانی را آیت الله خامنه ای فرستادند پیش آیت الله بهجت .

آیت الله بهجت دومرتبه تأکید کردند: "  که من برای سلامتی شما هرکاری می توانستم انجام دادم . خودتان هم یک کاری انجام بدهید " . برای بار دوم بعد از چند روز این تأکید را آیت الله بهجت داشتند که به واسطه آقای محمدی گلپایگانی به آقا خبرش رسید و خود آیت الله خامنه ای هم هرکاری باید انجام بدهند انجام داده بودند .

آقا زاده آیت الله بهجت نیز می گفت که یک موقعی آیت الله خامنه ای تشریف آوردند قم ، بعد آیت الله بهجت فرمودند : " همه از اطاق بروند بیرون " . حالا هر کس می آمد ملاقات آیت الله بهجت ، پسر آقا و بعضی های دیگر هم حضور داشتند .

بعد می گفت : یک موقعی آیت الله خامنه ای که آمدند ، آیت الله بهجت فرمودند : " هیچ کسی نماند ، همه بروند بیرون من با آقا حرف خصوصی دارم " و بعد تا مدتی با هم بودند و به طور خصوصی و ما همه رفته بودیم بیرون از اطاق ، این قدر با هم صمیمی بودند .





طبقه بندی: سیاسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 26 مهر 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 6  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6