"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "
گروه اجتماعی «خبرگزاری دانشجو»؛ چندی پیش، خانواده یک ناهی از منکر در شهر درجزین استان سمنان مورد آزار و اذیت اوباش قرار گرفتند. دختر کوچک این خانواده که از بیماری سرطان رنج می برد، پس از حمله اراذل و اوباش به خانه آنها که از عوامل توزیع مشروبات الکلی بودند، دلنوشته‌ای را برای رهبر معظم انقلاب نوشته است. «میترا کلاته عربی» برای رهبری این طور نوشت:

بسمه تعالی
سلام رهبر مهربانم

«تو این دنیا حرف دلم رو نمیتونم به کسی بگم بجز خودت؛ می خوام با هات درد دل کنم.
رهبرم! من قلبم درد گرفته و جلوی اشکهامو نمیتونم بگیرم؛ میدونی چرا؟ امروز جلوی درمون دعوای خیلی بدی شد. به شما توهین کردن، به بسیج توهین کردن، به خانوادمون توهین کردن و من که فحش‌های خیلی بدی شنیدم، خیلی ناراحت شدم و حالم بد شد.

بابا هم سرکار بود و محسن هم مغازه بود. مهدی وقتی فهمید دارن به شما توهین میکنن و فحش‌های بدی میدن، خیلی عصبانی شد؛ رفت در زد که بیاین بیرون و بگین چرا این حرف هارو زدین.

فقط تو دلم صداتون کردم و فریاد زدم.

 بعد جلوی درمون شد صحرای کربلا، پنج نفر آدم‌های شرور افتادن سر مهدی فقط میزدنش من فقط داد می‌زدم مهدی، مهدی، تو رو خدا نزنینش... وقتی دیدم دارن چاقو در میارن، میرن سمت مهدی من رفتم جلو که اگر چاقو میزنن به من بخوره نه به مهدی...
راستی می دونستی می خواستن مهدی رو زیر ماشین بگیرن؟
رهبرم پاره تنم! دلم خونه از یه طرف که به ما حمله کردن و داشتن چادر از سرم می گرفتن، اما نذاشتم. میگن امام حسین وقتی میخواست برود به جنگ چون میدونست دیگه بر نمیگرده به خواهرش زینب گفت اگر من شهید شدم برام گریه نکنید که چادر از روی سرتون برود کنار و نامحرم موهایتان را ببیند.

اینها فقط دوست داشتن اشک‌ها و زجری که میکشیم رو ببینند...
یه رازی هم هست که من بهت نگفتم؛ واقعیتش من مریضم یه بار عمل کردم، هنوز تحت نظر دکترم اما شما خودتو نو ناراحت نکنید به امید خدا زود حالم خوب میشه.
تو این دعوایی که شد، مردی به من حمله کرد و دوبار حالم بهم خورد؛ آخه دکتر اصغری گفته نباید عصبانی بشه، براش بده ممکنه تشنج کنم ولی وقتی دیدم آجر به پای مهدی زدن، مهدی با صورت خورد زمین حالم خیلی بد شد. بگذریم... یه چیزی بهتون بگم همه میگن دلم پاکه چون من خیلی خواب امام هارو میبینم که با من صحبت میکنن اما یه شب خواب امام خمینی رو دیدم که به من خاک کربلا رو داد و با من صحبت می‌کرد ولی قول بده که به کسی نگی... دوستت دارم یه دنیا... همیشه تو قلب منی ...»




طبقه بندی: دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 8 تیر 1393 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

      
 امروز نهم خرداد سالروز ارتحال عالم بزرگ و مبلغ بی ادعای احکام نورانی اسلام و شاگرد مورد اعتماد مرحوم آیت الله بروجردی، مرحوم آیت الله خسروی است.
به جرأت می توان گفت بخش عظیمی از فرهنگ دینی مردمان خوب شهرستان تکاب مرهون زحمات و مجاهدت های علمی و معنوی و اعتقادی آن شخصیت والای فرهنگی است.
وقتی با جمله "العلماء ورثه الانبیاء" برخورد می کنیم شاید اولین چیزی که به ذهنمان خطور می کند مقام و منزلت و بزرگی پیامبران الهی و پیامبر عظیم الشأن اسلام است که به تبع آن اکرام و احترام به علما را برای ما مفروض می دارد. حال اینکه هر اکرام و احترامی پیرو یک سری مقدمات است و اصولا مسائل اخلاقی و آداب بدون تحمل زحمات و مشقات از طریق ارث به کسی ارزانی نمی شود. اگر عالمی مورد احترام جامعه و افراد آن قرار می گیرد بخش عظیمی از آن را به خاطر طی طریق نورانی اسلام و نزدیک کردن خود به خوی و خصلت و معنویات پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه هدی علیهم السلام به دست می آورد.
و اگر علما ورثه انبیاء هستند چه بهتر که بهترین های آن بزرگواران را به ارث ببرند نظیر اخلاق، ادب، بیان لیّن، گزیده گویی، عزت نفس، متانت و تواضع، شجاعت در برابر زورگویان وبیان حقایق و ... . مرحوم آیت الله خسروی نمونه بارز یک روحانی اخلاقی و دارای فضائل بالای انسانی و اسلامی بود که چهل سال در کمال زحمت و مشقت به تبلیغ دین مبین اسلام در این دیار مشغول شد در حالی که خودشان به آیت الله بروجردی فرموده بودند: جو تکاب به شدت خوانینی است! و جو خوانینی هم پذیرای انسان های پاک سرشت،  درستکار و اخلاق مدار نبوده است ولی با این حال وظیفه خود را به خوبی انجام داده و در پایان عمر شریفش نیز پایه گذار حوزه علمیه رسول اکرم صلی الله علیه و آله تکاب شد. و امروز شاید کسی صحبت های آن عالم فقید را به یاد نیاورد ولی اخلاق ، ادب و متانب و شجاعتش در برابر خوانین وابسته به رژیم فاسد پهلوی زبانزد عام و خاص است و او چه وارث خوبی برای پیامبران الهی بود که نه با بیان بلکه مصداق بارز" کونوا دعاه النّاس بغیر السنتکم"بود و امروز یاد و نامش توأم با اکرام و احترام و سلام وصلوات است.
درود خدا و ملائکه برآن وجود نورانی که نگارنده سراپا تقصیر و بسیاری از افراد جامعه ما مدیون آن بزرگواریم و از او آموختیم که باید وارث خوبی های پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بود و اگر ایمان، اخلاق، نماز و عبادات ما شبیه انبیاء شود دیگر نیازی به سخنرانی های زیاد و طولانی مدت هم نخواهد بود بلکه عمل متدینین و علما برای یک جامعه کافی است.
امام صادق علیه السلام فرمود:  "کونوا لنا زینا و لاتکونوا لنا شینا" برای ما زینت باشید ، مایه شرمساری مان نباشید.





طبقه بندی: اعتقادی،  دلنوشته، 
برچسب ها: آیت الله خسروی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 9 خرداد 1393 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شدو با لحنی مودبانه گفت:"ببخشید آقا میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟"مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشتو حسابی جا خورده بود،مثل آتشفشان از جا در رفتو میان بازار و جمعیت،یقه ی جوان را گرفت و عصبانی ،طوری که رگ گردنش بیرون زده بود،او را به دیوار کوفت و فریاد زد:"مرتیکه عوضی ،مگه خودت ناموس نداری....خجالت نمیکشی؟"جوان اما ،خیلی آرام،بدون اینکه از رفتار و فحش های مردعصبی شود و واکنشی نشان دهد ،همانطور مودبانه و متین ادامه داد:"خیلی عذر میخوام ،فکر نمیکردم این همه عصبانی و غیرتی بشین،دیدم به خاطر وضع خانومتون دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت میبرن ،من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم....حالا هم یقمو ول کنین،از خیرش گذشتم!"مرد خشکش زد.... همانطور که یقه ی جوان را گرفته بود ،آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد.

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:"مردی که در برابر دیدگانش و با رضایت و با اجازه ی او زنش آرایش کند و از خانه بیرون رود به صورتی که در معرض دید همگان قرار گیرد دیوث است،هرکه آن مرد را دیوث بنامد گناهی نکرده.زنی که بدین صورت بیرون رود و همسرش راضی باشد،به هر قدمی که آن زن برمیداردخانه ای از آتش برای شوهرش بنا میشود،بال و پر زنان خود را در این زمینه بچینید.نگذارید در این امور پر بگیرند که بی بال و پر بودنشان در این مسائل موجب خشنودی و سرور برای شما و کل خانواده است"1
__________________________
به نقل از سایت گروه اینترنتی رهروان ولایت
1(بحارالانوار ج 103، ص 249)






طبقه بندی: اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 18 فروردین 1393 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
سلام. دوستان عزیز از اینکه کم می نویسم عذرخواهی می کنم چون مشغله اجازه فکر کردن و نوشتن نمی دهد و از اینکه با کامنت ها و ایمیل هایتان درخواست مطلب می کنید تشکر می کنم. حقیر برای نوشتن مطلب از خودم چیزی ندارم و آنچه در این وبلاگ نوشته می شود برگرفته از معارف نورانی اهل بیت علیهم السلام است و دوستان خوبم با یادآوری نوشتن پست جدید، بنده را کمک می کنند تا مطالعه بیشتری بکنم. از لطفتون ممنونم.

“ما مِن شَیءٍ أثقَل فی میزان العبدِ یَوم القیامة مِن حُسنِ الخُلُقِ" پیامبر اکرم(ص) در روز قیامت چیزی سنگین تر از خوش اخلاقی در ترازوی اعمال بنده نیست."منبع: ابوداوود، حدیث ۴۷۹۹  و   ترمذی، حدیث ۲۰۰۳

مطلبی زیبا درباره ی "نقش اخلاق در سعادت بشر" از استاد شهید مطهری:

كسانی كه به بشریت خدمت كرده اند آنها هستند كه یك چیز خوب به بشر داده اند. یكی مَركب خوب در اختیار بشر گذاشته و یكی وسیله روشنایی خوب و یكی اسلحه خوب و یكی عمارت و ساختمان خوب و یكی راه خوب و بالاخره هر كسی كه به بشر خدمت كرده از این راه بوده كه یك وسیله خوب در اختیار بشر گذاشته، به استثناء سلسله انبیاء و معلمان و مربیان الهی كه هدفشان این بوده كه انسانهای خوب بسازند، و آنچه از اخلاق فاضله امروز دیده می شود مدیون زحمات معلمان و مربیان الهی است.
هر وسیله خوب آنگاه به حال بشر مفید است كه خود بشر خوب باشد یعنی اخلاق عالی انسانی داشته باشد، و اگر روح و جان بشر خوب نشد همه وسایل خوب در راه تخریب و بدبختی بشریت به كار برده می شود. دانش و كار كه دو شرط اساسی سعادت بشر می باشند هنگامی كافی خواهند بود كه مقرون به صفات خوب اخلاقی بوده باشد و اگر نه مانند سلاح برّنده و كاری است كه در دست دیوانه ای بیفتد.منبع: مجموعه آثار شهید مطهری ج 22 ص 434

هیچ     اهلیت       به از     خُلق     نکو ___ من   ندیدیم     درجهان    جست  و  جو "مولانا"


مطلبی اخلاقی و زیبا از استاد حسین انصاریان درباره ی خوش اخلاقی:

 سنگین ترین چیزی که در قیامت در ترازو گذاشته می شود.
رسول الله (ص) می فرماید: “ما مِن شَیءٍ أثقَل فی میزان العبدِ یَوم القیامة مِن حُسنِ الخُلُقِ”
در روز قیامت چیزی سنگین تر از خوش اخلاقی در ترازوی اعمال بنده نیست.

برادر گرامیم! خیلی ساده از کنار این حدیث رد نشو. از خودت بپرس: پس نماز شب کجاست؟ روزه در روز بسیار گرم کجاست؟ سرپرستی یتیم کجاست؟ و ....
ولی رسول الله (ص) می فرماید:  سنگین ترین چیزی که در ترازوی اعمال گذاشته می شود، خوش اخلاقی است.
آیا باور می کنی!؟ بله، چون رسول الله صلّی الله علیه وسلّم می گوید!




طبقه بندی: اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
برای همه اتفاق می افتد که از شنیدن چیزی خشنود یا ناراحت شود یا در خلوت خود به مسائلی فکر کند که حتی فکرشم ناراحتش می کند یا برعکس.
یکی از مسائلی که همه عقلا رو آزار میده و منزجر می کنه جهالت اعرابی است که به انواع و اقسام آن مبتلا بودند و یکی از زشت ترین هایش زنده به گور کردن دختران بی گناه بود که قربانی هوس و عقل ناقص و جهل پدرانشان بودند.
تا هر زمان که انسان زندگی کند و دنیا ادامه داشته باشد و سطور کتب تاریخ این واقعه تلخ را در حافظه خود نگاه دارد و آیندگان را نیز از آن باخبر کند انزجار و تنفر از این جهالت نیز خواهد بود و کسی نخواهد توانست توجیه یا تأویل کند.
حال پس از گذشت ده ها قرن از آن دوران انسان به پیشرفت های خود می نازد و از فراگیر شدن علم و تمدن و اخلاق در جوامع بشری لذت می برد و گسترش تکنولوژی و علوم ارتباطی و ابزار آن را محصول فکر و عقل و علم خود دانسته و قله های علوم مختلف را در تصرف خود می بیند و هر روز بهتر و بیشتر از قبل مجهز به امکانات مختلف مادی می شود که مایه مباهات بشر است.
حال سوال این است: آیا با گذشت قرن ها از آن جهالت های وحشتناک و ظالمانه و تجربه اندوزی های بشر از گذشته، امروز جهل و نادانی از میان انسان ها رخت بر بسته و علم و اخلاق و خوبی ها جای آن را گرفته یا قالب و شکل جهل عوض شده و به نحوی دیگر میدان داری می کند؟
در جواب باید گفت بدون هیچ تعصب و اغماضی از لحاظ علوم و فنون مختلف و مسلح شدن انسان به فناوری های نوین و امکانات مادی بشر طریق خوبی را طی کرده هر چند در گیر و دار صنعتی شدن جوامع و رشد علم و اقتصاد فاصله طبقاتی به طرز محسوسی ایجاد و فقر رواج یافته است و فاصله میان غنی و فقیر فاصله ای مد دار است ولی می توان اینطور توجیه کرد که در وقت لزوم ثروت و امکانات طبقه غنی به کمک فقرا هم خواهد آمد...
ولی جهالت در قالبی دیگر و از نوع مرکب خود به بشر غالب شده و او را در مسیر تباهی قرار می دهد! امروز سردمداران زر و زور با تکیه بر پیشرفت های مادی خود، جوامع را نوکر خود قلمداد و بر خلاف شعار های به ظاهر مردم سالارانه خود آنچنان با زور تسلیحاتی دیگران را مرعوب می کنند که روی اعراب جاهلی را که غرق در جهل بسیط بودند سفید کرده اند.
عرب آن روز ، نمی دانست و نمی فهمید زنده به گور کردن دختران معصوم گناهی است بس بزرگ و زنده ماندن آنان باعث بی اعتبار شدنشان نیست و از این رو دست به آن اقدام ناجوانمردانه می زد ولی قدرتمندان امروزی دقیقا اطلاع دارند که چه کسانی مسلح به سلاح شیمیایی اند یا از آن بر علیه دیگران استفاده کرده اند و یا حتی خودشان عامل آن هستند ولی به زور می خواهند به دنیا القاء کنند که بر عکس آن اتفاق افتاده است و برای به کرسی نشاندن حرفشان و رسیدن به اهدافشان از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند و این یعنی جهالت مدرن!!!
جهالت مدرن همان جهل مرکب است که در قالب امروزی عرضه می شود و بسیار خطرناک تر و ظالمانه تر از جهالت اعراب است که از دنیای غرب که داعیه حقوق بشر را دارد بر سایر جوامع سایه افکنده است.
حال تاریخ در مورد این جهالت چه خواهد نوشت و چگونه در مورد آن قضاوت خواهد کرد؟
نظر شما چیست؟





طبقه بندی: اعتقادی،  سیاسی،  دلنوشته، 
برچسب ها: جهالت مدرن،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 29 شهریور 1392 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
امروز 13 مرداد مراسم تحلیف رئیس جمهور یازدهم، حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی برگزار شد نکات جالب توجه زیادی را می شد از متن مراسم تحلیف بیرون کشید، از غیبت رئیس جمهور سابق گرفته تا حضور آقای هاشمی رفسنجانی، از نظم و امنیت مثال زدنی ای که همه دنیا را متوجه کلاس بالای ایران اسلامی در برگزاری مراسم ملی و سیاسی خود کرد.
بیش از همه نکات مثبت و جالب توجه صحبت های آقای روحانی و مواضعش در اولین صحبت رسمی پس از تحلیف بود که دنیا منتظر آن بود. صحبت های ایشان در حوزه داخل و اداره کشور چیزهایی بود که همه می دانستند و بارها از زبان ایشان شنیده بودیم ولی مواضع خارجی و بین المللی رئیس جمهور در نهایت صلابت و اقتدار و همراه با غرور ایرانی، همه را به تحسین واداشت. دوستان و دشمنان جمهوری اسلامی را متوجه این نکته کرد که مسیری را که ایران اسلامی برای رسیدن به قله های علم، عزت، توسعه و پیشرفت و ... در پیش گرفته با جابجا شدن مدیران دستخوش انفعال نشده بلکه جدی تر از قبل ادامه خواهد یافت.
بیان بسیار شیوا و خالی از زوائد حجت الاسلام روحانی از نکات مثبت دیگری است که باعث غرور هر ایرانی و جامعه حوزوی است که شخصیتی روحانی با دارا بودن امتیاز کامل سخنوری در مجامع بین المللی مواضع انقلابی ایرانیان را به گوش جهانیان خواهد رساند.
تنها نکته ای که احتمال دارد بتواند توان پیشرفت کشور را به تحلیل ببرد، اختلافات سیاسی و پرداختن به مسائل غیر ضروری و ایجاد حاشیه است که امیدوارم همه نظریه پردازان و جناح های مختلف سیاسی با انواع نگرش ها و تفکرات و سلیقه ها، منافع ملی و نظام را به منافع حزبی و گروهی و شخصی ترجیح داده و دولت را در پیشبرد اهداف والای نظام مقدس جمهوری اسلامی یاری رسانند.
ما از اختلافات هیچوقت خیری ندیدیم و از اتحاد و یکدلی هیچ زمانی ضربه نخوردیم.





طبقه بندی: سیاسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 13 مرداد 1392 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
با سلام به همه دوستان و مخاطبان وبلاگ فلسفه احکام و مسائل شرعی و با پوزش از خدمت شما عزیزان که بدون ملاحظه جغرافیای زندگی و فقط بخاطر اشتراک در دین و مذهب و به حکم یافتن پاسخ سوالات دینی و مذهبی تان به وبلاگ بنده مراجعه و سوالات عمومی و خصوصی خود را مطرح و جواب می گیرید، بنده نیز باید بدون پرداختن به مسائل دیگر در زمینه ای که مخاطبانم انتظار دارند مطلب بنویسم ولی بخاطر زندگی در شهر خودم و تناسب مسئولتی که دارم بعضی وقت ها به نفع مسئله ای بومی دست به قلم می شوم که امیدوارم خاطر مبارکتان را نیازارد.
موقوفه سلیمان خان افشار موقوفه ای بزرگ است که 4 دانگ شهر تکاب و 6 دانگ چندین روستا از جمله یولقون آغاج، سبیل، دلدلبلاغی و کوسه پیری را شامل می شود. مرحوم سلیمان خان افشار در سال 1277 قمری املاک خود را وقف عام نموده و نیت هایی را مشخص کرده است که هر شخص حقیقی یا حقوقی موظف به عمل به نیات واقف است.
نیت های مرحوم واقف عبارتند از: 1- تعمیر و مرمت حسینیه(مسجد) یولقون آغاج 2- اطعام عزاداران امام حسین علیه السلام در ایام دهه محرم در حسینه مذکور 3- چاپ و نشر کتب اهل بیت علیهم السلام
تولیت موقوفه با فرزندان ذکور واقف بوده که به دلیل اینکه ایشان شرط کرده علاوه بر ذکور بودن باید بر عقیده شیخیه هم استوار باشند لذا به دلیل ضاله بودن فرقه شیخیه، تولیت موقوفه بر عهده حاکم شرع که در زمان حاضر ولی فقیه مصداق آن می باشد، بوده و اداره اوقاف به عنوان بازوی کمکی و رئیس سازمان اوقاف به عنوان نماینده ولی فقیه از طرف ایشان مأذون بوده و علاوه بر اجرای نیات واقف می تواند با تصرف در مازاد بر نیات واقف آن را در حوزه هایی که صلاح باشد مصرف کند.
بعضی از دوستان بدون سوال از این اداره و مسئول آن که قطعا اطلاعات دقیق و وسیعتری در این زمینه دارند در فضای مجازی و وبلاگ خود اقدام به شبهه افکنی کرده و ذهن دیگران را نیز مشوش می کنند که البته سوال کردن خوب بوده و ما از کسانی که با انگیزه درست و با نیت شفاف شدن موضوع سوال می کنند سپاسگزار خواهیم بود ولی متأسفانه استفاده ابزاری و سوءاستفاده از اطلاعات کم عوام و بدبین کردن دیگران به مقوله عظیم وقف که سنت حسنه پیامبر اکرم (ص) می باشد امری مذموم و نادرست است. هرچند ما از نیت و انگیزه دوستانی که سوالات و شبهات را ایجاد می کنند خبر نداریم ولی می دانیم که اگر قصد به دست آوردن اطلاعات صحیح بود حداقل یک بار هم که شده با بنده یا دیگر کارشناسان اداره رو در رو صحبت می کردند و اگر جواب قانع کننده ای دریافت نکردند حق داشتند این بدبینی را رواج دهند!
توضیحاتی را که می خواهم ارائه کنم در بردارنده جواب همه سوالاتی است که مطرح شده است.
1- قطعا اداره اوقاف با نظارت و مدیریت نماینده محترم ولی فقیه در گام اول به دنبال اجرای نیات واقف بوده و این را وظیفه شرعی و قانونی خود می داند و خدای نکرده هرگونه تخلف از آن علاوه برعقوبت اخروی با برخورد مسئولان سازمان مواجه خواهد شد.
اجاره بهای دریافتی از مستأجرین با توجه به کاربری هایی که در اختیار دارند و با نظر کارشناس دادگستری تعیین می شود. (کارشناس دادگستری کسی است که مدرک کارشناسی مورد تأیید دادگستری را دارا بوده و کارمند اداره اوقاف نیست) کاربری زراعی، مسکونی و تجاری هر کدام به تناسب درآمد آن قیمت گذاری می شود. ارزش اجاره در منطقه های مختلف و با ارزش ملک در هر منطقه محاسبه می شود و میزان آن فقط بر اساس نظر کارشناس مشخص می شود.
2- دریافت حق پذیره (پذیره تفکیک طبقاتی، انتقال، اولیه و...) بر اساس قوانینی است که در مجلس شورای اسلامی یا هیئت وزیران تصویب و و به سازمان اوقاف ابلاغ شده است که البته در شهر تکاب تخفیف هایی هم اعمال می شود. قوانین مربوطه در کتابی به نام قانون اوقاف گردآوری شده است.
3- دریافت اجاره بدون حساب و کتاب نبوده بلکه با نظر کارشناس دادگستری و با در نظر گرفتن ارزش اجاره عرصه و اعیان ملک می باشد که قطعا رضایت واقف از نحوه وصول حق و حقوق موقوفه باید مد نظر باشد که خدای نکرده اجحافی در حق موقوفه و واقف صورت نگیرد.
4- علاوه بر اجرای نیات واقف که مدارک و مستندات آن موجود و در صورت مراجعه افراد قابل ارائه است، با مجوز نماینده محترم ولی فقیه و رئیس سازمان اوقاف، کارهای خداپسندانه و خیریه دیگری از محل موقوفه سلیمان خان افشار انجام گرفته که بیان عمومی و جار انداختن آن به صلاح نیست و در صورت مراجعه کسانی که دوست دارند اطلاعات کافی در این زمینه داشته باشند با اسناد و مدارک ارائه می شود.
بازسازی مسجد یولقون آغاج از محل این موقوفه یک نمونه از کارهای عام المنفعه ای است که جزو نیات واقف هم به حساب می آید.
راه اندازی 3 مرکز حفظ قرآن کریم با مجوز نماینده محترم ولی فقیه از محل موقوفه از جمله کارهای درخشان اداره اوقاف و امور خیریه تکاب می باشد که تا به حال 653 نفر عضو دارد که 300 نفر از ثبت نام کنندگان از 10 ماه قبل در کلاس ها شرکت و موفق به حفظ 4 جزء از قرآن کریم شده اند که با عنایت خداوند متعال در چند سال آینده تکاب مملو از حافظان و حاملان قرآنی خواهد بود که به برکت وقف سلیمان خان افشار اتفاق افتاده است.
هم اکنون 10 مربی خواهر و برادر مشغول تربیت حافظان قرآنند که از همه قرآن دوستان و علاقمندان و معلمان و اساتید قرآن دعوت می نمائیم جهت کمک به ترویج فرهنگ غنی قرآن و اهل بیت علیهم السلام دست ما را بگیرند.
در پایان یادآور می شوم که روستا های حسن آباد و انگورد و نبی کندی وقف اولاد سید کاظم رشتی بوده و توسط نوادگان ایشان اداره می شود و ربطی به اداره اوقاف ندارد و البته نوادگان سید کاظم رشتی شیعه اثنی عشری بوده و از فرقه شیخیه نمی باشند.
خدایا به ما توفیق ده تا در عمل به وظیفه شرعی و قانونی خود سربلند بوده و امانت دار خوبی باشیم.







طبقه بندی: اعتقادی،  عمومی،  دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 9 مرداد 1392 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه عزیزان روزه دار، احکام روزه در صفحات جانبی این وبلاگ قابل مشاهده است.
ما رو هم از دعاهای خیرتون فراموش نفرمایید.




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 19 تیر 1392 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
شورای اسلامی شهر اتاق فکر مدیریت شهر است، محل رایزنی و مشورت و در نتیجه رسیدن به بهترین تصمیمات برای عمران و آبادنی شهر و ساختن محیطی پر از صفا و زیبایی برای شهروندان، انتخاب بهترین،متخصص ترین، مدیر و مدبرترین فرد برای شهرداری و سپردن سکان اداره شهر به کسی که شخصیت و گفتار و رفتار و حرکات و سکناتش بیانگر فرهنگ شهر است.
تکاب شهر با قدمتی است که مردمان آن انسان هایی متدین، فرهنگی، اهل ادب و هنر شناخته می شوند و همواره از آنان بخاطر روحیه مدارا و صبوری و گذشت شان تمجید شده است. اهالی فهیم و با فرهنگ تکاب لایق بهترین ها هستند و مسئولین و سکانداران مدیریت شهر نیز باید در حد و اندازه های فرهنگ و ادب آنان باشند.
یکی از عرصه هایی که می تواند آئینه تمام خوبی های مردم شهر به حساب بیاید، شورای شهری است که منتخبین آن کسانی هستند که با رأی مردم و انتخاب آنان بر سر کار آمده و می تواند بیانگر روحیات و سلایق و فرهنگ ما باشد. شورای شهری که باید اعضای آن افراد سرشناس و امتحان پس داده ای باشند که این عرصه برای آنان محلی برای آزمون و خطا و تجربه آموزی نباشد یا خدای نکرده افرادی نباشند که افسارشان به دست دیگران است و از خود اختیاری برای فکر و نظر  نداشته باشند.
علاوه بر مطالبی که بیان شد حفظ استقلال شورای شهر و ذوب نشدن در این و آن و باج ندادن به کسانی که به دنبال سوء استفاده از از این نهادند و پتانسیل عظیمی که شورا دارد سودجویان را به طمع انداخته و خدای نکرده با لغزش اعضای آن اتفاقات نامیمونی برای شهر رقم می زند، دوره های گذشته تجربه ای است که نتایج انتخابات و رأی شهروندان آن را رقم زده است و می توان نقاط مثبت گذشته را تقویت و نقاط ضعف را برای همیشه ریشه کن کرد، یکی از مسائل دردناکی که همگان را ناخرسند می سازد مفاسدی است که امروز همه از آن خبر دارند و بر احدی پوشیده نیست. اگر شورای شهر ما شورای مصلحتی نباشد و گوش به حرف این و آن ندهد و از بعضی از مسئولینی که مصالح فردی را بر مصالح شهر و اجتماع ترجیح می دهند حرف شنوی نداشته باشد و با مردم صادقانه رفتار کرده و گزارشات را به سمع و نظر انتخاب کنندگان برساند موج مردمی و پشتوانه قوی رأی دهندگان فرصت هرگونه نفوذ را از طمعکاران(هرچند اگر از مسئولین باشند) خواهد گرفت.
قصدم از نگارش این تلنگر خدای نکرده متهم کردن کسی نیست بلکه تذکری برای مردم شریف و نجیب تکاب است که در انتخاب های خود دقت کرده و افرادی را به شورای شهر بفرستند که سابقه اعتقادی ، اجتماعی و سیاسی اش آنقدر روشن باشد که بتوان امیدوار بود که برای احقاق حق شهروندان با هیچ کس معامله نخواهد کرد ، هضم در هیچ جریانی نخواهد شد، به کسی باج نخواهد داد و از احدی ترس به خود راه نخواهد داد.
افرادی که کاندیدای شورای شهر شده اند باید بدانند در صورت انتخاب شدن، مسئولیت سنگینی  بر عهده آنان گذاشته شده است که به راحتی نمی توان در برابر مردم و خداوند متعال پاسخگو بود. وقت ثبت نام، افراد متعدد با انگیزه های مختلف ثبت نام می کنند ولی کیست که نداند اغلب کاندیداها بدون مطالعه و اطلاع دقیق از وظایف سنگین شورای شهر پای به این عرصه می گذارند و صرفا برای بخت آزمایی و ... خودی نشان می دهند در حالی که باید مسئولانه نگریست و افراد و شخصیت های ثبت نام شده را دید و با کمی تأمل می توان فهمید حد و اندازه های ما چیست و این ردا برایمان گشاد است یا خیر؟!
ضمن احترام به همه کاندیداهای محترم و بدون هیچ پیش داوری در مورد اشخاص، دوستانه توصیه می کنم که اگر می بینند افرادی بهتر و با قدرت و قوت بیشتری نسبت به آنان در جمع کاندیداها وجود دارند خود را کنار بکشند تا افراد قوی تر و با تجربه تری وارد این عرصه حساس بشوند.
امیدواریم افرادی انتخاب شوند که مایه سرافرازی شهر و شهروند تکابی بوده و موجب پیشرفت در حوزه عمران و آبادانی شهر عزیزمان باشند.




طبقه بندی: عمومی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
خیلی ها از مشکلات تکاب نوشته اند و دغدغه های زیادی وجود داشته و دارد. همه تکابی ها خود را دلسوز تکاب می دانند و همینطور هم هست ولی هر دلسوزی نمی تواند علل عقب ماندگی تکاب و مشکلات آن را درست تشخیص دهدیا اگر هم بتواند باید روش بیان و طرح مشکلات و ارائه راهکارهای مناسب برای برون رفت از مشکلات را ارائه کند.
اگر قرار بر اشکال گرفتن و مچ گیری و انتقاد بی قید و بند باشد، همه دنیا و مافیها را می توان زیر سؤال برد و دیگر هیچ کسی نمی تواند مصون از تاخت و تاز منتقدان غیر منصف و به دور از منطق باشد(حساب منتقدان منصف و دلسوز جداست).
تکاب قبل از آن که قربانی بی مهری مسئولین(مخصوصا مسئولین استانی) باشد، قربانی روحیه به ظاهر آرام  ولی به شدت محافظه کار ما تکابی هاست!!!
ما آنجا که باید محافظه کار و کم حرف باشیم لب به سخن گشوده و در مورد هر کس و هر چیزی اظهارنظر کرده و مسائل خصوصی دیگران را هم مو به مو شکافته و مورد مداقه قرار می دهیم و آنجا که نوبت بیان درد دل ها و حقائق است چشم به دهان افراد انگشت شمار این شهر دوخته و با بیان برخی مشکلات به نشانه رضایت سر تکان می دهیم ولی برای یاری و پشتیبانی بی رمقیم!!!
حاصل این روحیه ما برسر کار آمدن افرادی است که همه پشت سر آنان به تفصیل سخن می گویند و فعالیت هایشان را زیر سؤال می برند که بیشتر موارد به حق هم هست ولی دیگر فایده ای ندارد چون خود آنان هم می دانند ما به جدّ و در عمل یقه شان را نخواهیم گرفت و این ها حرف هایی است برای سرگرم شدن و بعضا راهی است برای عقده گشایی معاندین که از این خصیصه بد ما سوءاستفاده کرده و نقائص را متوجه نظام می کنند.
اگر تبریز و اصفهان شهرهای پیشرفته و با امکاناتی هستند اول از همه بخاطر روحیه مردمان آن است که ریشه در فرهنگ شان دارد و شاید ده ها سال کار فرهنگی کرده اند تا این روحیات مثبت در آن ها شکل گرفته و امروز کسی نمی تواند به راحتی حقشان را پایمال کند و مسئولین پروازی بر آن ها بگمارد! چون انتقاد حق مردم است و باعث اصلاح امور می شود و کاستی ها جبران و نقطه قوت ها تقویت می شود.
بنده به عنوان کسی که در عرصه فرهنگ و مذهب فعالیت می کنم مشکل اصلی و اساسی شهر و روحیه همشهریانم را فرهنگی می دانم. تکاب با آنکه دارای مردمانی متدین و انقلابی و محبّ اهل بیت(ع) است ولی باید در نحوه انتقاد و بیان مشکلات هم خود را اهل بیتی نشان دهد که سیره آن بزرگواران نگذشتن از کنار ظلم ها و کم کاری های مسئولین زمانشان بود البته با حفظ حدود و آبروی افراد و بدون نگاه شخصی و فردی به مسائل.
برای درمان محافظه کاری و دوری جستن از مخفی گوئیهایی که بیشترشان منجر به غیبت افراد می شود باید دست به دامن دین شد و با استفاده از معارف نورانی آن از هرگونه و هر جا حرف زدن پرهیز و از بی تفاوتی و حفظ مصالح شخصی و دم برنیاورن و مخفی کردن حقائق هم دوری جست.
امید آنکه روزی برسد که برادرانه نقدهایمان را به عنوان هدیه به هم تقدیم  و برای اصلاح هم دلسوزانه و اسلامی عمل کنیم که آنوقت دیگر حرفی برای پشت سر و غیبت کردن نخواهد ماند و مسئولی هم اجازه کم کاری و بی مهری در حقمان را به خود نخواهد داد.




طبقه بندی: عمومی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 27 فروردین 1392 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
یادش به خیر روزهای پر از شور و حرارت ایام انتخابات سال 84 و 88. سال 84 بین انتخاب هاشمی و احمدی نژاد مانده بودیم، از طرفی می خواستیم از گذشته ها فاصله بگیریم، کارگزاران را دوباره بر سر قدرت نبینیم،ولی از طرفی نگران بودیم نکند رأی حزب الله بین هاشمی و احمدی نژاد پخش شده و صندلی ریاست جمهوری به وزیر علوم مسئله دار دولت اصلاحات(معین) برسد.
نهایتا بخاطر اعتقادات ولایی احمدی نژاد، خدمات ارزنده اش در شهرداری تهران، ساده زیستی و نگاه آرمانی اش و فاکتورهای ارزشمند دیگری که ما را قانع کرد او را انتخاب کنیم که اگر صد بار دیگر هم به آن روزها برگردیم باز احمدی نژاد را به هاشمی ترجیح می دهیم. دولت نهم در میان نگاه های بغض آلود خیلی از سیاستمداران داخلی که رئیس دولت را در قواره های مقام دوم کشور نمی دانستند کارش را شروع کرد، در این میان حمایت های قاطع ولی امر مسلمین و به طبع ایشان پیروان ولایت، شمشیرهای تیز مخالفان را کند کرده و جرأت ضربه زدن به دولت اصولگرا را از آنان گرفت. چقدر سختشان بود! احمدی نژادی که نمی خواستند حتی شهردار تهران باشد و با هزار و یک ترفند او را از کابینه دولتشان حذف کرده بودند حالا رئیس جمهور شده بود و دیگر میدان تاخت و تاز اصلاح طلبان از بین رفته و ورق برگشته بود.
دولت نهم با تمام فراز و نشیب ها یکی از بهترین دولت ها و در میان مردم می شود گفت محبوب ترین دولت بود. و به همان میثاقی که در سوم تیر با ولایت و ولایتمداران بسته بود  تا ماه های پایانی پایبند ماند و چهار سال این دولت فرصتی شد تا حزب الله نفسی تازه کرده و هر روز نگران اشخاص و روزنامه های زنجیره ای نباشد که گوشه ای از ارزش ها را مورد هجوم قرار دهد. عمران و آبادانی شهر ها و روستاها، استکبار ستیزی، پایبندی به اصول و ارزش های اسلامی و انقلابی، زنده کردن شعارهای ارزشی سال های اول انقلاب، مردم داری و ساده زیستی رئیس جمهور و اعضای دولت از جمله شاخصه های آن بود.
سال 88 شد و تب انتخابات بالا گرفت مردم بخاطر خدمات دولت نهم احمدی نژاد را به دیگران ترجیح می دادند، اصولگرایان رانده شده با اصلاح طلبان یکی شدند و برای کنار زدن احمدی نژاد از مسند قدرت تمام توان خود را به کار بستند، خیابان صفائیه قم یادم نمی رود، با چه شور و حرارتی دو طرف خیابان از غروب تا سحر محل تجمع و شعار های انتخاباتی طرفداران احمدی نژاد و موسوی می شد، به خود می بالیدم که در کشوری زندگی می کنم که مردم سالاری و احترام به انتخاب مردم فقط در شعار محصور نشده بلکه در عمل هم مردم با چه اشتیاقی نسبت به انتخاب مدیران ارشد کشور خود همت می گمارند.
منظور از بیان انچه در بالا گذشت این است که به یاد بیاوریم آن روزهایی را که چطور گذشت و چه هزینه هایی را دادیم تا احمدی نژاد گمنام و بی حزب در میان افراد نامدار سیاسی با پیشینه های مشخص و مقبول مرد پیروز انتخابات شود.
آقای احمدی نژاد آن روز مردم بخاطر اینکه شما را ولائی می شناختند و با بر سرکار آمدنتان اندوه حضرت آقا را کم می کردید به شما رأی دادند، کنار زدن افراد سرشناس سیاسی بخاطر این بود که شما را خالص تر از آنها می دانستند و تصورشان این بود که شما یاد رجائی را زنده خواهید کرد و راه او را خواهید پیمود که البته در دولت نهم چنین بود و رأی ما به شما در انتخابات 88 هم به این اعتبار بود که متأسفانه با میدان دادنتان به مشائی و اعوان و انصارش، قدرت ولایتمداری و اسلام خواهی خود را با عرفان کاذب و اومانیزم و انسان دوستی معاوضه کردید!
اسلام کامل ترین دینی است که انسان دوستی و توجه به هم نوع را مورد توجه قرار داده طوری که امام اول شیعیان امیرالمؤمنین علی علیه السلام بخاطر تعرضی که به زن یهودی شده بود فرمود: اگر از این ماجرا انسان غصه بخورد و بمیرد جا دارد. این یعنی هیچ کس و هیچ مسلکی نمی تواند منکر انسان دوستی و رعایت حق و حقوق انسان ها در دین مبین اسلام باشد، ولی متأسفانه القائات غلط و غیر خدائی مشائی و دار و دسته اش آنچنان شما را تحت تأثیر قرار داد که شما در برابر دستورات ولی فقیه هم مقاومت نشان دادید، قیام های مسلمانان را بیداری انسانی نامیدید، نصایح مشفقانه مراجع و علما را وقعی ننهادید، در حمایت از مشایی آنچنان محکم و استوار ایستادید که انگار با دور شدن او از دولت شما جان از تنتان بیرون می رود! حزب الله به توصیه مقام عظمای ولایت قضیه مشایی را قصه ای فرعی قلمداد و از توجه بیش از حد به آن خودداری کرد تا جاییکه سال 91 سال زیارتنامه نویسی شما به مشائی لقب گرفت و در فرصت های مختلف تعریف و توصیف های اغراق آمیز خطاب به ایشان صادر شد که اگر مشائی بر فرض محال صاحب این همه القاب و اوصاف بود  باز هم ملال آور  و مشمئز کننده بود! مگر نشنیده اید که امیر مؤمنان فرمود: اذا مدحت فاقتصر (خواستی از کسی تعریف کنی مختصر بگو)
اخیرا نیز شما به عنوان رئیس جمهور و از تریبون های رسمی ملت زبان به تبلیغ بی مورد و زود هنگام ایشان گشودید و در فرصت های مختلف با همان نگاه اومانیستی وسط زمستان یاد بهار کرده و به صورت غیر مستقیم ولی گویا مشائی را کاندیدای خود معرفی کردید! به چه حقی؟! انتظار از رئیس جمهور مکتبی و متعهد غیر از این بود...
حضور در ونزوئلا و مراسم تشییع انقلابی بزرگ، هوگو چاوز از لحاظ سیاسی دارای پیام  بزرگی برای دنیا بود ولی رفتارهای به دور از شرع و عرف تان باعث پایین آمدن شأن رئیس جمهور ایران اسلامی شد، باز هم این حرکت به دور از شأن و شخصیت کسی است که ملت ایران می خواست او رجائی دوم باشد...
آقای احمدی نژاد صمیمانه و راحت بگویم دلمان برای شهردار تهران قبل از 84، احمدی نژاد 84 تا 88 خیلی تنگ شده است، یادمان نمی رود رهبر انقلاب در استان کردستان چقدر از خدمات دولت نهم تعریف و تمجید کردند ، چه هزینه هایی که برای بر سر کار آمدنتان ندادیم!! هدف همه آن هایی که به شما رأی دادند و البته هزینه، چیزی جز کمک به تقویت اسلام و انقلاب و ولایت نبود. آقای احمدی نژاد کاش می دانستید اعتبار شما از مسیر ولایتمداری به دست آمد  و درست از زمانی که اعتقاد شما عوض شد آن اعتبار از بین رفت...!
مواظب ماه های باقیمانده عمر ریاست جمهوری تان باشید که شیطان بس ناجوانمردانه در میدان است و مبارزه بس دشوار. دعا می کنیم بیش از این از مسیر ولایت خارج نشوید...
یا علی...





طبقه بندی: سیاسی،  دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمود: هنگامی که موسی بن عمران علیه السلام با خضر علیه السلام ملاقات کرد موسی علیه السلام به وی گفت: مرا موعظه کن. خضر گفت: ای کسی که جویای دانشی! بدان که گوینده کمتر از شنونده خسته می‌شود، پس هیچ گاه اهل مجلس خود را خسته مکن. بحار / 1 /2 26...
بعضی وقت ها آنقدر حرف می زنیم که حساب همه چی از دستمان درمی رود، بعضی وقت ها هم در سکوت مطلقیم، کدام گزینه را باید انتخاب کرد؟ به هر قیمتی باید حرف زد یا سکوت بهترین راه است؟ یا نه باید راه میانه ای در پیش گرفت؟
این روزها اکثر افراد خود را صاحب نظر می دانند و به خود اجازه می دهند در همه زمینه ها اظهار فضل کنند و اتفاقا این یکی از نقطه ضعف های اینگونه افراد است که اظهار نظر در همه زمینه ها را حق خود می دانند و کمتر اهل استفاده از نظرات دیگران هستند. از مسائل سیاسی گرفته تا فرهنگ و اقتصاد و مدیریت و... ، وقتی هم انتقادی می شود می گویند باید آزادی بیان حاکم باشد تا هر کس در هرموردی که خواست نظر بدهد، غافل از اینکه این نوع از آزادی بیان افسارگسیختگی کلامی است و باعث خلط نظر درست و کارشناسی با نظرات آبکی شده و در نهایت عده ای را در تشخیص راست و دروغ دچار اشتباه می کند.
عده ای هم به جای حرف زدن در موعد خود و از ارائه نظر حتی در حوزه تخصص خود سر باز زده و خود را از ورطه نظریه پردازی دور نگاه می دارند در حالی که اگر به مقدار نیاز حرف می زدند جا برای اظهار نظرهای غیر کارشناسی در حوزه آنها نمانده و جلوی بسیاری از انحرافات گرفته می شد.
آنچه اسلام  می پسندد نه سکوت است و نه فریاد بلکه سکوت و فریاد به موقع دستور اسلام بوده و هیچکدام به صورت مطلق مورد ئأیید نیست.
صحبت به موقع، کم حرفی و پرهیز از زیاده گویی دارای فلسفه های فراوانی است که روایت های مورد اشاره در این پست بیانگر بخشی از آن هاست.

قال علی علیه السلام: من کثر کلامه کثر خطاؤه و من کثر خطاؤ ه قلّ حیاؤه و من قلّ حیاؤه قلّ ورعه و من قلّ ورعه مات قلبه و من مات قلبه دخل النار. بحار / 71 / 286
هر که کلامش زیاد شود. اشتباهاتش زیاد می‌شود و هر کس خطایش زیاد شود، شرم و حیایش کم می‌شود و آنکه حیایش کم شود، ورع و پرهیزگاری‌اش کم شود، و هر کسی خداترسی‌اش کم شود، قلبش می‌میرد و آنکه قلبش مُرد، در آتش افکنده شود.

قال علی علیه السلام: اجملوا فی الخطاب تسمعوا جمیل الجواب.
غررالحکم /2568
در گفتار خود اختصار را پیشه کنید تا جواب های نیکو بشنوید.




طبقه بندی: اعتقادی،  فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 14 اسفند 1391 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
مدت زیادی است از دوستان وبلاگی خودم دورم فقط هر از چندگاهی به وبشان سر زده و مطالبشان را می خوانم ولی دیگر فرصت نوشتن و کامنت گذاشتن های مرسوم را ندارم.
بعضی وقت ها دلم برای نوشتن تنگ می شود ولی مشغله زیاد مجال نوشتن نمی دهد، امروز تصمیم گرفتم درد دلم را منتشر کنم تا تسکینی برای خودم و شاید مایه تأمل و تفکری برای دیگران باشد.
یاد آن روزهای پر از آرامش و معنویت به خیر که در بین دوستان از انواع نعمت های معنوی حوزه منتفع بودیم و چون غرق در نعمت بودیم شاید آنطور که باید قدرش را نمی دانستیم ولی امروز پس از گذشت 18 ماه از دوری از آن محیط وصف نشدنی و وارد شدن در وادی مسئولیت و کار اجرایی تازه می فهمم که هیچ جا حوزه نمی شود و البته این حرفم از سر استیصال نیست و نمی خواهم دیگران را به ماندن در حوزه و سلب مسئولیت ترغیب بکنم بلکه قصه، قصه دلتنگی و دیدن افراد و مسئولان بی مسئولیتی است که تصور اینکه همچین افرادی هم در نظام مقدس جمهوری اسلامی هستند به ذهنم خطور نکرده بود ولی امروز برایم عادی شده و اینکه دروغ می گویند و می نوسیند، گزارش های دروغ و الکی می دهند، زیرآب زنی می کنند، تقوای سیاسی ندارند و هر روز بر در کسی خیمه می زنند، نگاهشان به صندلی است و اینکه پایه آن با حمایت از چه کسی یا چاپلوسی برای کی محکمتر می شود دغدغه شان است و...
با نگاه های آرمانیی که دانشجویان و طلاب پیرو خط ولایت دارند و تا زمانی که خود به وادی کارهای اجرایی وارد نشده اند انتظاراتی که از مسئولین دارند قطعا با ورود به این عرصه متعادل تر خواهد شد و با دیدن تعداد معدود افراد پایبند به مبانی دینی و انقلابی در بین مسئولین خوشحال خواهند شد.
امروز حرف از اسلام و ولایت و شهدا و ... در بین مسئولین زیاد است ولی عمل به دستورات اسلام و ولایت و حرکت در مسیر شهدا کم! البته بیشتر مسئولین به گفته های خود اعتقاد دارند ولی آفت های تخریب گر مسئولیت بین حرف و عمل فاصله انداخته و آن ها را از مسیر دور می کند.
هدفم از نگارش متن بالا و بیان این واقعیت تلخ این بود که بدانیم تا خودسازی در مراحل نوجوانی و جوانی صورت نگیرد و واقع بینانه به مسائل نگاه نکنیم، نه درک صحیحی از وضعیت موجود خواهیم داشت و نه روزی که خودمان به مسئولیت رسیدیم نرمال و متعادل حرکت خواهیم کرد. نیاز امروز کشور ورود نیروهای پرانرژی و در عین حال پایبند به ارزش های دینی و انقلابی است که فاصله حرف تا عملش بسیار کم باشد و تابلوی حرکت او معیارهای دینی و ارزشی باشد نه رضایت این و آن!!
بریدن از آرامش و فضای معنوی و علمی حوزه و دانشگاه و وارد شدن در ورطه پرتلاطم مسئولیت و متحمل شدن سختی ها و کم خوابی ها و ... می تواند مسیر بهشت باشد اگر از آفت های حول و حوش خودمان را مصون نگاه داریم.






طبقه بندی: عمومی،  دلنوشته، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 7 اسفند 1391 | توسط : عیسی برادری | نظرات()

دو ماهی که گذشت با اهل بیت علیهم السلام زندگی کردیم و لحظه لحظه های محرم و صفر شور حسینی بر دل ها و مجالس ما حاکم بود و اجتماعات مختلف علاقمندان امام حسین علیه السلام هر روز بیش از قبل کلام نورانی حضرت امام(ره) را تفسیر می کرد " این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است " شور و شعور حسینی باهم شخصیتی انقلابی به وجود می آورد که مهمترین شعار آن هیهات منا الذله است و کسی که این مهم را بتواند درک کند سعادت دنیا و آخرت را نصیب خود خواهد کرد.
با ورود به ماه صفر، شهادت حضرت رقیه، اربعین، شهادت پیامبر مکرم اسلام، امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام شور و شعور به اوج خود رسیده و شیعیان اختتامییه دو ماه عزاداری با سوز خود را با شور و حال خاصی برگزار می کنند.
در بحبوحه این غم ها یکی از سنت های حسنه یعنی "وقف" مور توجه قرار گرفته و هفته ای به نام وقف  در رسانه ها و مجامع با همت سازمان اوقاف و امور خیریه مطرح و مباحثی در رابطه با آن ذکر می گردد ولی انصافا این برای وقف کافی نبوده و نمی تواند حق آن را ادا کند.
موقوفات متعددی که از زمان های گذشته با نیّات خیر واقفین به جای مانده است امروز منشأ کارهای فرهنگی ، آموزشی، عمرانی و... بسیاری شده است که متأسفانه کم مورد توجه مسئولین و رسانه ها واقع شده و در نهایت مظلومیت این سنت حسنه را رقم زده است.
همان پیامبر و اهل بیتی که دوماه برای بزرگداشت آن بزرگواران مجالس متعدد برپا کردیم خود از واقفان و مروجان فرهنگ وقف بودند و با گفتار و عمل خود دیگران را به این مهم ترغیب می کردند.
پس از یکی از جنگ ها غنائم در میان مسلمین تقسیم می شود که قطعه زمینی به امام علی (ع) می رسد و حضرت با حفر چاه در آن زمین، آب آن را برای رهگذران که عمدتا حاجیان و زائران خانه خدا بودند وقف کرده و می فرماید: وقف نه فروختنی است نه بخشیدنی و نه ارث بردنی! و در جای دیگری با وقف خانه ای، از خدا می خواهد که در اثر این وقف او را از آتش جهنم دور نگاه دارد! امام باقر(ع) می فرماید: بهشت بر حضرت علی (ع) واجب بود و او معصوم از هرگونه گناه و بدی بود ولی باز با این حال با وقف اموال از خدا می خواست که او را از آتش جهنم محفوظ بدارد. در حالیکه ماها و بندگان گناهکار نسبت به این عمل و کارکردهای دنیوی و اخروی آن نیازمندتریم.

امروز یکی از آفات وقف عدم اطلاع مسئولین از اثرات مثبت وقف بوده که موجب اجحاف در حق این سنت نبوی می شود و البته عدم ترویج فرهنگ وقف نیز باعث شده عموم مردم اطلاعات کمتری نسبت به وقف داشته باشند.

سوال: عبادت در محلی که زمین آن موقوفه بوده و حق و حقوق آن پرداخت نشده باشد چه حکمی دارد؟
جواب: به فتوای همه مراجع معظم، عبادت در چنین مکانی باطل است.

 





طبقه بندی: اعتقادی،  احکام، 
برچسب ها: وقف، موقوفه، اهل بیت، محرم وصفر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 4 بهمن 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
پست قبلی در مورد اهمیت وقت و زمان مطالبی نوشتیم و این روزها این اهمیت را بیشتر می توان احساس کرد، ذی الحجه به سرعت در حال گذر است و دهه پر از برکات آن رو به پایان است، روزه های دهه با نمازهای معروفش را کسانی میزبان شدند که توفیق و همت بیشتری داشتند.
عرفه در پیش است و دعای پر از سوز و تواضع سالار شهیدان در عصر عرفه عاشقان او را رشته اتصالی به سوی آفریدگار بخشنده است و آنان را به تقرب به سوی حضرت یار امیدوار ساخته و دلها را خدایی می کند. قربان که مظهر به چالش کشیدن نفس توسط انسان پاک و کاملی چون ابراهیم(ع) است یکی دیگر از روزهای پر از تفضلات الهی است که انسان های پاک طینت را به قربانی کردن امیال نفسانی ترغیب می کند. دهه ولایت فرصتی برای مرور تلخ و شیرین های تاریخ برای کسب علم و اندوختن تجربه در راستای ولایت مداری است که نکات مثبت و منفی گذشتگان از نگاه تیز بین ولائیان مخفی نمانده و آنان را در ادامه مسیر ولایت مداری استوارتر و زمینه را برای بازگشت دوباره و باعزت امور به دست ولی امر و حجت الهی مهیا می کند، چونکه زمان حاضر زمان زمینه سازی ظهور و فراهم کردن اسباب تشکیل حکومت مهدوی است که تعصب و جهل مسلمانان فرصت بهرمندی امت اسلامی را از حکومت عدل علوی را سلب و این اتفاق را قرن ها به تأخیر انداخت و همین امر باعث عذاب و ذلت و حقارت امت تا به امروز بوده است ولی به توفیق الهی با بهره گیری از معنویات این ایام و ماه ها و با بصیرت و آگاهی و در پرتو هدایت های الهی بتوانیم ظرفیت های فردی و اجتماعی را گسترش داده و در راستای تحقق این امر بزرگ(زمینه سازی حکومت عدل مهدوی) قدم برداریم. این امر مهم با توجه به بیداری و آگاهی که در کشورهای اسلامی به وجود آمده مسئله ای دست یافتنی است و انشاءالله امت اسلامی در پیمودن این راه پر نور موفق و سرفراز خواهد بود.
درک شرایط و حرکت در این مسیر و اهمیت دادن به مسئله مذکور مصداق بارز جهاد و تکلیف است که دو پست قبل به آن پرداختیم.





طبقه بندی: اعتقادی،  فلسفه احکام، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 14 آبان 1390 | توسط : عیسی برادری | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 6  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6