"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "

دو ماهی که گذشت با اهل بیت علیهم السلام زندگی کردیم و لحظه لحظه های محرم و صفر شور حسینی بر دل ها و مجالس ما حاکم بود و اجتماعات مختلف علاقمندان امام حسین علیه السلام هر روز بیش از قبل کلام نورانی حضرت امام(ره) را تفسیر می کرد " این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است " شور و شعور حسینی باهم شخصیتی انقلابی به وجود می آورد که مهمترین شعار آن هیهات منا الذله است و کسی که این مهم را بتواند درک کند سعادت دنیا و آخرت را نصیب خود خواهد کرد.
با ورود به ماه صفر، شهادت حضرت رقیه، اربعین، شهادت پیامبر مکرم اسلام، امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام شور و شعور به اوج خود رسیده و شیعیان اختتامییه دو ماه عزاداری با سوز خود را با شور و حال خاصی برگزار می کنند.
در بحبوحه این غم ها یکی از سنت های حسنه یعنی "وقف" مور توجه قرار گرفته و هفته ای به نام وقف  در رسانه ها و مجامع با همت سازمان اوقاف و امور خیریه مطرح و مباحثی در رابطه با آن ذکر می گردد ولی انصافا این برای وقف کافی نبوده و نمی تواند حق آن را ادا کند.
موقوفات متعددی که از زمان های گذشته با نیّات خیر واقفین به جای مانده است امروز منشأ کارهای فرهنگی ، آموزشی، عمرانی و... بسیاری شده است که متأسفانه کم مورد توجه مسئولین و رسانه ها واقع شده و در نهایت مظلومیت این سنت حسنه را رقم زده است.
همان پیامبر و اهل بیتی که دوماه برای بزرگداشت آن بزرگواران مجالس متعدد برپا کردیم خود از واقفان و مروجان فرهنگ وقف بودند و با گفتار و عمل خود دیگران را به این مهم ترغیب می کردند.
پس از یکی از جنگ ها غنائم در میان مسلمین تقسیم می شود که قطعه زمینی به امام علی (ع) می رسد و حضرت با حفر چاه در آن زمین، آب آن را برای رهگذران که عمدتا حاجیان و زائران خانه خدا بودند وقف کرده و می فرماید: وقف نه فروختنی است نه بخشیدنی و نه ارث بردنی! و در جای دیگری با وقف خانه ای، از خدا می خواهد که در اثر این وقف او را از آتش جهنم دور نگاه دارد! امام باقر(ع) می فرماید: بهشت بر حضرت علی (ع) واجب بود و او معصوم از هرگونه گناه و بدی بود ولی باز با این حال با وقف اموال از خدا می خواست که او را از آتش جهنم محفوظ بدارد. در حالیکه ماها و بندگان گناهکار نسبت به این عمل و کارکردهای دنیوی و اخروی آن نیازمندتریم.

امروز یکی از آفات وقف عدم اطلاع مسئولین از اثرات مثبت وقف بوده که موجب اجحاف در حق این سنت نبوی می شود و البته عدم ترویج فرهنگ وقف نیز باعث شده عموم مردم اطلاعات کمتری نسبت به وقف داشته باشند.

سوال: عبادت در محلی که زمین آن موقوفه بوده و حق و حقوق آن پرداخت نشده باشد چه حکمی دارد؟
جواب: به فتوای همه مراجع معظم، عبادت در چنین مکانی باطل است.

 





طبقه بندی: اعتقادی،  احکام، 
برچسب ها: وقف، موقوفه، اهل بیت، محرم وصفر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 4 بهمن 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
پست قبلی در مورد اهمیت وقت و زمان مطالبی نوشتیم و این روزها این اهمیت را بیشتر می توان احساس کرد، ذی الحجه به سرعت در حال گذر است و دهه پر از برکات آن رو به پایان است، روزه های دهه با نمازهای معروفش را کسانی میزبان شدند که توفیق و همت بیشتری داشتند.
عرفه در پیش است و دعای پر از سوز و تواضع سالار شهیدان در عصر عرفه عاشقان او را رشته اتصالی به سوی آفریدگار بخشنده است و آنان را به تقرب به سوی حضرت یار امیدوار ساخته و دلها را خدایی می کند. قربان که مظهر به چالش کشیدن نفس توسط انسان پاک و کاملی چون ابراهیم(ع) است یکی دیگر از روزهای پر از تفضلات الهی است که انسان های پاک طینت را به قربانی کردن امیال نفسانی ترغیب می کند. دهه ولایت فرصتی برای مرور تلخ و شیرین های تاریخ برای کسب علم و اندوختن تجربه در راستای ولایت مداری است که نکات مثبت و منفی گذشتگان از نگاه تیز بین ولائیان مخفی نمانده و آنان را در ادامه مسیر ولایت مداری استوارتر و زمینه را برای بازگشت دوباره و باعزت امور به دست ولی امر و حجت الهی مهیا می کند، چونکه زمان حاضر زمان زمینه سازی ظهور و فراهم کردن اسباب تشکیل حکومت مهدوی است که تعصب و جهل مسلمانان فرصت بهرمندی امت اسلامی را از حکومت عدل علوی را سلب و این اتفاق را قرن ها به تأخیر انداخت و همین امر باعث عذاب و ذلت و حقارت امت تا به امروز بوده است ولی به توفیق الهی با بهره گیری از معنویات این ایام و ماه ها و با بصیرت و آگاهی و در پرتو هدایت های الهی بتوانیم ظرفیت های فردی و اجتماعی را گسترش داده و در راستای تحقق این امر بزرگ(زمینه سازی حکومت عدل مهدوی) قدم برداریم. این امر مهم با توجه به بیداری و آگاهی که در کشورهای اسلامی به وجود آمده مسئله ای دست یافتنی است و انشاءالله امت اسلامی در پیمودن این راه پر نور موفق و سرفراز خواهد بود.
درک شرایط و حرکت در این مسیر و اهمیت دادن به مسئله مذکور مصداق بارز جهاد و تکلیف است که دو پست قبل به آن پرداختیم.





طبقه بندی: اعتقادی،  فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 14 آبان 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

هر وقت خواستیم اهمیت وقت و ارزش زمان را به کسی یادآوری کنیم او را به طلا تشبیه کردیم تا بیشتر به اهمیتش پی برده شود!
چقدر بی انصافیم ما! که برای شناساندن قدر و منزلت زمان، او را با طلا که یک عنصر مادی است، مقایسه می کنیم.
در اینکه طلا دارای ارزش و قیمت بالایی است و برای مردمان عزیز است شکی نیست ولی مقایسه زمان با آن، بی حرمتی در حق وقت و زمان است. چون طلا هر چقدر هم که ذی قیمت باشد و هر چند بارها از دست انسان برود، باز به دست آوردنی است، چون او مادی است و در مادیات با تلاش بیشتر می توان عقب ماندگی را جبران کرد ولی در مورد وقت برعکس.
وقت و زمان یک چیز معنوی و دارای ارزشی بسیار فراتر از طلا یا هر چیز دیگر مادی است و از دست دادن آن به معنای سوزاندن فرصت با ارزشی از عمر است که دوباره قابل برگشت نخواهد بود و تلاش در هر زمان متعلق به همان زمان خواهد بود و اگر چه ما در فرصت های بعدی سرعت و دقت مان را افزایش دهیم ولی قطعا این سرعت و دقت جبران فرصت سوزی قبلی را نخواهد کرد و نخواهیم توانست جبران مافات کنیم.
وقت، زمان و فرصت چقدر برای ما حیاتی است؟ و از لحظه لحظه عمرمان استفاده لازم را می بریم؟
حکایت این روزهای ما هم همین است و الان به پشت سرم که می نگرم به همه فرصت های از دست رفته فکر می کنم و حسرت می خورم ، ولی چه سود که آن فضاها و فرصت های استثنائی دیگر باز نخواهند گشت و من باید به جلو بنگرم و سعی ام بر این باشد که فرصت های آینده را هم مثل گذشته تباه نکنم. شما هم دعا کنید تا همیشه و در همه حال، حتی در فکر و خیالمان، فرصت ها را مغتنم بشماریم که عمر بس ناجوانمردانه در حال گذر است...





طبقه بندی: اعتقادی،  عمومی،  دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 6 آبان 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

با سلام میلاد پر نور حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام را تبریک و تهنیت عرض می کنم.
همه ما در مورد تکلیف و جهاد  مطالبی خوانده یا شنیده ایم، و برای هر کدام مفهوم و مصداقی در نظر داریم ولی ممکن است آنچه که در ذهن ماست اشتباه یا با اصل قضیه متفاوت باشد ، توضیح این مطلب ، ما را در شناخت جایگاه تکلیف و جهاد که هر دو برای ما مهم و حیاتی است ، کمک خواهد کرد.
تکلیف چیست؟
هر نوع وظیفه ای را که شرع برای ما معین کرده و ما را موظف به انجام آن کرده، تکلیف نام دارد. ممکن است این وظیفه واجب یا مستحب یا مباح باشد و حتی ممکن است بعضی وقت ها با یک نیت قلبی و تمایل به انجام یا عدم آن خواسته خداوند را ادا کنیم.
مثلا جایی که غیبت کسی را می کنند وظیفه ما تذکر و جلوگیری از آن است، اگر ممکن نیست، ترک مجلس وظیفه است، اگر ترک مجلس هم مصلحت نیست یا امکانش وجود ندارد تنفر قلبی تکلیف ماست.
یک مثال دیگر اینکه: تلاش برای رفاه حال خانواده وظیفه هر پدر و سرپرست خانواده است و اگر پدری دنبال تمایلات نفسانی خود رفته و از خانواده و فرزندان خویش و تربیتشان غافل شود در انجام تکلیفش قصور کرده و مورد مؤاخذه قرار خواهد گرفت، ولی اگر در راه تلاش برای کسب رزق و روزی حلال از دنیا برود ثواب شهید را خواهد داشت.
و ده ها مثال دیگر می توان ذکر کرد.....
جهاد چیست؟
هر نوع تلاشی که برای رسیدن به هدف صورت گیرد جهاد نام دارد که ممکن است صورت های مختلف داشته باشد، مثلا یک زمان ایجاب می کند این جهاد حضور در جبهه و جنگ باشد و گاهی تلاش برای کسب رزق وروزی، گاهی نماز، روزه، تربیت فرزند، تحصیل، ورزش، همسرداری، معاشرت خوب با دیگران و همسایگان، امر به معروف و نهی از منکر، کمک به دیگران و ... جهاد محسوب می شود. بعضی ها به اشتباه، فکر می کنند جهاد یعنی جنگ! در حالی که همچنان که مصادیق آن را ذکر کردم مفهومش گسترده است.
با توضیحات بالا به این نتیجه می رسیم که انجام تکالیف شرعی نوعی جهاد است و جهاد در راه خدا هم تکلیف همه ماست.
وقتی به این باور برسیم ، آیه شریفه " الّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا " حلاوت خاصی خواهد داشت. " کسانی که در راه ما جهاد کنند، آنها را به راه های خودمان ( که منتهی به صراط مستقیم است) هدایت خواهیم کرد. عنکبوت/69
یعنی هر کس به انجام تکالیف الهی کمر همت ببندد خداوند برای هدایت او راه ها را هموار خواهد کرد و در تحقق وعده خداوند شکی نیست.
پس بعضی وقت ها می بینیم که زمینه گناه را از جلوی راه ما برمی دارد یا ما را از مسیر گناه کنار می زند و از خیلی از صحنه های دردسر ساز جدا می سازد یا توفیقاتی که به دست می آید که حتی فکرش را نمی کردیم، بخاطر انجام تکالیفی است که برای انجام آن مجاهدت کردیم.
اگر در انجام وظایف دینی خود جدی باشیم و کوتاهی نکنیم طبق وعده خداوند در مسیر هدایت او قرار خواهیم گرفت.

 





طبقه بندی: فلسفه احکام،  اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 15 مهر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

یکی از عوامل بسیار مهم در آرامش روح و روان، ذکر و یاد خداست که هر چه بندگان با خدای خود ارتباطی نزدیک داشته باشند، آرامش بیشتر و امنیت روانی بهتری احساس می کنند.
قرآن کریم برای این آرامش نسخه های زیادی دارد که یکی از آن ها، این آیه شریفه است:

«أَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ آگاه باشید که با یاد خدا دل ها آرامش می یابد». (رعد:28)

ذکر خدا فقط چرخاندن تسبیح و گفتن الفاظ نیست بلکه ذکر او مفهومی گسترده دارد که عبادات و تکالیف شرعی و انجام بموقع واجبات و ترک محرمات از مصادیق آن هستند و انجام تکالیف یعنی اینکه فرد عامل، همیشه به یاد خداست، او را احساس می کند، خود را در محضرش می بیند، برای رضایت او تلاش می کند، با انجام اعمال مثبت محبتی بین او و خالق شکل می گیرد و اینجاست که آیه شریفه معنی و مفهوم پیدا می کند و اثرات مثبت آن نمود می یابد.
با این اوصاف، تکالیف شرعی، از قبیل نماز، روزه، امر به معروف و نهی از منکر و ... و حتی مستحبات همه از مصادیق ذکر خداست.
بنا به تصریح قران کریم ذکر خدا مایه آرامش است.
در نتیجه باید گفت انجام تکالیف شرعی و پایبندی به اصول و احکام شرع و انجام آن ها و دوری از محرمات مایه آرامش روح و روان است.





طبقه بندی: اعتقادی،  فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 8 مهر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

وقتی راننده ای در اثر کم دقتی یا عدم شناخت کافی نسبت به جاده از مسیر خود دور شده و فرصت پیچیدن به مسیر دلخواه خود را از دست می دهد ناراحت می شود ولی هیچ وقت نا امید نمی شود و این بار با چشمانی باز و حواسی جمع  به دنبال دور برگردان  است تا به مسیر اصلی برگردد، اگر این دوربرگردان های جاده ها نبودند مسیر انتخاب شده(به اشتباه) باید تا آخر پیموده می شد و ناچار باید این راه غلط و تبعات منفی آن را به جان می خریدیم. ولی دور برگردان فرصتی برای بازگشت و جبران است که مجبور نشویم راه غلط را تا پایان برویم.
انسان ها در مسیر زندگی نیز دچار خطا می شوند و از سر جاده خوشبختی و سعادت عبور می کنند(بعضی وقت ها) و بعضی ها خیلی دیر متوجه می شوند و بعضی ها زود ولی مهم این است که نباید نا امید شد و راه بازگشت را مسدود دید بلکه این مسیر هم دوربرگردان هایی دارد و فرصت بازگشت و جبران همیشه مهیاست.
هر روز در جاده گذریم و در حال پیمودن این راه پر پیچ و خم و هر لحظه نیاز به دقت داریم، هر روزممکن است از راه خود دور شویم، هر لحظه  نا امیدی و یأس می تواند بر ما سوار شود، ولی باید به خاطر سپرد که: هر روز و هر لحظه فرصتی برای جبران گذشته است و هیچ وقت برای بازگشت دیر نیست و جاده کمال پر است از دوربرگردان های امیدبخش.
این مطلب را برای این نوشتم که بیان کنم: هر روز ما و اینکه این فرصت الان در اختیار ماست حکمتی است برای جبران گذشته ها و نزدیک شدن به قله کمال.





طبقه بندی: فلسفه احکام،  اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 1 مهر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

آدمیت نشانش بر لباس آدمی نیست
نمی دانست سعدی
نسلی می آید
که حتی در لباس آدمی نیست... ...
(رهگذر)

طبق معمول هر دوشنبه قصد داشتم بعد از ظهر و پس از بازگشت از کلاس وبلاگم رو به روز کنم و کم کاری اوایل شهریور رو جبران.
ولی در راه بازگشت به خونه از همه خیابونای شلوغ گذشتم و به محله خودمون که در ساعات گرم روز خلوت هم بود رسیدم و در آخرین پیچ یهو موتوری از بغل سمت راست با سرعتی حداقل 80 پرید به سینه ماشین! جایی که اصلا نمیشه فکرشو کرد، کاملا خلاف قوانین راهنمایی و رانندگی داشت می اومد!
بعد از برخورد به ماشین پرید جلو ماشین و من از رو موتور رد شدم و در همان لحظه فکر کردم از رو خودشم رد شدم لذا تنها کلمه ای که بر زبانم جاری شد نام زیبای علمدار کربلا بود واستادم ولی با ترس و نگرانی تمام پیاده شدم، با اونکه می دونستم ماشین صدمه زیادی دیده ولی اصلا مهم نبود چون مهم تر از اون اون آدمی بود که رفت زیر ماشین، اومدم بالا سرش دیدم از رو موتورش رد شدم ولی خودش پرت شده اونورتر(خداروشکر) دستشو گرفتم و بهش گفتم بلند نشو چون هنوز بدنت گرمه و تا لحظاتی هیچی نگفتم، بعد دیدم بلند شد و چیزیش نشده بود بهش گفتم برادر با این سرعت و با حرکت غیر مجاز خودتو میندازی جلو ماشین ما، یه کم آرومتر، خدا رحم کرد بعد بهش گفتم اگه یه وقت قصد خودکشی داشتی این ساختمونای بلند جای خوبین چون فقط خودتو می کشی و یکی دیگه رو درگیر نمی کنی.
از جهتی داغون بودم ولی از جهتی خوشحال که چیزیش نشده ولی زمانی که من با افکارم صحنه و اتفاقات رو مرور می کردم یهو موتورو برداشت و فرار کرد و منم انگیزه ای برای تعقیبش نداشتم، شاید منم هنوز گرم بودم و اینکه اون زنده مونده بود راضی کننده بود.
تازه برگشتم و ماشینو نگاه کردم و دیدم داغون شده ولی باز بیخیال سوار شدم و رفتم، اما بعد دقایقی تازه فکرم به کار افتاد که کاش ... ولی دیگه گذشته بود، تازه یادم افتاد که آدم هرچند اشتباه بکنه ولی می تونه یه عذرخواهی بکنه، می تونه مثل مرد بایسته و بگه ببخشید، اگه طرف مقابل قبول کرد که حق انسانیت ادا شده و هر دو طرف ادب به خرج داده اند ولی اگه تندی کرد و قبول نکرد و لجبازی کرد حداقل او  آدمیت خود و وظیفه آدم بودن خودش رو به نحو احسن انجام داده بود! تازه داشتم به این فکر می کردم که برخورد مثبت و دلسوزانه من لازم بوده یا باید طور دیگه ای برخورد می کردم؟
البته از لحاظ قانونی باید پلیس رو خبر می کردیم و صحنه رو دست نمی زدیم ولی تنها عاملی که باعث شد از همون لحظه اول قید هرگونه برخورد(قانونی و غیرقانونی) رو بزنم قیافه خسته و رنجور او بود که یک کارگر ساختمونی بود و در آن لحظه به یاد خانواده او افتادم که برای گذران زندگی چشم به دستان پینه بسته او دارند!
ولی انسان غنی باشد یا فقیر باید رسم و رسوم ادب را بلد باشد.

حال شما بفرمائید آدمی را آدمیت لازم است یا نه؟

 





طبقه بندی: اعتقادی،  عمومی،  دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 25 شهریور 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

با عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزیز، عید سعید فطر رو تبریک عرض می کنم (هر چند دیر) امیدوام طاعات و عبادات همه مؤمنین مورد قبول درگاه حضرت حق قرار گرفته باشد.
مسلما هر چیزی( چه مادی و چه معنوی) نیاز به مراقبت و نگهبانی دارد تا از گزند آفات مصون و محفوظ بماند، پس از یک ماه روزه داری و عبادت، حالا مأمور حفاظت از میراث رمضانیم و باید دستاوردهای ذی قیمت آن را با جان و دل نگه داشته و خود را در برابر هجوم انواع دشمنان این دستاوردها اعم از شیطان و نفس اماره و ... بیمه کنیم.
برای این نگهبانی راهکارها و ابزاری وجود دارد که باید با شناسایی آن ها زمینه را برای حفظ آثار روزه مهیا کنیم، یکی از این راهکارها استفاده از قرآن است که در طول یک ماه رمضان انیس ما بود و هر روز با تلاوت آیات وحی، با کلام خداوند آشنایی بیشتری پیدا می کردیم، قطعا تلاوت، توجه به ترجمه، تفسیر ، شأن نزول و تفکر در آیات آن ما را نورانی و روحانی خواهد کرد و صفای باطن را فزونی خواهد بخشید.
یکی دیگر از راهکارها و ابزار محافظت از آثار روزه توجه و پایبندی به نماز اول وقت و جماعت است که توان ایستادگی در برابر دشمنان این دستاوردها را مضاعف خواهد کرد. ابزار دیگر، دعا و مناجات و حفظ ارتباط با خدای متعال است که مخصوصا بعد از نمازهای واجب موجب نزول برکات الهی و دفع نقمات خواهد بود. و یکی از مهمترین ابزارهای حفظ نورانیت روزه داری توجه به وقت بابرکت سحر است که قبل از اذان صبح هر کس به مقدار توان خود در این موعد ملکوتی سیم ارتباط با عالم ملکوت را وصل و با معبود خود به راز و نیاز می پردازد که با تمرین و ممارست امری میسر و البته شیرین خواهد بود و آنوقت است که مؤمن خود را میراث دار پیامبر رحمت دانسته و با اقتدا به او سحرخیزی و شب زنده داری را پیشه خود ساخته و راه های کمال را به روی خود باز خواهد دید. سحر بزرگترین یادگار رمضان المبارک است، خدایا ما را در حفظ آن یاری فرما.
امیدواریم با کمک خداوند متعال و با دعای خیر هم بتوانیم در مسیر بندگی خداوند متعال قدم برداشته و ثابت قدم باشیم.






طبقه بندی: فلسفه احکام،  اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 14 شهریور 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

اوایل ماه شعبان یه پستی نوشتم با عنوان"خدا دنبال بهانه است" ولی الان خواستم یادآوری کنم که واقعا خدا دنبال بهانه است! میگید چرا؟
چون همه سعیش بر اینه که ماها رشد کنیم و حتی شده یک قدم به او نزدیکتر شده و از دشمنان او دور شویم، برای این کار فرصت های مختلفی ایجاد کرده و فضاهای مناسبی تدارک دیده تا با کمترین تلاش بهترین و بیشترین رشدها را داشته باشیم.
یکی از این فضاها خود ماه مبارک رمضان است، در داخل این ماه با فضیلت، شب های نورانی ، دعاهای بسیار خوب و با مضامین و محتوای معرفت بخش، روزه ای که سپر آتش جهنم است، ذکر و عبادت و حتی خواب روزه دار و...
یکی از مهمترین فرصت ها شب قدر است که در شأن آن یک سوره مستقل نازل شده و اهمیت آن را صراحتا بیان کرده است ولی نکته ای که اصل بحث بنده است اینه که مگه شب قدر یک شب نیست؟؟ پس چرا ما باید سه شب بیدار بمانیم و مشغول اعمال مخصوص شب قدر تا شاید بتوانیم درکش کنیم؟
قطعا یکی از این سه شب ، شب قدر بوده  ولی بیداری و شب زنده داری مؤمنین و مخفی بودن شب قدر در بین سه شب، یک امتیاز از طرف خداوند متعال است تا بندگان او فقط با یک شب بیداری دوباره به حالت اول خود برنگردند بلکه او دوست دارد بندگانش شب های بیشتر و فرصت های وسیع تری را با خدای خود راز و نیاز کرده و از ثواب و کمال بیشتری بهره مند شوند. حال نمی توانیم بگوییم او برای رشد ماها و نزدیک شدنمان به خودش دنبال بهانه است؟ چقدر از این بهانه ها استفاده می کنیم؟ بازم از این فرصت ها به ما خواهد داد؟
ضمن عرض تسلیت ایام شهادت امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام از همه دوستان التماس دعای خیر دارم. شاید نتونم تا آخر ماه مبارک رمضان به روز کنم.

 





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 31 مرداد 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
یکی از برکات رمضان و آثار معنوی روزه، نرم شدن دل و به وجود آمدن حس ترحم و تعاون است، انسان ها (هرچند متکبر) با چشیدن طعم گرسنگی و تشنگی به یاد شکم های همیشه گرسنه و لب های همیشه تشنه می افتند و به سختی و مشقت امورات آنان فکر می کنند و همین باعث ایجاد فضایی برای نشان دادن احساسات می شود و آن وقت روزه تأثیر خودش را گذاشته و فلسفه آن تا حدودی نمایان می شود.
این روزها قحطی در شاخ آفریقا (سومالی) بیداد می کند و توان مقاومت ساکنین آن دیار را روز به روز به نقطه صفر نزدیکتر می کند در حالیکه خیلی ها از شدت شکم سیری رؤیاهای رنگی می بینند و عالمی غیر از عالم خود را حتی تصور هم نمی کنند و اگر روزانه هزار بار هم صحنه های دلخراش مربوط به مردمان فقیر و درمانده سومالی را ببینند تحت تأثیر قرار نمی گیرند!
ولی آنان که با شکمی گرسنه و لبانی محتاج به جرعه ای آب تصاویر کودکان و مادران قحطی زده را تماشا می کنند می توانند بخشی از درد آن ها را لمس کنند و می فهمند که گرسنگی و تشنگی چه نعمت با ارزشی بوده و آنها را با واقعیت آشنا کرده و در فهم احساس حال دیگران توانا می کند.
شاید سیل سال گذشته پاکستان و قحطی امسال سومالی در ماه مبارک رمضان برای سنجش حس مسئولیت ما روزه داران بوده و یا پله ترقیی است برای آن هایی که از رهگذر روزه می خواهند به قله کرامت برسند. هر چی هست بی حکمت نیست و یک ندایی نامحسوس ولی محسوس صدایمان می کند که ای روزه داران برای دیدن فلسفه روزه خود بشتابید و اطراف خود را خوب بنگرید و بدان که تکلیفتان است عمل کنید.
میلاد کریم اهل بیت (ع)، امام حسن مجتبی (ع) را خدمت همه دوستان تهنیت عرض می کنم.

 
 




طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 25 مرداد 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

یک هفته از ماه مبارک رمضان در ایام بسیار گرم تابستان می گذرد، و مؤمنین با سنین و شغل های مختلف و با حال و هوایی معنوی و اشتیاقی فراوان  در حال انجام این فریضه الهی اند.
حتما زمانی که شدت تشنگی براتون غالب شده شما رو به فکر فرو برده و از اینکه خداوند دوست دارد بندگانش با این مشقات روزه بگیرند براتون سوال شده و از طرفی هم بخاطر تعبد و اعتقادی که در برابر خداوند متعال دارید و می دانید که او بدون حکمت امر و نهیی نمی کند به این نتیجه می رسید که پس حتما خیری در کار بوده ولی شاید برای ماها مخفی مانده باشد، ولی عده ای با گذشت ایام  به آثار روزه پی برده و رشد جسمی و روحی را احساس می کنند و در می یابند که این سختی های زودگذر نتایج ماندگاری داشته و برای تربیت آنان مفید بوده است.
هر کس برای خودش برداشت هایی دارد و منم به این نکته رسیده ام که روزه علاوه بر آثار دنیوی و اخروی فراوانی که دارد یک درس هم به ما می دهد و آن هم عبارت است از خودشناسی و کشف توان و استعداد در نهاد خودمان!
خیلی ها قبل از ماه مبارک رمضان از گرفتن روزه در ایام گرم تابستان واهمه داشتند ولی الان می بینند آنقدرها هم سخت نبوده و می توانند تحمل کنند واراده آنها بر سستی و وسوسه نفس غلبه کرده است و از این رهگذر خود را برای کارهای سخت تر آماده می کنند و برای جنگ با وساوس شیطان و نفس قوتی مضاعف می گیرند.
قطعا هر کدام از شما دوستان عزیز روزه دار به نتایج و آثار روزه عملا پی برده اید، در صورت تمایل می توانید این آثار را در کامنت های خود ذکر بفرمائید تا مورد بررسی و تطبیق با روایات وارده در این زمینه قرار گیرد و البته مورد استفاده همه دوستان.
از همه دوستان التماس دعای خیر داریم. 





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 17 مرداد 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

رمضان را همه با نام ماه ضیافت الهی می شناسند و با نزدیک شدنش  حال و هوای روحانی فضای خانه ها و جامعه و دل های مؤمنین را فرا می گیرد، خیلی ها چند روز آخر شعبان را نیز روزه می گیرند تا پاک و آماده به پیشواز رمضان بروند، چه ماه زیبا و دوست داشتنی است این ماه ضیافت! همه خدا را حس می کنند حتی آن هایی که اهل عبادت و بندگی نیستند فضای سنگینی را در اطراف خود تجربه می کنند و از اینکه روزه نمی گیرند و اهل دعا و مناجات نیستند ناراحتند و به حال بندگان مؤمن خداوند غبطه می خورند.
کدامین فضای زیبا و معنوی رمضان را بگویم؟ وقت پر از برکت و نورانیت سحر را که  در خود دنیایی از رمز و راز را جای داده است و می توان گفت پله صعود و راه میانبر کمال است و هر کس به جایی رسیده از برکات سحرگاهان بوده است، زمانی که بیداری در آن و نماز و راز و نیاز برای پیامبر رحمت(ص) واجب بوده و پیروان راستینش به پیروی از آن وجود نازنین سحرگاهان پهلو از زمین کنده و با خدای خود به راز و نیاز می پردازند.
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود

افطار را بگویم که وقتی احساس می کنی ملائک هم گوش به دعای روزه دارانند تا به برکتش نورانیتی بگیرند  و فضای معنوی حاکم بر خانه و خانواده و دعای پدر، تلاش و اخلاص مادر، چهره های راضی و امیدوار و معصومانه کودکان آن را دوست داشتنی تر کرده است.
قران برای چند صباحی هم که شده از مهجوریت در آمده و تلاوت آیات روحبخش آن معنویتی دوچندان ایجاد کرده و دعا ها و نماز و احسان های مخصوص ماه مبارک رمضان زمینه های جلب رحمت الهی را فراهم و شسته شدن گناهان و غضب الهی را مهیا می کند و او برای حضور پرشور و سرور میهمانانش بی تاب تر از خود میهمانان است، چون دوست دارد بندگان با نزدیکی به او خود را پاک کنند و رحمت های او را شامل حال خود گردانند، چه میزبان مهربان و دوست داشتنی!
روزه ابزاری برای اذیت و آزار بندگان نیست، لطفی است از طرف خداوند که با آن فقیر و غنی یکسان طعم گرسنگی را می چشند و غرورهای کاذب و فخر فروشی های جاهلانه رخت بریسته و انسان ها برابری در پیشگاه خداوند را احساس و برتری بر همدیگر را از دریچه ایمان و اخلاص و تقوا می نگرند، با گرسنگی و تشنگی یک روزه به یاد عطش و جوع طولانی روز قیامت افتاده و برای آن روزشان توشه مهیا می کنند و بخاطر همین است که در این ماه شیطان در غل و زنجیر است ، چون انسان ها بیشتر عبرت گرفته و بهتر به فکر دار آخرتند و به راحتی گول شیطان را نمی خورند و روزه سببی برای دوری آنها از گناهان و آلودگی هاست.
اثرات جسمی روزه هم برای همگان روشن است که با این کار دستگاه گوارش که یکسال مدام با جذب و دفع غذا رو به فرسودگی گذاشته یک ماه استراحت کرده و به طول عمر کمک می کند، از طرفی چربی های اضافی بدن ذوب و خطرات زیادی از این طریق دفع می گردد.
 فواید جسمی و روحی یا مادی و معنوی روزه بسیار زیادتر از آن چیز هایی است که ذکر شد و امیدواریم با نیت خالص جزو روزه داران واقعی باشیم. انشاءالله.

بخشی از احکام روزه در صفحات جانبی این وبلاگ گنجانده شده و در صورت سوال دوستان، در زیر کامنت آنها جواب داده خواهد شد. 





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 10 مرداد 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

چرا باید امر به معروف و نهی از منکر کرد؟ مگر هر کس تکلیف خود را نمی داند؟ پس به وظایف خود عمل کرده و آخرتش را آباد کند، من هم به دنبال وظایف خودم هستم  و چه کار دارم که مردم چکار می کنند؟! هر کس باید سرش تو لاک خودش باشد و گناه کسی را به پای دیگری نمی نویسند و یا به قول معروف کسی را در گور دیگری نمی خوابانند!
به نظر شما این درست است؟ و این نوع اندیشیدن و عمل کردن عاقلانه است؟ اسلام تکلیفی در این رابطه معین نکرده است؟
قطعا این طرز تفکر از اساس اشتباه بوده و شانه خالی کردن از وظیفه ای است که خداوند بر عهده همه گذاشته است، آن هم عبارت است از تعاون و همکاری برای  رفع اشکالات و ارتقا و کیفیت بخشی به خوبی ها(امر به معروف و نهی از منکر)  .
اگر انسان ها با رویی خوش و نیتی برخواسته از سر شفقت و مهربانی اشکالات هم را گوشزد و همدیگر را بر انجام خوبی ها تشویق کنند قباحت گناهان به راحتی از بین نرفته و در مقابل انجام نیکی ها دارای ارزش می شود. وقتی اینطور شد پوشیدن هر نوع لباس، زدن هر جور تیپ، بغل کردن سگ و گشت و گذار در خیابان های تهران با گردنی فراز و غروری کاذب، پرداختن به هر گناه اجتماعی بدون هیچ شرمی و ... عادت و فرهنگ نمی شود و عاملین این اعمال افرادی با کلاس و به روز شناخته نمی شوند!
 ارزش دادن به نماز اول وقت، حساس بودن به حلال و حرام، با حیا بودن، مؤدب بودن، کمک به دیگران و... ارزش شناخته شده و توسط بخشی از مردم جامعه ضد ارزش معرفی نمی شود و انجام دهندگان این اعمال مثبت در اجتماع، افراد محترم شناخته می شوند نه عقب مانده.
وقتی امر به معروف و نهی از منکر ترک و مردم نسبت به وضعیت اجتماع خود بی تفاوت می شوند به مرور زمان جای نیک و بد عوض شده و فرهنگ و ضد فرهنگ جای همدیگر را می گیرند در این صورت همه مقصرند و آن اجتماع مستعّد عقوبت و بلای خداوندی است، چرا که خوبان آن برای در امان ماندن از گزند بدان نسبت به ارزش های دینی خود، کوتاهی کرده و خود را در جرم بدان جامعه شریک کرده اند.
برای رهایی از این سرنوشت چه کار باید کرد؟


امام صادق(ع) از امیرالمؤمنین(ع) نقل کرده که فرمود: ای مردم ! خداوند توده و عموم مردم را به واسطه گناه عده ای عذاب نمی کند اگر که آنها در پنهانی و بدون اینکه مردم بفهمند مرتکب گناه شوند اما اگر آن گروه(گناهکاران) آشکارا عمل زشت را انجام دهند و توده مردم بر آنان عیب نگیرند و آنان را سرزنش نکنند هر دو گروه مستحق عقوبت از جانب خدا می شوند.
وسائل الشیعه ج 2 ص 531





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 4 مرداد 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز مخصوصا آنهایی که با نظرات مفیدشون در جواب سوالات پست قبلی به روشن شدن زوایای بحث کمک کردند، مجددا میلاد مسعود حضرت مهدی موعود (عج) رو خدمتتون تبریک و تهنیت عرض می کنم.
در ادامه پست قبلی و جهت پاسخگویی به سوالات مطرح شده ابتدا برخی نظرات رو در معرض دید دوستان قرار میدم و در پایان نیز نظرات و برداشت های خودم رو می نویسم. امیدوارم دوستان با کامنت های خوبشان نواقص بحث رو بر طرف کنند.

y
سلام. میلاد حضرت مهدی موعود (عج) مبارک. امام عصر عج حجت خدا بر روی زمین است و بدون ایشان اتصالی بین زمین و آسمان نیست(این السبب المتصل بین الارض و السماء) یعنی او ولی نعمت است و بواسطه او خداوند به بندگانش رزق و روزی و سلامتی و ... می دهد پس او هر لحظه با ماست و برای ما دعا می کند و قطعا جواب سلام و دعا و توسل ما را هم می دهد ولی برای بعضی ها خصوصا دعا می کند و عنایت دارد(اونم بخاطر عمل خود افراد است) پس عموما همه ما شامل دعا و عنایت حضرتش هستیم ولی خصوصا افراد ناب.
اصلا دوران غیبت یکی از عللش برای آزمودن افراد است شاید این جواب نشنیدن ظاهری برای این باشد که ما آزموده شویم و با وجود این نشنیدن جواب ها دلسرد نشده و همچنان به انتظار بنشینیم.
از طرفی انتظار از این حیث بهترین اعمال معرفی شده که موجب رشد است، انسانی که منتظر است باید خودش را آنطور تربیت کند که شخص مورد انتظار دوست دارد و منتظر باید هر روزش بهتر از دیروز بوده و در راه رشد و تعالی باشد اگر چنین شد می توان گفت روز به روز به امام عصر نزدی تر می شویم و برای ظهور آماده می شویم.

در نتیجه باید گفت:

این دوران دو حیث امتحان و تربیت دارد و باید در هر دو موفق بود.

خداوند توفیق خوب بودن، خوب ماندن و پاک به آقا رسیدن را روزیمان کند.
___________________________
مهدی
سلام
در مورد مطالبی که نوشتین زیاد فکر کردم، راستش این مائیم که کوتاهی می کنیم و به وظایفمون عمل نمی کنیم و گرنه امام زمان هم سلام ما را می شنود، هم جواب می دهد و هم توسلات و دعا و قربانی ما را می پذیرد و جواب می دهد.
حقیقت اینست که ما آنطو که باید با ایشون انس نمی گیریم و این یکی از نشانه های غربت اوست و تا ماها مضطر نشیم و عاجزانه نخواهیمانگار آمادگی ظهورش را نداریم و به نظرم این دعاها و نذر و نیاز برای فرجشش خوب است ولی
" دو صد گفته چون نیم کردار نیست "
باید اهل عمل بود و بس.

از مطلب خوب و فکورانه شما ممنونم.
____________________________
وحید
سلام.
مطلب بسیار خوبی بود به شرط اینکه این سوالات رو جواب بدید و برای مخاطبین روشن شود چی به چیه.

قطعا امام زمان (عج) سلام ما رو می شنود و جواب می دهد ولی مشکل از ماست که جواب را نمی شنویم.
در توسلات و قربانی ها هم همینطور حتما جواب ما را می دهند و عنایت دارند ولی چون ما خودمون رو کامل نساخته ایم نمی توانیم درک کنیم.
البته خیلی جاها برامون محسوس و ملموس هست که جواب گرفتیم.
ولی ای کاش با ترک گناهان می توانستیم آنقدر پاک بشیم و ظرفیت پیدا بکنیم تا صدای آقا رو هم بشنویم.
البته مهم دیدن یا شنیدن چهره و صدای آقا نیست، مهم عمل ماست که باید ا توجه به رضایت ایشون صورت بگیره.
اگه اقا رو ببینیم و جواب سلاممون رو هم بدهند و ما بشنویم ولی اهل عملی نباشیم که رضایت ایشان در آن باشد چه فایده ای دارد؟؟؟!
مثل بیشتر افراد زمان پیامبر(ص) و ائمه (ع).

نتیجه:

مهم اینه که در انجام و ترک کارها رضایت امام عصر (عج) رو در نظر بگیریم و بر همون اساس عمل کنیم. همین کافی خواهد بود.
_____________________________
پریا
سلام دوست گرامی مث همیشه عالی بود.فکر میکنم آقاهمیشه به ما لطف دارن این ماهستیم که الطاف آقارا نمی بینیم.اعیاد برشما مبارک.
_____________________________
دختران باباعطا
سلام علیکم.
امام عصر روحی فداه، همیشه حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار ما هستند. امکان ندارد به ایشان سلام کنیم و جواب نگیریم. اما دنیاطلبی، گناهان کوچک و بزرگ، ظلم و حق کشی، و بسیاری از خطاهای ما، حجابیست میان ما و حضرتش

برای درک ایشان و ایجاد انس و الفت، راهی نیست جز ترک گناه و افزایش حب اهل بیت علیهم السلام در روح و جانمان.
______________________________
فاطمه
سلام و عرض ادب...
خیلی جالب بود.. به نظر من ایجاد اتصال فقط در قلب کلید میخوره و این برقرار کردن ارتباط یا همون اتصال با امام عصر عج خیلی هم سخت نیست. قلب پاک و صاف هم برای ایجاد اتصال لازمه رعایت کردن یک سری موارده.. وقتی همه چیز سلسله وار مثل زنجیر با هم ارتباط صحیح پیدا کند اتصال خودش برقرار میشه چون قلبت صاف شده.. التماس دعا..اللهم عجل لویک الفرج
______________________________
مردانپور
با سلام. دیدن و شنیدن آنچه که همه می بینند ومی شنوندهنر نیست هنر دیدن وشنیدن نادیده ها وناشنیده هایی است که دیگران (نامحرمان)نه می بینندونه می شنوندواین هم شروطی داردکه اصلی ترین آن محرمیت است ومحرم بودن یعنی اهلیت داشتن یعنی مشابهت وهم سنخ بودن ویعنی عاشق بودن که عاشقی شیوه رندان بلاکش باشدوباید طوری زیست که به قول حافظ:
در ضمیر ما نمی گنجد به غیراز دوست کس
هردو عالم را به دشمن ده مارا دوست بس
واگر این شدهم می بینی وهم می شنوی وهم.....................
پاسخ عیسی برادری : سلام. ممنون از بابت حضور و نظر عالمنتون.
تو اول بگو با کیان زیستی
من آنگه بگویم تو کیستی
___________________
ناریان مر ناریان را همدمند
نوریان مر نوریان را جاذبند
__________________
از شعر حافظ هم استفاده میشه که باید غیر دوست را از دل بیرون کرد تا دوست در دل جای گرفته و انس با او سهل گردد.
اگر چنین شود به تدریج حرف زدن با او نجوا و درد دل با او لذت بخش و آرامش میهمان وجودمان خواهد شد.
و این انس رفته رفته به ملکه تبدیل شده و عامل بازدارنده ای در برابر آفات دنیوی خواهد بود. در نتیجه توجه او هم جلب خواهد شد و حضورش احساس.
با این احساس تقرب حاصل خواهد شد و لذت از انس با او فزونی خواهد گرفت و دیگر کسی و چیزی نخواهد توانست مانع حضور او در دل شود و البته از این رهگذر آثار فراوانی در گفتار، رفتار، و زندگی انسان آشکار خواهد شد.
بخاطر همین است که معصوم (ع) می فرماید: با هر که دوست شوی شبیه او می شوی. یا هر کس با دوست خود محشور خواهد شد.
_________________________
هادی تلنگر
سلام. در اذن دخول حرم امام رضا(ع) ( کاش وقتی اذن دخول را ترجمه می کردند اسمش را می گذاشتن اجازه ورود) می خوانیم: خداوندا من معتقدم... که معصومین مقام و رتبه مرا می بینند؛ " یرون مقامی"
وکلام مرا می شنوند؛ " وتسمع کلامی"
و سلام مرا علیک می کنید؛ " و ترد سلامی"
منتها حجابی بر گوش های ما قرار دادی که از شنیدن جواب آنان محرومیم؛ "و انک حجبت عن سمعی کلامهم"
ولی در عوض بابی دیگری را برایمان گشودی "و فتحت بابی"
اگر چه از شنیدن صدایشان محرومم ولی همین قدر که از مناجات با آنها لذت می برم معلوم است که جوابم را (حتی قبل سلام من ) داده اند؛ "و فتحت بابی بلذیذ مناجاتهم"...
***
این از طرف اهل بیت***
*
اما حرف این جاست که زبان حال امام زمان (عج) چیز دیگری است می فرماید:
بارها دیدم تو را کردم سلام تو جواب من ندادی یک کلام*


جمع بندی:
1- ضمن سپاس از نظرات خوب دوستان، نظرات عموما مفید و بعضیاشون قانع کننده بودند.
2- اینکه امام عصر (عج) از نظرها غایبند دلیل بر دوری ایشان از ما و احوالاتمان نیست بلکه ایشان اشراف کامل بر کارها و اموراتمان دارند.
3- جواب حضرت به سلام، دعا و توسلات ما امری بدیهی است چون ایشان حجت خداوند در روی زمین بوده و سبب اتصال و ارتباط بند گان به خداوند متعال می باشند و از آن جهت که جانشین رسول خدا(ص) می باشند، مأمور خداوند برای هدایت بشر بوده و وظیفه تربیت افکار و سوق افراد به سوی کمال را دارند، البته در دوران غیبت بخشی از این کار را شخص حضرت انجام می دهند مثلا در اثر دعای ایشان ماها به بعضی از توفیقات دست می یابیم و از بعضی محرمات دور می شویم بخش دیگری از کارهای ایشان به دست معتمدین و نواب خاصشان در دوران غیبت صغری و توسط نائب عام در دوران غیبت کبری انجام می گیرد( انجام کارهای اجرایی حکومت و زمینه سازی دوران ظهور و رتق و فتق امور مؤمنین و گرفتن وجوهات و خرج آن در امور مورد نیاز)
4- نحوه شناسایی نائب عام حضرت، بر اساس کدی است که خودشان فرمودند: که در حوادثی که برایتان پیش می آید به راویان احادیث ما مراجعه کنید.(منظور علمای عادل و مراجع هستند که در بین ایشان ولی فقیه که زعامت امت اسلامی را بر عهده دارد دارای ارجحیت است و حکم حکومتی او برای سایر مراجع هم تکلیف آور است)
5- حضرت ولی عصر از آن جهت که ولی خدا بر روی زمین هستند به صورت عام همه را دعا می کنند حتی کافران! چون ایشان دلسوز همه هستند و دوست دارند همگان به سوی خداوند هدایت شده و از عذاب و عقاب اخروی در امان باشند که در این میان بعضی افراد به دلیل نداشتن زمینه و ظرفیت از فیض دعای حضرت محروم شده و دعای ایشان در حقشان مستجاب نمی شود. ولی عده ای شامل این دعای عام شده و تعداد دیگری به دلیل اعمال صالحشان به صورت مخصوص مورد عنایت و دعای امام عصر(عج) قرار می گیرند. ایشان در توقیع شریفشان به شیخ مفید(ره) می فرمایند: انّا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم یعنی: ما از مراعات حال شما کوتاهی نکرده و یادتان را فراموش نمی کنیم که اگر چنین بود فیض و رحمت الهی از شما قطع و بلای او شامل حالتان می شد. از این فرمایش هم صحت مطالب فوق را در می یابیم.
6- در مورد اینکه آیا امام ما را دوست دارد یا نه، باید عرض کنم: در روایات هم داریم که هر وقت خواستی بدانی کسی تو را دوست دارد یا نه به دلت مراجعه کن و ببین خودت چقدر او را دوست داری، هر مقدار که تو او را دوست داشته باشی او هم تو را دوست دارد.
اما در مورد امام زمان(ع) مقداری فرق می کند، چون دوست داشتن های ما معمولا جنبه عاطفی و احساسی دارد و البته این دوست داشتن هم خالی از عاطفه نیست ولی باید جنبه اعتقادی و معنوی را هم اضافه کرد چون اینجا ایشان امام است و ما پیرو، و باید دوست داشتن و محبت قلبی خودمان را در عمل به اثبات برسانیم یعنی دوست داشتن منهای عمل صالح و گوش به فرمان امام بودن به معنی سستی و عدم اثبات دوستی است و باعث دوری ما از ایشان می شود.
پس برای ایجاد، دوام و ارتقای این دوستی باید علاوه بر محبت قلبی در عمل هم آنطور باشیم که او از ما انتظار دارد.
نتیجه اینکه: او ما را به مقدار عملمان دوست دارد و ما هم به اندازه کارهای خوبمان به حضرتش نزدیک و به مقدار کارهای بدمان از او دور می شویم.
امام باقر (ع) در این مورد می فرمایند: کاش به همان مقدار که در دلهایتان ما را دوست دارید در عملتان نشان می دادید و پیرو ما بودید.





طبقه بندی: اعتقادی،  عمومی،  دلنوشته،  فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 26 تیر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

در آستانه نیمه شعبان سال روز تولد امام حاضر و ولی نعمتمان قرار گرفته ایم و بیشتر از همیشه دل ها به سویش پر می کشد و کوچه ها و خیابان های شهرمان به دست عاشقانش مخصوصا نوجوانان، تزیین می شود، شور و حال عجیبی در حال حاکم شدن است هر روز چند نفر از کوچه های محل با سینیی در دست جلوت سبز می شوند و ازت برای تزیین کوچه، طلب مساعدت می کنند، مگر می شود از کنارشان بی تفاوت رد بشوی؟
شاید مشغله زیاد اجازه حضور و کمک فیزیکی را ندهد ولی دلت از کار خالصانه و با صفای این کودکان و نوجوانان پر از شور و اشتیاق می شود و با خود می گویی کاش منم می توانستم، ولی اشکالی ندارد چون بر اساس روایت معصوم (ع) اگر از کار کسی خشنود شوی در ثوابش شریک می شوی، این راضی بودن و علاقه به کار خیر هم توفیق می خواهد.
نیمه شعبان با آمدنش نسیم ظهور را سرعت می بخشد و امید به آینده ایده آل را زنده و پویا می کند وقدم ها را برای پیمودن باقیمانده راه غربت و تنهایی(دوران غیبت) توان می بخشد .
خدایا چقدر سلام و صلوات و دعا نثار آن یار سفر کرده(که صد قافله دل همره اوست) میشود؟ حالا آیا او سلام ما را می شنود؟ پس تکلیف جواب سلام چه می شود؟ مگر می شود امام معصوم جواب سلام کسی را ندهد؟ جواب می دهد؟؟ چه جور؟ چرا نمی شنویم؟؟ مشکل گوش های گناهکار ماست که صدای ملکوتی قطب عالم امکان را نمی شنود؟ آخه بعضی ها به نیت سلامتی اش قربانی می کنند، قبول می شود؟ متوسل می شوند، جواب توسلات را می دهد؟
نمی دانم، ذهنم پر از سوال است و در جوابشان مانده ام! چه کسی می تواند ذهن مرا روشن کند؟ من می خواهم با امام عصر خودم رابطه ای نزدیک داشته باشم ولی با این سوالات احساس می کنم نزدیک شدنی در کار نیست؟! اشتباه می کنم؟
کاش می دانستم جواب او در قبال سلام، دعا، قربانی، توسل و... من چیست؟ احساس او در برابر من که قلبم مالامال از محبت اوست چیست؟ او هم دوستم دارد؟ با این گناهانم؟! دعایم می کند؟ و ده ها سوال دیگر.

دوستان عزیز ضمن عرض تبریک پیشاپیش تولد امام عصر عجّل الله تعال فرجه الشریف منتظر جواب های شما عزیزان به سوالات فوق هستیم تا از این طریق به شبهات زیادی پاسخ داده شود و انشاءالله قدمی برای نزدیکی و ایجاد انس با آن وجود مبارک برداشته شود.
در پاسخ نظرات دوستان، مطلب تکمیل خواهد شد و یا شاید با پست بعدی(تکمیلی) حق مطلب ادا خواهد شد. انشاءالله.
                     برای گرفتن پاسخ سوالات لینک های ادامه مطلب رو حتما بخونید.


ادامه مطلب


طبقه بندی: اعتقادی،  عمومی،  دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 20 تیر 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 6  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6