"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "

با ورود ماه با فضیلت شعبان، زنگ دوم بندگی آغاز شد و یک قدم به رمضان زنگ آخر زدودن غبارها و آزمون نهایی بندگی نزدیک شدیم.
راستی چرا برای این سه ماه (رجب، شعبان و رمضان) این همه فضیلت قرار داده شده است؟ چرا دعا و عبادت و اعمال این ماه ها ثوابی ویژه دارد؟ مگر با دیگر ماه ها چه تفاوتی دارند ؟
با کمی تأمل در این رابطه، به این نتیجه می رسیم که همه این امتیازات، برای ترغیب بندگان به عبادت و بندگی و جبران نواقص بوده و در نتیجه اصلاح بین خود و خدای خویش را در پی دارد و به عبارتی دیگر می توان گفت خداوند کریم دنبال بهانه است، او از هر خیر کوچکی به دنبال گشودن روزنه ای به روی بندگان خود است، می خواهد دست آنها را گرفته و به خود وصلشان کند، از هر فرصتی برای بخشش و عفو استفاده می کند، گناهان را نادیده می گیرد و زود می بخشد، فرصتی ایجاد می کند تا بندگان برگردند وآنقدر مشتاق برگشت آنان است که هیچ کس را یارای درک این اشتیاق نیست، خریدار توبه های بندگان است، هر کس زودتر برگردد محبوب تر است، هر چه سن پائین تر باشد محبوبیتش بیشتر و...
او از اینکه بنده ای سر به خاک گذاشته و او را بخواند و از اعمال بد گذشته اش اظهار ندامت کند با آغوشی باز استقبال می کند و به ملائک خود می گوید: این بنده من است که در می زند و من او را دوست دارم.
[[ انّ الله یحبّ الشّاب الذی یفنی شبابه فی طاعه الله]] رسول مکرّم اسلام می فرماید: خداوند جوانی را که، جوانی خودش را در راه خدا صرف کند دوست دارد.
شعبان زنگ دوم بندگی است و با اندوخته های رجب باید از این کلاس هم سربلند بیرون آمده تا رمضانی مطلوب و دوست داشتنی را رقم بزنیم و آزمون بندگی را با بالاترین نمره ممکن به پایان رسانده و راه جدیدی را پیش روی خود قرار دهیم.

           ..........اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم..........

 





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 12 تیر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

عده ای فکر می کنند سعی و تلاش برای ساختن آینده، امری بیهوده است بلکه هر چه قسمت انسان باشد همان اتفاق خواهد افتاد! و هر اتفاقی که می افتد می گویند " قسمت همین بوده است" و با این جمله هم به خود تسکین خاطر می دهند و هم تکلیف را از دوش بر می دارند و انگار نه انگار که خود فرد هم باید برای رقم خوردن نتیجه بهتر، تلاش می کرد.
واقعا قسمت ما چیست و چه طوری رقم می خورد؟ یا به عبارتی دیگر فلسفه قسمت های ما در زندگی چیست؟ و چه علت یا عللی این معلول را رقم می زنند؟
برای یافتن جواب سوال اعتقاد به این یک آیه از قران کریم [ لیس للانسان الّا ما سعی ] (نجم 39) کفایت می کند. در آیه شریفه، عمل انسان ها و تلاش و جدیت آن ها را علّت رقم خوردن نتیجه می داند و آنچه که ما نامش را "قسمت" می گذاریم همانی است که با فکر، اعتقاد و عمل افراد به دست می آید و اعتقاد به سکون و رکود و عدم تلاش و چشم دوختن به عاقبتی مجهول که ارتباطی با عمل و جدیّت ما ندارد را ردّ می کند.
پس قسمت هر کس آن چیزی است که با تلاش و فعالیت خود به دست می آورد و چیزی به نام  "قسمت" منهای سعی و کوشش وجود ندارد.

نظر شما چیست؟

 





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 5 تیر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

هر سال که می گذرد بهتر از سال قبل برگزار می شود، اکثر مشتریان این ضیافت الهی جوانانند، شور و شوق خاصی فضای کشور را فرا می گیرد، تمرین روزه داری است، تمرین عبادت و بندگی است، ضیافت خلوت، فکر و محاسبه است، هر کس به گذشته، حال و آینده خود نگاهی می اندازد و با هدف تسویه حساب با خدای متعال به فکر پاک شدن و تقرب به اوست، به فکر تداوم خوبی ها و زدودن زنگارهای قلب است، نگاه ها به بهشت است و این حرکت بیزاری عملی از عذاب و جهنم است، معتکفین ترسیده اند، از قهر خدا، عذاب و عاقبت بد واهمه دارند و ...
 آیا اعتکاف مسکّن است و می خواهیم با آن چند روزی از عذاب وجدان دور باشیم و گناهان گذشته را ماست مالی کنیم یا نه به فکر درمان بدی های وجودمان از دین نسخه گرفته ایم و به داروخانه معنوی رجب پناه آورده ایم؟؟؟
فضای معنوی حاکم بر مسجد در ایام اعتکاف خود عاملی مؤثر در ایجاد شوق برای عبادت و بندگی است و خیلی ها خود را در این ایام پیدا می کنند ، راه وصل به معبود را می یابند و لذت عبادت را می چشند.
یکی از عذاب های خداوند برای بندگان گرفتن لذت عبادت است که به واسطه گناهان این بلا دامنگیرشان می شود ولی اعتکاف حس لذت بردن از عبادت را زنده می کند.
عده ای برای شستن گناهان گذشته به اعتکاف آمده اند و پس از سپری شدن این ایام و لیالی به منزل قبلی خود بر می گردند و امید دارند که گناهانشان آمرزیده شده ولی از خوف غافلند[چون خوف و امید باید باهم در وجود بندگان زنده باشند] از گذشته خیالشان راحت شده(به زعم خودشان) و دیگر کاری به معنویات  ندارند و اثری از تضرع و مناجات و نماز آن سه روز نیست چون چشم به شب های قدر و اعتکاف سال آینده دارند!!
عده ای به این خاطر به اعتکاف آمده اند که ضمن توبه از کوتاهی های گذشته خود را برای درک رمضان آماده کنند و می خواهند از این فضا توشه ای بگیرند که بتواند آنها را از تاریکی های دنیا عبور دهد و به خدایشان نزدیک کند و از فاصله گرفتن از معبود واهمه دارند، آن ها امیدوارند خداوند کریم از سر تقصیرات گذشته شان گذشته باشد  ولی شب شانزدهم رجب با خوف از مسجد خارج می شوند که نکند هنوز پاک نشده باشیم! [خوف و امید را باهم دارند] و این یعنی یک پله نزدیکی به کمال.
انسان مؤمن همیشه در حالت خوف و رجاست و ضمن ترس از گناهان خود، به رحمت و فضل خداوند نیز امیدوار است.
با بیان دو تقسیم فوق مشخص شد که اعتکاف برای کدام دسته مسکّن و برای کدام دسته درمان است.
با نظرات سازنده خود به غنای مطلب بیافزائید.






طبقه بندی: اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 29 خرداد 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
چند سالی است بزرگان و دلسوزان دین از تریبون های مختلف از وضع ناجور حجاب در جامعه فریاد می کشند و نسبت به عواقب منفی آن هشدار می دهند ولی گوش شنوایی نیست!
بعضی ها معتقدند برای حجاب باید کار فرهنگی صرف انجام داد و هر گونه کار ضربتی و ارشاد جواب عکس خواهد داد، عده ای معتقدند با بدحجابان که فضای کشور و جامعه را از لحاظ اخلاقی نا امن می کنند باید مثل یک مجرم برخورد کرده و به تدابیری که در قانون اندیشیده شده عمل کرد[جریمه نقدی از 500 هزار ریال تا 5 میلیون ریال یا حبس از ده روز تا دو ماه]
گروه سوم معتقدند کار فرهنگی را باید به موقع و در جای خود انجام داد و غفلت از آن عواقب خطرناکی خواهد داشت ولی برخورد قانونی و جلو گیری از هرزگی و بی بند و باری در جامعه و کنترل متعرضین به عفت عمومی وظیفه دولت است و باید ضمن حفظ کرامت انسانی با عوامل بی عفتی برخوردی قاطع داشته باشد.
آنچه به نظر منطقی می رسد این است که دولت اسلامی باید ضمن انجام کار فرهنگی مناسب و حساب شده، به قوانین مصوب در رابطه با برخورد با عوامل نا امنی اخلاقی بها داده و اقدامات جد تری انجام دهد.
برای فرهنگ سازی در این زمینه فضاهای مختلفی وجود دارد که یکی از آنها گروه های مرجع و تأثیر گذار مثل اساتید دانشگاه، معلمین، هنرمندان و ... می باشند که اگر ایشان اهل مراعات باشند بالتبع افراد جامعه هم از آنها تأثیر خواهند گرفت. ولی متأسفانه بعضا عوامل بی عفتی و بی حجابی در جامعه از گروه های مرجع هستند که خود زیر نظر دولت می باشند و می توان با اندک تدبیری راه این تأثیر گذاری منفی را گرفت. مثلا هنرمندان و بخصوص بازیگران عرصه سینما و تلویزیون یکی از الگوهای مؤثر بخشی از زنان جامعه می باشند که خود از لحاظ حجاب و عفت در کما به سر می برند و متأسفانه موجب گمراهی دختران زیادی می شوند و در این میان وزارت ارشاد نتوانسته اقدام درخور توجهی انجام دهد و از این بی عفتی مسری جلوگیری به عمل آورد!
با کمی تأمل در می یابیم که قضیه فقط بی حجابی نیست بلکه عام تر از این، بلای بی عفتی گریبانگیر جامعه شده است و بد حجابی هم از عدم عفت و حیا نشأت می گیرد ودر برخوردها و جلسات مشترک بعضی بازیگران و بعضی اقشار چیزی به نام دین، عفت، حیا، محدودیت های شرعی اساسا معنی ندارد! و افراد با بی بند و باری تمام حریم ها را می شکنند و به اسم به روز بودن هم احکام الهی را زیر پا می گذارند و هم معلمی برای دیگران می شوند.
وظیفه دولت شناسایی ریشه های این چنینی و برخورد با عوامل آن و نیز کار فرهنگی در این فضاها است تا از رواج بی بند و باری و بی عفتی جلوگیری کرده و جامعه را از خطرهای بزرگتر نجات دهد. چون جایی که عفت و حیا حاکم نباشد غیرت و ایستادگی هم خواهد مرد و آنوقت ارزش های اسلامی نیز به خطر خواهند افتاد و میراث امام و شهیدان(جمهوری اسلامی با تمام خوبی هایش) رو به زوال خواهد گذاشت و آن وقت جواب ما برای شهدا چه خواهد بود؟

پی نوشت:
1-مطلب فوق بیان یکی از عوامل بود.
2- دوستان دیگر عوامل و ریشه ها رو ذکر کنند.
3- به نظر شما راهکارها برای مقابله با بی عفتی چی می تونه باشه؟





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 22 خرداد 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
کجایند اهل رجب؟ این ندائی است که فردای قیامت سر داده می شود و اهالی ماه رجب به ضیافت غفران الهی فراخوانده می شوند ، آنهایی که در دنیا قدر ماه رجب را دانسته و از فرصت های آن استفاده کرده اند، دعای پر از رمز و راز "یا من ارجوه لکل خیر و آمن سخطه عند کل شرّ..." را با حضور قلب و توجه خوانده و با تمام وجود درکش کرده اند، سحرهای رجب را باشوق برای خدا بیدار شده و راز و نیاز کرده اند، از فیض روزه این ماه بهره مند شده اند و....، شامل این ندایند.
رجب فضایی است برای پاکی، فرصتی است برای ازدیاد محبت الهی در دل، رهگذری است برای زدودن غبار گناهان از دل و مقدمه ای است برای ورود به شعبان و رجب و شعبان مقدمه ای هستند برای درک رمضان!
به اعتقاد بعضی بزرگان هر کس رجب و شعبان را درک کند لیاقت درک شب قدر را به دست آورده است. پس رجب چه فرصت مغتنمی است!  خوشا به حال آنان که از معنویت این ماه عزیز نهایت استفاده را می کنند.
در دعای ماه رجب می گوییم: "یا من یعطی من سئله، یا من یعطی من لم یسئله و ..." ای خدائی که به کسی که تو را می خواند بهش عطا می کنی، ای خدائی که به کسی که حتی تو را نمی خواند باز عطا می کنی!
این اشاره به صفت رحمانیت و رحیمیت خداوند دارد که مهربانی او شامل حال همه است، ولی عنایت ویژه اش شامل حال آنهایی است که او را می خوانند و ازش طلب می کنند و خوشا به حال آنان که او را می خوانند، بعضی ها طلب خود را می گیرند ولی عده ای به ظاهر دست خالی بر می گردند ولی خدای رحیم طلب آنها را برای روزی که محتاج ترند ذخیره کرده است. آنهایی که دعایشان قبول نمی شود روز قیامت وقتی نامه اعمال خود را می نگرند حسنات زیادی را می بینند که از زیادی آن تعجب می کنند! عرض می کنند این چه حسنات و نیکی هایی است که ما خبر نداریم؟ جواب می شنوند که این ثمره همان دعاهایی است که از خدا خواستید ولی اجابت نشد!
امام صادق علیه السلام می فرماید: وقتی بندگان این لطف خدا را می بینند، می گویند کاش هیچ یک از دعاهایمان در دنیا مستجاب نشده بود.
ای خدای مهربان داده و نداده ات را شکر که همه از لطف بیکران توست.





طبقه بندی: عمومی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 15 خرداد 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
در روایات مختلف از مرگ ناگهانی در آخرالزمان صحبت به میان آمده و در موارد زیادی هم از علل آن بحث شده است  از جمله علت های مرگ مفاجاتی قطع رحم، اذیت والدین، گناهان جدید، روابط نامشروع، ربا، قسم دروغ و...می باشند که امروزه در جامعه به وفور قابل مشاهده است.
اشتغالات فراوان، ماشینی شدن روابط، هزینه های بالا و... باعث قطع ارتباط با اقوام و نزدیکان شده و افراد از انرژیی که از این دیدارها و ارتباط ها قرار بود نصیب آنها بشود، محروم می شود.
عواطف پاک و خدادای و استثنائی میان پدران و مادران و فرزندان بخاطر مسائل جزئی و دنیوی دچار خدشه شده و رضایت والدین که خود عامل معنوی بزرگی برای رشد و تعالی انسان هاست، از او سلب ، آرامشی که از این طریق  تزریق می شد قطع ، دعاهای خالصانه مادر و پدر که اثرات معجزه آسا داشت، دیگر او را همراهی نمی کند.
بر اساس روایات رسیده از معصومین علیهم السلام "هر وقت گناه جدیدی در زمین رخ بدهد عذاب جدیدی هم اتفاق می افتد" در دنیای امروز بشر به واسطه پیشرفت های علمی و گستردگی وسایل ارتباط جمعی روزانه چندین نوع گناه رو ابداع می کند که بر اساس وعید های اولیاء الهی قطعا عذاب های جدیدی هم رو خواهد شد که یکی از آنها مرگ ناگهانی است.
روابط نامشروع یکی دیگر از عوامل مرگ ناگهانی است که دین اسلام نسبت به پرهیز از آن دستور داده است، اینگونه روابط باعث از هم گسستگی روابط عاطفی میان خانواده ها شده، حق و حقوق انسان ها را ضایع می سازد، انسانی که دنبال این نوع روابط است، استرس و اضطراب یار همیشگی اوست، آبروی خود را همیشه در معرض خطر می بیند، این فشارهای روحی و عصبی باعث اختلالات جسمی و روحی فراوانی در وجودش شده و او را به سوی مرگ رهنمون می سازد.    
در معاملات امروز جامعه ربا رایج شده و تعداد زیادی از مردم از روی غفلت و تعدادی هم بدون توجه به توصیه های دینی از طریق ربا و کسب حرام زندگی خود را آلوده می کنند همین امر یکی از علل مرگ ناگهانی است. حضرت علی "ع" فرمود : زمانی که ربا در میان قومی شایع شود و آشکارا به ربا مشغول باشند ، به مرض وبا دچار می شوند و به مرگ ناگهانی می میرند . امام صادق "ع" هم فرمود : زمانی که ربا زیاد شود ، زلزله ها نیز زیاد می شود .
قسم دروغ نقل محافل و ورد زبان اغلب مردم است و متأسفانه قبح این کار به شدت شکسته شده و حتی صدا و سیمای ما هم بدون توجه به بار تربیتی  منفی آن، به این گناه بزرگ دامن می زند.
خلاصه: با توجه به علل بالا که جزئی از علت های بسیار زیاد مرگ ناگهانی بود به نظر می رسد انسان امروز، خودش را به سوی مرگ رهنمون می سازد.
به نظر شما چطور می شود از این گناهان به دور بود و از عواقب خطرناکش در امان؟ راهکارتان چیست؟

روایات مرتبط در ادامه مطلب


ادامه مطلب


طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 8 خرداد 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

وقتی خدا آدم را آفرید و برای این آفرینش "فتبارک الله احسن الخالقین" را ارزانی خود کرد در حالی بود که نصف این خلقت شکل نگرفته بود، و هنوز آدم بوی نابودی می داد و بقای او بسته به وجود کسی بود که هنوز پا به عرصه وجود ننهاده بود....
حوّا که آمد وجود آدم تثبیت شد و استمرار و بقای نسل معنی پیدا کرد، خدا او را همدم آدم آفرید تا شریک غم و شادی هایش باشد، یاری گر او برای مأموریتی باشد که خدا تکلیفش کرده است...
زن در طول تاریخ با فراز و نشیب های فراوانی مواجه بوده است و در اغلب ادوار تاریخی مورد بی مهری قرار گرفته و آنچنان که باید قدر او شناخته نشده است.
زمانی که اسلام ظهور کرد زن موجودی مظلوم و بی دفاع بود که تولّد او مایه ننگ خانواده ها و زنده به گور شدن اولین زهر چشمی بود از او گرفته می شد.
اسلام برای زن کرامت قائل شد و حقوق اجتماعی او را برابر با مردان قرار داد و راه رشد و تکامل معنوی و دستیابی به مراحل والای تربیتی و اخلاقی را برای او هم باز گذاشت. پیامبر رحمت(ص) خود اولین فردی بود که منادی احقاق حقوق زنان شد و در قول و عمل پایبندی خود را به عنوان صاحب شریعت به این مسئله نشان داد. خانه او میزبان زنی شد که تمام زندگی خود را وقف رشد اسلام نمود و از هیچ کمکی برای حاکم شدن دین کامل، دریغ نکرد. شاید بخاطر این مجاهدت ها، خداوند دامن او را لایق پرورش بهترین زن یعنی حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها قرار داد و با این آفرینش، این موجود الهی حقانیت وجود زن را فریاد زد.
چه فریاد مقدسی بود وقتی بهترین زن دو عالم در دامن بهترین دین، در خانه بهترین انسان، در جوار افضل پیامبران (ص)، پا به عرصه وجود گذاشت. او تنها موجودی بود که با آمدنش پدر مأمور به قربانی و دعا و شکر شد و بشارت ادامه نسل پیامبر(ص) از طریق دختر به او داده شد.
شاید بهترین آیه های قران آیات سوره کوثر بود که گوش پیامبر رحمت (ص) را مورد نوازش قرار داد. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. انّا اعطیناک الکوثر. فصلّ لربک وانحر. انّ شانئک هوالابتر.
فاطمه(س) به دنیا آمد، با آمدنش زن جانی دوباره گرفت، او مأمور خدا بود تا الگوئی از زن خدائی ارائه کند که برای همیشه تاریخ انگشت نما باشد و کسی نتواند زن را کمتر از آن چیزی که خدا منظور کرده است بپندارد. شخصیت اجتماعی او، عبادت و بندگی، آشنائی به وظایف شوهر داری، خانه داری، شرکت او در جنگ ها و کمک های پشت جبهه اش، ولایتمداری و تا پای جان دفاع جانانه اش از حریم ولایت، عفّت و حجابش، بیان و نطق مستدلّش و... نمونه های بارزی از این الگوی الهی است که نصب العین زنان تاریخ شده است.
اگر زنان قبل از فاطمه دلیل و بهانه ای برای کوتاهی داشته باشند، زنان بعد از او بهانه ای ندارند، چون الگویی مثل او را دیده اند و باید برای رسیدن به قلّه های کمال و معرفت در همه زمینه ها تلاش خود را به کار بندند.
هر چند امروزه از زن به عنوان ابزاری برای رسیدن به مطامع دنیوی استفاده می شود و متأسفانه در جامعه مذهبی ما هم خیلی جا ها به این سمت حرکت می شود و می توان این نکته را در شرکت های تجاری، داروخانه ها، ادارات  و حتی در فیلم ها و برنامه های صدا و سیما هم مشاهده کرد، ولی کم نیستند زنان مؤمنه ای که با الگو گیری از سرور زنان عالم، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها چشم به قلّه کمال دوخته اند و برای رسیدن به آن نقطه ذره ای از راه و رسمی که فاطمه(س) برایشان ترسیم کرد، نخواهند شد.


پی نوشت:
1- فاطمه (س) فقط الگوی زنان نیست، او الگویی تمام عیار برای همه انسان هاست.
2- امام عصر(عج) می فرماید: مادرم فاطمه زهرا (س) برای من الگو هستند.
 





طبقه بندی: اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 1 خرداد 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

حتما براتون اتفاق افتاده که نگاهتون به چیزی افتاده و جلب توجه کرده و شما رو مجاب کرده تا اونو به دست بیارید، ممکنه اون چیز رو تا حالا اصلا ندیده بودین و اولین بار بود که می دیدینش ولی با یک نگاه مجذوبش شده و به فکر خریدش افتادین.
در اسلام برای نگاه کردن (به هر چیزی که باشه) تعریفی وجود داره که باعث کنترل نگاه و مدیریت آن می شود، ممکنه نگاه به بعضی چیزا خوب بوده و به دست آوردنش غنیمت، مثلا می گوید به عظمت خداوند (آسمان ها و زمین و خورشید و ماه و ستارگان و...) بنگر تا قدرت خداوند رو ببینی و در برابر عظمتش سر تعظیم فرود آوری. به صورت پدر و مادر با محبت نگاه کن تا نهایت عطوفت و مهربانی و مشقتی که برای تربیت تو متحمل شده اند را  در آن دیده و برای همیشه سپاسگزارشان باشی، به صورت عالم نگاه کن تا به علم و نورش غبطه بخوری و خود را برای رسیدن به مراحل بالای علم و معنویت مهیا کنی و....
در مقابل، از بعضی نگاه ها بر حذر می دارد تا به فکر به دست آوردنش نیفتاده و برای تحصیل چیزی غیر مفید تلاش نکنی چون او تو را با هدفی والا و برای امری عظیم آفریده است و بی دلیل ملائک را برای سجده به آدم مأمور نکرده است، می گوید چشمت به مال و منال مردم نباشد تا حرص و طمع وجودت را نگیرد، به مقام دنیوی و مادی آنان چشم ندوز تا همه همّ و غمت بدست آوردن دنیا و مادیات نشود، از کنار دری که باز است به درون خانه مردم خیره نشو تا چشمت به دنبال مال و ناموس مردم دوخته نشود، از نگاه به نامحرم احتراز کن تا جمال او تو را نفریبد و دین و ایمانت را نشانه نرود، مثل موسی باش که به دختر شعیب گفت: " من از جلو حرکت می کنم و شما از پشت سر بیائید چون برای ما از پشت سر زنان رفتن قبیح است" با این کار امانتداری خود را به شعیب ثابت نمود و از نگاه هرزه خودداری کرده و امنیت روانی خود و جامعه اش را تأمین نمود، امروزه چقدر مواظب نگاه هایمان هستیم؟ به چه اندازه موسائیم؟ چقدر امنیت روانی خود،خانواده و اجتماع را تأمین می کنیم؟
وقتی حضرت علی علیه السلام شنیدند در بازار کوفه مردم طوری راه می روند که شانه های زن و مرد به هم می خورد، زبان به ملامت مردم کوفه گشود و دعوت به غیرتشان کرد، خودمان را چقدر مخاطب فریاد غیرتمندانه مولایمان می دانیم؟! مراوداتمان در کوچه و بازار طوری هست که مورد رضایت امام معصوممان(عج) باشد؟ ارتباطات خانوادگی، نگاه ها و صحبت هایی که بین ماها رایج است مطابق با معیار های شرعی است؟ به نظر شما ریشه بسیاری از نا هنجاری ها نتیجه نگاه های آلوده نیست؟





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 25 اردیبهشت 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

سلام. امیدوارم عزاداریاتون مورد قبول درگاه حضرت حق قرار گرفته باشد.

هر چند ایام فاطمیّه سپری شده ولی به احترام حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها این پست رو می نویسم، امید آنکه بتوانیم قدردان مادرانمان باشیم.

مادر موجودی است که خداوند از عطوفت و مهربانی خویش، سهم ویژه ای رو در وجود او قرار داده است و او باعث دوام و قوام ارتباطات و مایه گرمی و صفای خانه ها و خانواده هاست.
مادر می سوزد تا فرزند از گرمای وجود او بهره گیرد، شمع می شود تا چراغ راهش گردد، بی خوابی می کشد تا میوه دلش آرام گیرد، با خنده های فرزندش خندان و با گریه هایش آتش می گیرد، با نوسان دمای بدن او دمای بدن مادر نیز بالا و پایین می شود و ...

سرآمد همه مادران، دختر پیامبر(ص) است که علاوه بر انجام همه مسئولیت ها، وظیفه مادری خود را آنچنان زیبا انجام داده است که برای همشه تاریخ نمونه و الگوست. او در آخرین لحظات زندگیش نیز به فکر فرزندان و آینده آنان است و به علی علیه السلام وصیت می کند: بعد از او با خواهرزاده اش امامه ازدواج کند چون او زبان کودکان فاطمه را بهتر می داند، بارها برای مظلومیت حسینش که ده ها سال بعد اتفاق خواهد افتاد گریه کرده است، بعد از فوت مادرش خدیجه و در پنج سالگی با دستان کوچک خود غبار غم از سر و روی پدر پاک کرده، در جنگ ها زخم های پیامبر(ص) را او می بست، مهربانی ها و عطوفت بی نظیرش باعث شد تا لقب "ام ابیها" را از پدر به عنوان مدال افتخار به یادگار گیرد.

مقام مادر آنچنان بلند و والاست که امام سجاد علیه السلام هیچوقت با مادر خود در یک ظرف غذا میل نکرد، وقتی علّت را پرسیدند، فرمود: می ترسم لقمه ای را بردارم که قبل از من مادرم قصد میل آن را داشته است!

به یاد مادر سادات، الگو و سرمشق مادرانمان، پاسدار حرمت مادر باشیم و با رضایت او رضایت خدای متعال را کسب نمائیم.


مادر بیا که شامم بی تو سحر ندارد
جز گریه از فراقت، کاری پدر ندارد
با خون سینه تو بنوشته روی دیوار
حاجت به در زدن نیست این خانه در ندارد





طبقه بندی: اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
هفته معلم است و یاد و خاطره استاد شهید آیت الله مطهری(ره) بار دیگر فضای کشور را عطر آگین کرده است، ما هم یادش را گرامی می داریم و از خداوند متعال توفیق ادامه راه آن شهید بزرگ را مسئلت داریم.
یکی از الفاظی که از پرستیژ خاص و پر طمطراقی برخوردار بوده و باعث فخر فروشی و خود برتر بینی خیلیا شده "سواد" است، امروزه هرکس باسواد باشد دارای اعتبار و شخصیت است ولی بی سوادی عاملی برای سرخوردگی افراد جامعه.
معنای سواد سیاهی است و اتفاقا از همین روست که ما سوادمان دچار غرور و تکبرمان می کند چون غرور و تکبر و دیگر رذائل اخلاقی از جهل و تاریکی های وجود انسان نشأت گرفته و او را از مسیر درست منحرف می کند و الا دلیلی ندارد آدمی که معلوماتش بیشتر است منحرف شود!
ولی در مقابل آن چیزی که از رونق افتاده و طالبان آن کم شده اند "علم" است که درست در نقطه مقابل سواد قرار گرفته و برعکس آن، نور و ضیاء می بخشد  و انسان دارای علم عالمی است نورانی که محیط اطراف خود و انسان های همجوار خود را نیز از این نورانیت بهره مند می سازد، این همانی است که اسلام برای طلبش تشویقمان کرده است و نمونه های فراوانی برای تعریف و تمجید بزرگان دین از علم وجود دارد از جمله: [ طلب العلم فریضه...__ اطلبوا العلم و لو بالصین    __ العلم نور... و... ]
علم مفید تاریکی را از وجود انسان می زداید و مایه هدایت دیگران نیز می شود، جهل و نادانی را درمان می کند، غرور و تکبر را زمینگیر می کند و...
پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله وقتی امام علی علیه السلام را برای سفری تبلیغی بدرقه می کرد فرمود: "علی جان اگر خداوند بوسیله تو یک نفر را هدایت بکند برایت از همه آنچیزهایی که آفتاب بر آن ها می تابد بهتر است".
امروز غرب که ادعای پیشرفت دارد و خود را قله معلومات می داند از این علم چقدر بهره برده است؟ آیا علم او همانی است که اسلام برای تحصیلش تشویق و ترغیب کرده است؟ اگر همان علم است پس چرا ثمره آن ظلم و جور و کشتار و ... است؟ این همان سواد نیست که زندگی انسان ها را تباه کرده و روزانه داغ هزاران انسان بی گناه را مهمان دل عزیزانشان می کند ؟!
اینجاست که قدر علم استاد شهید مطهری و امثال او شناخته می شود و ثمرات با برکتش نمایان می گردد، علمی که توانست با تفکر،بیان و قلم رسای استاد، دانشگاه شبه لائیک زمان شاه را به مدرسه معارف تبدیل کرده و از این رهگذر نیروهای فکری آینده انقلاب را تأمین کند.
علمی که نور آن در آثارش هویداست و بعد از گذشت سال ها هنوز هم تازه تازه است و پرسشگران را از زلال معارفش سیراب می کند.
امروز نیاز ما "علم" است و "معلم" که در هر دو دچار کمبودیم.
کاش جای سوادمان علم داشتیم و با آن سیاهی هایمان را می شستیم، کاش بی سواد بودیم...





طبقه بندی: عمومی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

مردهایی‌ که‌ پس‌ از ازدواج‌ از حقوق‌ و اختیاراتی‌ که‌ اسلام‌ به‌ آن‌ها داده‌ سوءاستفاده‌ می‌کنند، با آنان‌ چه‌ باید کرد؟
درست‌ است‌ که‌ مردها از حقوق‌ و اختیاراتی‌ در اداره خانه‌ و خانواده‌ برخوردارند اما معنای‌ مدیریت‌ دیکتاتوری‌ و زورگویی‌ و بداخلاقی‌ نیست‌، بلکه‌ هر مدیری‌ که‌ زورگویی‌کند و به‌ ناحق‌ عمل‌ نماید، مدیریت‌ نکرده‌، زیرا در نهاد مدیریت‌، عمل‌ به‌ حق‌ و صواب‌ و برخورد صحیح‌ و منطقی‌ نهفته‌ است‌.
اگر فرض‌ کنیم‌مدیر کارخانه‌ یا اداره‌ای‌ با خشونت‌ و بدرفتاری‌ برخوردکند، همه‌ از او زده‌ و رنجور می‌شوند و این‌ مدیریت‌ را نمی‌پسندند. از امیرالمؤمنین‌(ع) نقل‌ شده‌:"من‌ استبد برأیه‌ هلک‌؛ هر کس‌ خود محور و مستبد باشد و بخواهد فقط‌ حرف‌ خود را به‌ کرسی‌ بنشاند، هلاک‌ می‌شود و به‌ نتیجه‌ نمی‌رسد."[1]
مدیر عاقل‌ کسی‌ است‌ که‌ نیمی‌ از وجودش‌ تحمل‌ و نیمی‌ چشم‌ پوشی‌ باشد. علی‌(ع) می‌فرماید:"العاقل‌ نصفه‌ تحامل‌ و نصفه‌ تغافل‌".[2]
پیامبر(ص) فرمود:" اعقل‌ الناس‌ أشدهم‌ مداراة‌ للناس‌ و أذلّ الناس‌ من‌ أهان‌ الناس‌؛[3] خردمندترین‌ مردم‌ کسی‌ است‌ که‌ بیش‌ از همه‌ با مردم‌ مدارا نماید و ذلیل‌ترین‌ مردم‌ کسی‌ است‌ که‌ به‌ مردم‌ اهانت‌کند."
البته‌ باید متذکر شویم‌ برخی‌ از افراد که‌ کمالاتی‌ دارند، نواقص‌ و عیوبی‌ نیز دارند. انسان‌های‌ کامل‌ که‌ دارای‌ تمام‌ ویژگی‌های‌ بارز و صفات‌ پسندیده‌ باشند، کم‌تر یافت‌ می‌شود. مرد و زنی که با هم زندگی‌ می‌کنند، اولاً باید یکدیگر را تحمل‌ کنند، گر چه‌ برخی‌ از نقص‌ها را داشته‌ باشند.
با کمبودهای‌ یکدیگر بسازند. اگر زنی‌ تمام‌ کوشش‌ خود را مبذول‌کند تا شوهری‌ پیداکند که‌ از تمامی‌ جهات‌ کامل‌ باشد، نمی‌یابد. اگر مردی‌ تمام‌ همت‌ خود را بر آن‌ دارد که‌ همسری‌ پیدا کند که‌ از تمامی‌ جهات‌ پسندیده‌ باشد، نمی‌یابد. مرد و زن‌ باید نیمی‌ را بر تغافل‌ و نادیده‌ گرفتن‌ بگذارند و نیمی‌ را تحمل‌ کنند. معنای‌ این‌ جملات‌ آن‌ نیست‌ که‌ مرد و زن‌ نباید عیوب‌ خود را برطرف‌ کنند. وظیفة‌ هر کس‌ این‌ است‌ که‌ عیب‌های‌ خود را بیابد و آن‌ها را برطرف‌کند.
ثانیاً اگر عیبی‌ از شوهر مشاهده‌ می‌کند، باید با زبان‌ مناسب‌ به‌ او تذکر دهد و اگر به‌ حرف ‌او توجه‌ نمی‌کند، باید از دیگران‌ مانند مادر شوهر یا پدرشوهر یا خواهران‌ یا برادران‌ او کمک‌ بگیرد. البته‌ باید توجه داشت که‌ گاهی‌ دیگران‌ از عیب‌ او اطلاعی‌ ندارند و اگر همسر جهت اصلاح به دیگران بگوید، ممکن‌ است‌ نتیجة‌ معکوس‌ بگیرد. باید کسانی‌ را واسطه‌ قرار دهند که‌ بازتاب‌ منفی‌ نداشته‌ باشد.
ثالثاً برخی‌ از خانم‌ها می‌توانند با برخوردهای‌ زیبا و جذاب‌ و با پوشش‌ زیبا و آرایش‌ در خانه‌ شوهر را مطیع‌ خود گردانند و او را تحت‌ جذبة‌ خود درآورند.
[1]نهج‌ البلاغه‌ قصار الحکم‌، 161.
[2]غرر الحکم‌، ج‌ 6، ص‌ 31.
[3]بحارالانوار، ج‌ 72، ص‌ 52.


در جهت تکمیل مطالب پست قبلی  این پست رو نیز نوشتیم ولی از پرداختن به مسائل جزئی پرهیز کردیم. چون دوستان در نظرات خود به موارد تکمیلی و احیانا نقص های مطلب اشاره می کنند و جواب کامنت ها می تواند سوالات احتمالی را پاسخگو باشد. لذا نظرات شما دوستان عزیز می تواند چراغ راه خیلی از افرادی باشد که به دنبال پاسخی روشن برای ادامه زندگی سالم و بی دغدغه اند.





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

حضرت فاصمه زهرا سلام الله علیها: بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمند ترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند. کنزالعمال ج 7 ص 225

دوستان عزیز سلام، ایام شهادت بانوی بزرگ اسلام و سرور زنان دو جهان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رو خدمتتون تسلیت عرض می کنم.

امروزه ارتباطات میان اغلب زن و شوهرها با مشکلات و معضلاتی روبرو است که با ذکر نمونه هایی از آن فاصله و تفاوت های زندگی عصر مدرن با زندگی نرمال که 14 قرن پیش (زندگی امام علی علیه السلام و صدیقه طاهره سلام الله علیها) بر پا بوده است را بنمایانیم.
زندگی امروزی:
مرد قبل از ازدواج جهت انتخاب همسر آینده خود مجبور است چندین دختر را تست کند و در این میان مراعات مسائل شرعی هم چندان ملاک نیست، از طرق مختلف جرقه های ارتباط را زده و از شانس خوش او ارتباط با چندین نفر همزمان برقرار می گردد و روزهای ابتدایی آشنایی، با فدایت شوم های عاشقانه(به اصطلاح) مجذوب همدیگر می شوند دختر بیچاره چه آرزوهایی در سر دارد! این پسر دیگر بهترین مرد روی زمین است، مهربان، با محبت، خوش اخلاق... . کار هر روز او تفأل زدن به دیوان حافظ است، چه شعرهای قشنگی!

ادامه مطلب رو حتما بخوانید...


ادامه مطلب


طبقه بندی: دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 28 فروردین 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

حدیث 1 : ابوالقاسم عبدالله بن عامر طائی از امام رضا علیه السلام از پدرانش از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام نقل کرده که مردی از اهل شام سوالاتی از حضرت پرسید که یکی از آنها راجع به گاو بود که چرا چشمش را پایین می اندازد و سرش را به آسمان بلند نمی کند؟
فرمود: به خاطر حیا از خداوند، زیرا وقتی قوم موسی آن گاو را پرستیدند او سرش را به زیر افکند.
[1]

حدیث 2 : جمیل بن انس نقل کرده: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: گاو را گرامی بدارید چون او سرور چهارپایان است و از روزی که آن گاو پرستش شد به جهت حیا از خدای عزّ و جل هرگز چشمش را بلند نکرد.[2]


پی نوشت: اینم باید اضافه کنم که گاو و بعضی از حیوانات هر وقت که صاحبشون رو ببینند می شناسند و ابراز احساسات می کنند، مثلا با نگاه و ایجاد صدا !
کاش ما هم همیشه صاحبمون رو می شناختیم، می بینیم ولی ...

[1] وسائل الشیعه ج 2 باب 245 ص 461
[2] همان. ص463 انتشارات امین الله





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 22 فروردین 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

محمد بن سنان نقل کرده که امام رضا علیه السلام به او نوشت: خدا نافرمانی از پدر و مادر را حرام کرد، زیرا سبب خارج شدن از توفیق اطاعت خداست[در امر او به اطاعت آنها]. و اینکه نافرمانی آنها سبب خارج شدن از بزرگداشت و تعظیم پدر و مادر است و باعث کفران نعمت و نابودی اساس شکرگذاری است.
و همچنین [نافرمانی از والدین] منجر به کاهش نسل و نابودی آن می شود. به خاطر آن که در نافرمانی از والدین، احترامی برای پدر و مادر نمی ماند و حق آنها شناخته نمی شود و رابطه خویش قطع می شود و والدین نسبت به فرزندان بی رغبت شده و تربیت ایشان را رها می کنند زیرا فرزند نیکی به ایشان را ترک کرده است.


منبع: علل الشرایع. ج2. ص 423. باب229.





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 15 فروردین 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

روز اول فروردین ماه در ایران و برخی دیگر از كشورها به عنوان روز «نوروز» شناخته شده است. ایرانیان این روز را از زمان‌های قدیم، روزی مهم در زندگی خود می‌دانستند. نوروز ایرانیان كه در آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود، پیام آور نو شدگی سال و آمدن گرما و مرگ زمستان و رویش دوبارۀ طبیعت، و زمان خروج انسان از عالم خمودگی و پیوستن به طبیعت و شروع به حیات اجتماعی دوباره در جامعه است.[1]
  نوروز، سمبل تحول و تغییر و دگرگونی است. علاوه بر اینكه طبیعت بی‌جان جانی تازه می‌گیرد، ایرانیان نیز با خانه تكانی و پوشیدن لباس نو و ... سعی می‌كنند به استقبال این تحول بروند. بدون شك این تحول به سمت نیكویی و بهتر شدن است و به همین جهت است كه بزرگداشت این روز از اهمیت خاصی برخوردار است.
 
پیشینه نوروز:
  عید نوروز از زمان‌های قدیم یكی از دو عید بزرگ ایرانیان بوده است، عید دیگر شانزدهم مهرماه به نام «مهرگان» بوده است.[2]
امروزه عید مهرگان از اهمیت چندانی برخوردار نیست. نوروز در روزگار «جمشید» چهارمین پادشاه دوره پیشدادی پدید آمد و در پادشاهی او به صورت آئین درآمد.[3]
مسعودی در «التنیه و الاشراف آورده است:
«هرمز در روز نخست ماه فروردین به مظالم (دادگری) نشست. پس آن روز را «نوروز» نام كرد و سنت گشت».[4]
 
    فردوسی در داستان پدید آمدن نوروز نقل می‌كندكه؛ وقتی جمشید از كارهای كشوری بیاسود بر تخت كیانی نشست و همه بزرگان لشكری و كشوری بر گرد تخت او فراهم آمدند ... جمشید آن روز را كه نخستین روز از فروردین و آغاز سال بود، نوروز نامید و جشن گرفت».
        به جمشید گوهر افشاندند              مر آن روز را روز نو خواندند
        چنین روز فرخ از آن روزگار              بمانده از آن خسروان یادگار[5]
 
 
اسلام و نوروز:
  در خصوص نوروز و نكو داشت آن در اسلام، روایات مختلف موجود می­باشد. هر چند بیشتر روایات دلالت بر این دارند كه اسلام آن را به عنوان روزی مهم، مورد تأیید قرار داده است. در روایتی که مُعلّی بن خنیس از امام صادق(ع) روایت كرده، حضرت بزرگداشت این روز را به خاطر وقایعی می‌داند كه در این روز اتفاق افتاده است.[6]
ابن فهد حلی می‌نویسد:
«روز نوروز روزی جلیل القدر است... به این روز عباداتی تعلق دارد كه مطلوب شارع است».[7]
 
  علامه مجلسی پس از نقل روایات فراوانی در خصوص نوروز و اهمیت این روز، در روایتی مخالف با روایات سابق می‌نویسد: امام موسی بن جعفر(ع) خطاب به منصور دوانیقی فرمودند:
«من روایات رسول خدا(ص) را جستجو كرده‌ام اما برای این عید روایتی نیافتم. این روز سنت ایرانیان است كه اسلام آن را محو كرده است و پناه بر خدا كه ما بخواهیم آن را احیا كنیم».[8]
 
  علامه مجلسی سپس می‌نویسد:
«اخبار معلی بن خنیس از جهت سند قوی‌تر از این روایت هستند و بین اصحاب شهرت بیشتری دارند».[9]
 
آداب نوروز:
  در خصوص روز نوروز در روایات مختلف آداب گوناگونی ذكر شده است كه به پاره‌ای از آن‌ها به صورت مختصر اشاره می‌شود:
1-    نماز نافله، یك نماز چهار ركعتی پس از نماز ظهر و عصر روز نوروز[10]
و دعا كردن در سجده این نماز كه موجب بخشش گناهان می‌شود.[11]
2-    غسل كردن و پوشیدن لباس تمیز و استعمال بوی خوش. در روایتی امام صادق(ع) می‌فرماید:
 
«روز نوروز غسل كن و پاكیزه‌ترین لباس‌هایت را بپوش و خود را با بهترین عطرها خوشبو كن».[12]
 
3-    ذكر گفتن خصوصا ذكر «یا ذی الجلال و الإكرام»[13]
4-    روزه گرفتن.[14]
5-    دعا كردن در لحظه سال.
[15]

منابع در ادامه مطلب...



ادامه مطلب


طبقه بندی: عمومی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 25 اسفند 1389 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 6  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6